TGViewer
Channel Public Channel
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

@psyche_analyzer

مطالعه‌ی تخصصی ذهن، مغز و ناخودآگاه- علی ابراهیمی

Neuroscience - Cognitive Science - Clinical Psychology - Psychoanalysis
Research → Analysis → Application

◾️Contact me:
@AliEbrahimiinfo

◾️Other Ch:
@Anthro_analyser
@ThesisAnalyzer
Subscribers
2.84K
Photos
563
Videos
106
Links
481

Showing posts older than #855 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #854 1.57K
سوال؛

اگر جدول یا جمع بندی یا مقاله دقیقی درباره مصاحبه و مشاهده تشخیصی در حوزه سایکوپاتولوژی از روی ظاهر و پوشش لباس می‌شناسید، لطفاً معرفی کنید.

پاسخ؛
- فرد اتوکشیده و بیش از حد مرتب ممکن است OCD یا OCPD داشته باشد.

- فردی با ظاهر پر زرق و برق ممکن است گرایش مانیا یا هیستریونیک داشته باشد.

- شخص با ظاهر عجیب ممکن است اسکیزوتایپال باشد.

- شخص ژولیده و کثیف و نامرتب است ممکن است سایکوز باشد.
Post #853 338
چند نکته مهم در کلینیکال سایکولوژی

• بهترین درمان برای کودکان ADHD، آموزش بیهیویورال خانواده است.
• بهترین درمان برای اوتیسمیک ها، رفتار درمانی است.
• آسیب به نیمکره راست مغز عامل اختلال در بازنمایی مکانی می‌شود.
• آزمون MMPI از نظر بنیان نظری تبیین نگردیده و این بزرگترین انتقاد وارده به این آزمون است.
Post #850 306
Disruptive, impulse-control, and conduct disorder

Impulse- control disorder
- Kleptomania disorder (جنون دزدی)
- Pyromania disorder (جنون آتش زنی)
- Intermittent explosive disorder (اختلال انفجاری متناوب)

Disruptive behavior Disorders
- Psychopath personality disorder
- Oppositional defiant disorder (اختلال نافرمانی جنون آمیز)
- Conduct disorder (اختلال سلوک)
-
Post #849 290
غلظت بالای تستسترون در CSF (مایع مغزی نخاعی: Cerebro- Spinal Fluid) با حالت پرخاشگری و خشونت بین فردی در مردان ربط داده شده است.
Post #848 299
A saccade is a rapid, conjugate, eye movement that shifts the center of gaze from one part of the visual field to another. Saccades are mainly used for orienting gaze towards an object of interest. Saccades may be horizontal, vertical, or oblique.
Post #845 253
• افرادی که صفات تکانشی (impulsive) دارند، اغلب سطح تستسترون، استرادیول، استروژن بالایی دارند. در پریمات ها آندروژن ها احتمال پرخاشگری و رفتار جنسی را بالا می برد.
• برخی بیماران مرزی که علائم افسردگی دارند، نتایج غیر طبیعی در DST (تست فرونشانی با دگزامتازون) را نشان می‌دهند.
• پایین بودن سطح مونوآمین اکسیداز (MAO) ولاکت ها در میمون ها با پرتحرکی و معاشرتی بودن آن ها مرتبط است.
• پایین بودن سطح MAO را در بیماران اسکیزوتایپی ذکر کرده اند.
Post #844 596
در یک پیشرفت چشمگیر برای علوم اعصاب و شناخت مغز، تیم پروژه FlyLight مرکز تحقیقاتی Janelia بیش از ۷۴،۰۰۰ تصویر نورون مغز مگس میوه را منتشر کرده است. این مجموعه گسترده و ارزشمند، حاصل هشت سال تلاش مستمر تیم FlyLight، اکنون به صورت رایگان در اختیار جامعه علمی جهانی قرار گرفته است. این داده‌های عظیم حاصل تصویر برداری از مغز بیش از ۵۰۰۰ سویه مگس میوه با تغییرات ژنتیکی متفاوت است.

