در نوزادی، فروپاشیای در پیوند مادر-نوزاد به وقوع میپیوندد که نوزاد را مجبور میکند بهتنهایی با رخدادهای عاطفیای مواجه شود که ناتوان از مدیریت آنهاست. او تجربهی خود از رنج ابتدایی را با ایجاد سازمانهای دفاعی که ماهیتاً سایکوتیک هستند، نادیده میگیرد؛ یعنی واقعیت درونی خودساخته را جایگزین واقعیت خارجی میکند و بدینترتیب تجربهی واقعی خود از رخدادهای زندگیی حساس را مسدود میسازد.
فرد با تجربه نکردن فروپاشیِ پیوند مادر-نوزاد که در نوزادی رخ داده است، حالتی روانی را میآفریند که در آن، او در ترس از فروپاشیای زندگی میکند که از پیش اتفاق افتاده اما وی تجربهاش نکرده است.
مقاله: ترس از فروپاشی و زندگی نزیسته
نویسنده: توماس آگدن
@PsychoanalyticNote
Post #151
39
- 👍 1
- 👏 1