دین راه لذتجویی و پرهیز از رنج را به همهٔ مردم به یک شیوه تحمیل میکند. فن دین این است که ارزش زندگی را کاهش میدهد و تصویر جهان واقعی را با وهم درآمیزد و دگرگون کند که شرط این کار ترساندن عقل است.
دین به بهای تثبیت نابالغی روانی با اعمال فشار و کشاندن انسانها به جنون جمعی بسیاری را در برابر رواننژندی فردی ایمن میکند. اما دیگر کار چندانی انجام نمیدهد.
همان طور که گفتیم، راههای بسیاری برای انسانها برای دستیابی به خوشبختی وجود دارد، اما هیچ یک به یقین معلوم نیست که آدمی را به نیکبختی برساند، دین به این بازی انتخاب و تطبیق لطمه می زند، اما حتی دین هم نمیتواند به وعده خود وفا کند.
وقتی دیندار در نهایت ناچار است از "مشیت الهی" سخن بگوید، اقرار میکند که تنها چیزی که در رنج برایش به مثابۀ تسلی و سرچشمۀ لذت باقی میماند، تسلیم بی چون و چراست و اگر حاضر به تسلیم بی چون و چراست، احتمالا میتوانست از رفتن به این بیراهه پرهیز کند.
📚 تمدن و ملامتهای آن
#زیگموند_فروید
💠 اینستاگرام
@PsychoanalyticNote
Post #85
376
- 👏 4
- 👎 1