این پروژه عظیم نه تنها شامل تصاویر بی‌سابقه از مغز مگس میوه می‌شود، بلکه شامل داده‌های عظیمی از مدل پردازش عصبی در مغز است که منجر به قدرت فوق‌العاده‌ای در شناخت و درک ما از شبکه‌های عصبی و ارتباطات نورونی خواهد شد. مگس میوه، Drosophila melanogaster، به عنوان یک مدل استاندارد در تحقیقات علوم اعصاب شناخته می‌شود و از آن برای هدف‌گذاری بیان نورون‌های خاص استفاده می‌شود تا مشخص شود که کدام سلول‌های مغزی در کدام رفتارهای خاص نقش دارند.

تمام داده های این پروژه عظیم به همراه اتصالات کامل نورونی مسیرهای عصبی و رفرنس‌های ژنتیکی مرتبط، همگی در قالب یک سامانه‌‌ی متمرکز در اختیار عموم قرار دارد.


و این همان لانه‌ی روح شماست، به دنبال روح به آدرس اشتباهی نروید.


اراده‌ی آزاد؟ آگاهی مستقل؟ دوگانگی ذهن و بدن؟
متاسفانه روزهای سختی در پیش است.


به زودی جزئیات بیشتری خواهم نوشت
سروش ساراب.
Janelia Research Campus FlyLight The FlyLight Project produces large anatomical data sets and highly characterized collections of GAL4, LexA and Split-GAL4 drivers in order to enable the visualization and precise manipulation of
Post #843 327
Gender Dysphoria
Definition
در 5 - DSM عنوان ملال جنسیتی به جای اختلال هویت جنسی مطرح میشود و چنین تعریف شده است: ناهمخوانی محسوس بین جنسیت تجربه شده / ابراز شده و جنسیت تعیین شده به مدت حداقل ۶ ماه که معمولا همراه با ویژگیهای زیر است:

1. میل شدید به جنس دیگر بودن
2. پوشیدن لباس جنس مخالف ( در پسرها)
3. مقاومت برای پوشیدن لباس خاص جنس خود
4. ترجیح دادن وسایل بازی و ... جنس مخالف خود
5. ترجیح دادن شدید نقش های جنس مخالف خود
6. انزجار از آناتومی جنسی خویش


مؤلفه عاطفی اختلالات هویت جنسی را معمولاً ملال جنسیتی (gender dysphoria) مینامند که به این شکل قابل تعریف اسـت: نارضایتی از جنسیت زیستی، تمایل به برخورداری از بدن جنس مخالف و میل به اینکه به عنوان فردی از جنس مخالف به وی نگریسته شود.



Signs
هویت جنسی در اکثر افراد تا سن ۲ یا ۴ سالگی متبلور میشود.

Epidemiology
بهترین برآورد میزان اختلال هویت جنسی یا دگرجنس پنداری در بزرگسالان متعلق به اروپاست ( در مردان یک به هزار و در زنان یک به دوهزار است.)

در مراکز بالینی نسبت بیماران مذکر ۳ تا ۵ برابر بیماران مؤنث است. اقلیت کوچکی از افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی درصدد عمل جراحی تعیین مجـدد جنسی بر می آیند.

Etiology
زیست شناختی: تستوسترون بر نورونهای مغزی که در عمل مردانه سازی مغز در قسمتهایی مانند هیپوتالاموس شرکت می کنند، اثر می کند. اینکه تستوسترون در الگوهای رفتاری زنانه یا مردانه مربوط به این اختلال باشد، مورد بحث است. استروئیدهای جنسی در تظاهر رفتار جنسی در مردان و زنان بالغ اثر دارد (به این معنی که تستوسترون می تواند میل جنسی و پرخاشگری را در زنان افزایش دهد و استروژن یا پروژسترون می تواند میل جنسی و پرخاشگری را در مردان کاهش دهد).

