«تصور میکنم که عصبانی بودم» یعنی من مطمئن هستم که عصبانی بودم اما تمایلی ندارم به آن اعتراف کنم. «نمیدانم از کجا شروع کنم» یعنی میدانم از کجا شروع کنم اما تردید دارم از آنجا شروع کنم. بیماری که مکرراً به روانکاوش میگوید: «میدونید، مطمئناً خواهرم تیلی را به خاطر دارید» معمولاً میخواهد بگوید که: «اصلاً مطمئن نیستم که توی ابله به خاطر داشته باشی، بنابراین دوباره یادآوری میکنم.» همهی این موارد گرچه ظریف هستند، اما معمولاً شاخصهایی پر تکرار از مقاومتاند و باید به همین صورت نیز بازشناسی شوند. پرکاربردترین کلیشهها نشان دهندهی مقاومتهای خوبی هستند و تا زمانی که تحلیل به خوبی پیش نرفته باشد، نمیتوان آنها را مدیریت کرد. اما موارد پراکنده و منفکتر را زودتر میتوان وارسی و مدیریت کرد.
کتاب: تکنیک و کاربست روانکاوی
نویسنده: رالف آر گرینسون
مترجم: داود حسینی
@PsychoanalyticNote
Post #148
189
- 👍 3
- ❤ 1
- 👏 1