پزشکانی که نظریۀ روانکاوی را برای مداوا به کار میبرند، به کرّات به بیمارانی برخوردهاند که در خصوص سلامت بستگانشان به نحوی مبالغهآمیز از خود نگرانی نشان میدهند، یا -پس از مرگ یکی از عزیزانشان- به دلایلی کاملا واهی خود را ملامت میکنند.
دربارهٔ این قبیل روانرنجوریها، هیچ تردیدی برای پزشکان یاد شده باقی نگذاشته است که آرزو ناهشیارانه مرگ برای دیگران، پدیدهای همهگیر و با اهمیت است.
اشخاص ناوارد از امکان پیدایش این قبیل احساسات، فوقالعاده هراسناک میشوند و این تنفر را دلیلی موجه برای ناباوری به ادعاهای #روانکاوی میدانند. به گمان من، آنها اشتباه میکنند. نظریهٔ روانکاوی نه قصد دارد که از ارزش عشق بکاهد و نه اینکه در حقیقت چنین کرده است. در آمیختن عشق و تنفر، هم از نظر عقل و هم از نظر احساساتمان کاری عجیب مینماید.
لیکن طبیعت از راه ترکیب این دو جزء متضاد، زمینهای فراهم میآورد برای اینکه عشق همواره بیدار و تازه باشد و بدین ترتیب از آن تنفری که در پس آن پنهان شده است مصون بماند. به تعبیری میتوان گفت که دلانگیزترین شکوفاییهای عشق را مدیون واکنشی علیه آن تکانهٔ متخاصمی هستیم که درون خود احساس میکنیم.
📚 تأملاتی در خور ایام جنگ و مرگ
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #64
303
- 👍 1
- 👏 1