روانی اجتماعی: نبودن الگوهای نقش جنسی با جنس مشابه کودک و تشویقهای صریح یا ضمنی والدین در رفتار کردن مشابه جنس مخالف، در ایجـاد این اختلال در کودکی دخیل است. مادران این کودکان ممکن است افسرده یا گوشه گیر باشند. گاهی اوقات صفات مزاجی ذاتی به پسرانی حساس و ظریف و دخترانی پرخاشگر و پرانرژی منجر می گردد. سوءاستفاده جسمی و جنسی ممکن است مستعد بروز اختلال باشد.


Diagnostic criteria
مبدل پوشی (transvestism): در DSM-IV-TR مبدل پوشی (یعنی پوشیدن لباس هـای جـنس مخالف) اگـر مـوقتی و وابسته به استرس باشد یک اختلال هویت جنسی محسوب می شود، اگر اختلال وابسته به استرس نباشد فرد مبدل پوش به یادگـار خـواهـی بـا مـبـدل پوشی شناخته می شود DSM-IV-TR نوعی انحراف جنسی محسوب شده است. خصوصیت اصلی یادگارخواهی همراه با مبدل پوشی این است که تحریک جنسی ایجاد می کند. مبدل پوشی معمولاً «ترانس وستیسم» (transvestism) و افراد مبتلا به آن «ترانس وست» نامیده میشوند.

Treatment
کودکان: ایجاد بهبود در الگوهای نقش جنسی موجود، یا در صورت نبودن چنین الگوهایی، تأمین یک الگوی نقش جنسی از اعضای خانواده یا دیگران (مثلاً برادر یا خواهر بزرگتر) صورت می گیرد. مراقبان کودک به تشویق کودک به رفتارها و نگرش های متناسب با جنس ترغیب می شوند، هر بیماری روانی همراه، مورد بررسی و درمان لازم قرار می گیرد. نوجوانان: به دلیل همزمانی با بحرانهای طبیعی هویت و کنفوزیون هویت جنسی، درمان مشکل است. کنش نمایی (acting out) شایع است و نوجوانان به ندرت انگیزه ای قوی برای تغییر نقشهای قالبی میان ـ جنسی دارند.

بزرگسالان:
۱- روان درمانی: هدف درمان کمک به بیمار برای پذیرش آسان هویت جنسی مورد تمایـل خـودش است، نه ایجـاد شخصیتی مطابق با هویت جنسی

قراردادی. همچنین درمان، بررسی از نظر جراحی های تغییر جنسیت و اندیکاسیون ها و کنتراندیکاسیون های آن را، که بیماران به شدت افسرده و مضطرب، اغلب به شکل تکانهای تصمیم به آن می گیرند، شامل می شود .

۲- جراحی تغییر جنسیت: قطعی و غیرقابل برگشت است. بیماران ۳ تا ۱۲ ماه، دوره مبدل پویشی و هورمون درمانی را می گذرانند. هفتـاد تـا هشتاد درصـد بیماران، از نتیجه این عملها راضی هستند. عدم رضایت با شدت آسیب شناسی روانی زمینهای همخوانی دارد. دو درصد خودکشی گزارش شده است. ۳ـ هورمون درمانی: بعضی از بیماران، به جای جراحی، با تجویز هورمونها درمان می شوند.
Post #842 251
تمایلات جنسی هر شخصی بستگی به چهار عامل روانی جنسی پیوسته به هم دارد:
1- Gender Identity
2- Sexual Orientation
3- Physical Gender
4- Sexual Behavior
Post #841 279
Post #840 307
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious میلون چند تیپ فرعی اختلال شخصیت نارسیستیک را معرفی می کند: 1- خودشیفته نخبه گرا 2- خودشیفته عاشق پیشه 3- خودشیفته غیر اخلاقی 4- خودشیفته جبرانی مقاله دکتر شهرام محمدخانی و ارسطو میرانی راجع به خودشیفتگی و انواع تیپ های خودشیفتگی میلون: https://…
- خودشیفته ی نخبه‌گرا (Elitist): خیلی از خودشون تعریف میکنند (self-promotion) و تصور اغراق شده‌ای از خودشون دارند. اغلب درگیر خیال‌پردازی درمورد قدرت، موفقیت و جذابیت هستند. از دیگر ویژگی های این دسته میشه به احساس برتری نسبت به دیگران، تکبر و فقدان حس همدلی اشاره کرد.

