در چنين شرايطی جای تعجب نيسـت اگر روانكاوی پی در پی و در فرصتهای مناسب، درباره اهميتی كه ضمير ناآگاه به اسامی نسبت میدهد، مصراً تأكيد و پافشاری كند.
يكی از اين بيماران كه با او سروكار داشتهام، عزم را جزم كرده بود كه از نوشتن نام خويش، خودداری كند، زيرا میترسيد اسمش بدست ديگری بيفتد و از ايـن طريق قسـمتی از شخصيت وی بـه تملک آن فرد درآيد.
نام برده در تلاشهای نوميدانه برای دفاع در برابر وسوسههای ناشی از توهماتش، اين قاعده كلی را بر خود تحميل كرده بود كه هيچ جزء از وجود خويش را تسليم نكند، و وجود خود را در درجه اول بـا نام خويش يكی میداشت و در درجه بعد آنرا با دست نوشتهٔ خود مترادف میشناخت؛ و به اين ترتيب سرانجام، كار را به آنجا رساند كه از نوشتن بطور مطلق چشم پوشيد.
توتم و تابو
#زیگموند_فروید
@PsychoanalyticNote
Post #30
137