- خود شیفته ی عاشق پیشه (Amorous): این افراد تمایل زیادی به لاس‌زدن و اغواگری دارند. معمولا بدن‌نما (Exhibitionist) و نمایشی هستند و ممکنه از ویژگی های جنسی خودشون برای جلب توجه و تحسین شدن از سمت دیگران استفاده کنند.

- خود شیفته ی غیر اخلاقی (Unprincipled): سوءاستفاده‌گرن و رفتار های ضداجتماعی از خودش نشون میدن. دیگران رو بازیچه ی خودشون قرار میدن و درگیر رفتار های مجرمانه میشن. به حق و حقوق بقیه اهمیتی نمیدن. فریب‌کار، حقه‌باز و فاقد حس همدلی هستند.

- خود شیفته ی جبرانی (Compensatory): خصلت های بارز اجتنابی و/یا پرخاشگر-منفعل از خودشون بروز میدن. ممکنه احساس ناکافی بودن و نداشتن اعتماد به نفس  داشته باشند و از این خودشیفتگی به عنوان سپری در برابر این احساسات استفاده کنند. حساسیت بالایی هم نسبت به انتقاد و طرد شدن دارند.
Post #839 320
مارسيا (1989) ضمن بررسي ها و درمان بيماران رواني به اين نکته دست يافت که آشفتگي هويت داراي يک جوهر داده نبوده و بايد مورد تجديدنظر قرار گيرد. وي آشفتگي  هويت را شامل چهار گروه زير مي داند:
1- تجربه خود  و اختلال شخصيت مرزي:  مارسيا ويژگيهاي گروه اول آشفتگي هويت را معادل سندرم سازمان يافتگي شخصيت مرزي که توسط گرنبرگ  (1987) و کوهاتز(1987) مطرح مي شود، مي داند که عبارت است از "تاخير تحولي در شکل گيري خود يکپارچه".
2- آشفتگي بي تفاوتي:  دومين نوع آشفتگي هويت را در کساني مشاهده مي کنيم که عليرغم برخورداري از خزانه مهارت هاي بين فردي، قادر به انتخاب شغل و سرمايه گذاري رواني نسبت به يک چارچوپ ايدئولوژيک نيستند.  
3- آشفتگي سازگاري فرهنگي: در چنين حالتي فرد شرايط و توانايي هاي لازم براي کسب موفقيت آميز هويت يافتگي را دارد اما آشفتگي هويتي و نداشتن هويتي مشخصي براي جامعه اي که احساس تعهد، ضد ارزش محسوب مي شود نشانه سازگاري اجتماعي است.  
4-  آشفتگي تحولي: چهارمين نوع از آشفتگي هويت را آشفتگي تحولي تشکيل مي دهد. اين گروه از افراد از نظر ساختار شخصيت و نظام ارزشي امکان هويت يابي موفقيت را دارا مي باشند. اما موقتا و عمدا خود را از هويت يابي دورنگه داشته اند. اين افراد نه مانند افراد دچار بحران هويت درگير بحران اند  و نه مانند گروه آشفته بي تفاوت مي باشند. آنها به جاي آنکه اقدام به کسب هويتي نارس کنند ترجيح مي دهند که امکان انتخاب را براي خودشان درآينده حفظ کنند.  
Post #838 293
الف) هویت سردرگم (هویت آشفته یا هویت مغشوش)
در این وضعیت نوجوان سرگردان است و به عقاید، اصول، یا دیگران پایبند نیست و محدود به بازبینی خود است.
اين گروه شامل نوجواناني است که هيچ نوع بحراني را سپري نکرده و در عين حال به اهداف خاصي هم احساس تعهد نمي کنند. آنها به ظاهر افرادي "بي خيالند" و تمايل به انتخاب اهداف خاصي ندارند. روي هم رفته، افراد سطحي، ناخرسند و تنها هستند و توان برقراري روابط صميمي و خالص را با اطرافيان خود ندارند.

ب) هویت زودرس (هویت کلیشه ای یا هویت پیش رس)
نشانه وضعیت زودرسی هویت پرهیز از گزینش خودمختار است. این گروه بدون تجربه بحران نوجوانی، به اهدافی ویژه پایبند شده و در چهارچوب برنامه هایی که دیگران، به ویژه والدینشان، از پیش برای آن ها چیده اند، آن اهداف را پذیرفته اند.
اين گروه بدون داشتن تجربه بحران نوجواني، نسبت به اهداف خاصي احساس تعهد پيدا کرده اند. اکثر آنها در چارچوب برنامه هايي که ديگران، و به ويژه والدين از قبل براي آنان تدارک ديده اند، اهداف خاصي را پذيرفته اند. به عنوان مثال انتخاب رشته تحصيلي، نوع شغل، همسر و حتي سبک زندگي آنان توسط والدين تعيين شده است. اين نوجوانان انعطاف پذيرند، در زندگي احساس رضايت مي کنند، و به شدت به خانواده هاي خود وابسته اند. آنها باورهاي قوي مذهبي دارند، به نظم و قانون اعتقاد راسخ دارند از مراجع قدرت پيروي مي کنند. هرگاه باورها و عقايدشان از طرف ديگران تهديد شود، حالتي جزمي پيدا مي کنند. به عبارتي اين افراد يک مجموعه اعتقادي و يا شغلي را براي خود انتخاب کرده اند بدون اينکه خود در اين انتخاب نقش فعالي داشته باشند.

ج) هویت دیررس (هویت جستجوگر)
در وضعیت دیررسی هویت، افراد هنوز پایبندهای مهمی ندارند تلاش فعال آن ها برای پدیدآوردن پایبندی و تلاش برای هم آهنگی میان منابع گوناگون است.
اين افراد در جهت کسب هويت تلاش مي کنند و همواره در حا لتي دوگانه به سر مي برند، اما هنوز تعهدي کسب نکرده اند. اين افراد به طور فعالانه تلاش مي کنند تا به شناخت عميق تري از خود برسند و هدف اساسي آنها آماده شدن براي تعهد و کسب مسئوليت است. آنها افرادي رقابت طلب، مضطرب، زنده دل، پرحرف و در عين حال دستخوش تعارض هستند، غالبا اين افراد با والد غير همجنس رابطه نزديک تري دارند و مايلند که با ديگران نيز روابط صميمي برقرار کنند، البته در بسياري از آنان اين خواسته تحقق پيدا نمي کند.

د) هویت کام یاب (هویت کسب شده یا هویت موفق)
در وضعیت هویت به دست آمده (هویت کام یاب)، شخص اندک اندک اندیشه های خود را یکپارچه می سازد و خویشتنی نو می آفریند. فرد به گونه ای جدی گزینه های متعددی را در نظر می گیرد و با توجه به شرایط خود تصمیم گیری می کند و نسبتأ خودمختار است.
بعضي از نوجوانان بحران هويت را با موفقيت پشت سر گذاشته، و نسبت به اهداف معيني تعهدات لازم پيدا کرده اند. اين نوجوانان به طور فعال وقت زيادي را صرف حل و فصل مسائل مهم زندگي کرده اند. اين گروه، انعطاف پذير هستند و با فکرو درايت عمل مي کنند، اعتماد به نفس بالايي دارند و تحت شرايط فشارزا مقاومت خوبي نشان مي دهند. آنها افرادي نسبتا خودمختارند و در روابط اجتماعي، علاوه بر داشتن اعتمادبه نفس، شوخ طبع بوده و ظرفيت فراواني براي ايجاد روابط صميمي با ديگران دارند.
الگوی وضعیت های هویت مارسیا، اساسأ روی وضعیت یا پایگاه یا نتیجه ی فرایند شکل گیری هویت است، بدین معنا که هویت را اساسأ در شرایط پایدار ماندن نتایج جست وجو و ویژگی های ثابت و روشن توصیف می کند (کاته و لوین ، 1998؛ فان هاف ، 1999؛ نقل از سونز، دوریز و گوسنتر ، 2003).
Post #836 267
نظریه تشتت هویت جیمز مارسیا
به دنبال اريکسون، جيمز مارسيا نيز با تعريف و توصيف هويت، نوجواني را به عنوان دوره اي مي داند که در آن نوجوان با يک بحران هويت روبرو مي شود، اين بحران با انتخاب کردن و تصميم گيري در مورد حوزه هاي مختلف زندگي همراه است. "بحران" و "تعهد" دو عنصر و متغير اساسي در مدل حالات هويت مارسيا است.

مارسيا به توسعه مفهوم هويت يافتگي در برابر آشفتگي نقش پرداخت. مارسيا (به نقل از رولف ماس33، 1975 صص 70 و 69)با استفاده از دو بعد سرمايه گذاري رواني و تجربه بحران هويت به ارائه چهار حالت هويت پرداخت.

جیمز مارسیا ( 1996؛ به نقل از پیری و شهر آرای، 1384) که نگره اریکسون را درباره شکل گیری هویت با استفاده از متغیرهای زیربنایی مکاشفه (ژرف نگری آگاهانه درباره هدف های جایگزین نقش ها و ارزش ها) و پایبندی (توافق در سرمایه گذاری فرد در کار یا عقیده) عملیاتی کرد.

جیمز مارسیا (1987) به نقل از نصرتی ( 1383) مفهوم نظری اریکسون در مورد هویت را از طریق گسترش پایگاههای هویت به عنوان وسیله ای برای مطالعه تجربی هویت توسعه داد.

وی مصاحبه نیمه ساختار یافته ای که کاوش و تعهد هویت را برای مشخص کردن پایگاه هویت افراد ارزیابی می کرد؛ ترتیب داد

او هویت را با بکارگیری دو مفهوم شرح داد: کاوش و تعهد. کاوش مربوط به بحران می شود. آن تمایزهای شناختی و رفتاری را نشان می دهد. تعهد، به عبارتی دیگر، یک فرایند تصمیم گیری است (مارسیا، 1966؛ به نقل از چلن و کوشدیل، 2009)

با در نظر گرفتن وجود یا فقدان هریک از این دو معیار، کاوش و تعهد، در دوره­ی شکل گیری هویت فرد می توان پایگاه های هویت فرد را تعیین کرد. مارسیا با ترکیب فقدان یا وجود این معیارها به صورتی که در جدول زیر آمده است، چهار پایگاه هویت موفق، دنباله رو، بحران زده و سردرگم را مشخص نمود (مارسیا، 1989؛ به نقل از رومانو ، 2004).
Post #834 278
الفبای خودشناسی | آشنایی با مفهوم «من، خویشتن»پادکست سایکولوژی تفاوت خودشیفتگی و عزت نفساستاد مهرگان | ۰۹۰۲۲۰۰۵۰۲۱
#بازنشر
به موجودیت فردی یک شخص، خود گفته می‌شود.
ویژگی‌های اساسی یک شخص که او را از دیگر اشخاص متمایز می‌کند، «خود» او را تشکیل می‌دهد. در تعریفی دیگر، آگاهی هر فرد از موجودیتش، «خود» آن شخص را تشکیل می‌دهد.
.
از مجموعه اتاق های #کلاب_هاوس
سه شنبه ١١ آبان ١٤٠٠
.
پادکست روانشناسی سایکوپاد
@psychopod
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →