میزان ناآگاهی ما به قدریه که جفتش رو خیلیامون صرفا (روانشناسی) میدونیم.
فرض کن به مشکل و مسئله ای خوردی. بنظرت یک مشکله که فقط یکبار پیش اومده و دنبال چاره ای براش میگردی یا بارها باهاش مواجهه شدی، یا حداقل اتفاقات مشابه رو تجربه میکنی؟
نیازت بسته به جواب متفاوته!!!!!!
مشاور
مشاور، راهنمای مسیره. روی اصل مسئله تمرکز میکنه و روی اینجا و الان.
کاری با حل کردن مسائل درونی، طرحواره سازگار و ناسازگارو باور مخرب و اینا نداره.
کی بهش نیاز داری؟ وقتی یه گره مشخص داری. مثل انتخاب رشته، اختلاف سطحی با همسر، تصمیم گیری برای مهاجرت، یادگیری مهارت ارتباطی و...
مشاور بهت استراتژی میده. ابزار کار میده تا با یه موقعیت خاص یا مشکل خاص مناسب برخورد کنی.
تراپیست
اما تراپیست روی شخصیت و ریشه ها متمرکزه؛ روی تاریخچه زندگیت. کاری با گره کنونی و مسئله الانت نداره.
پس میخواد چکار کنه؟ میخواد همراه تو بفهمه اون گره اصلا چرا بوجود اومده؟ وقتی حس میکنی الگوهای تکراری و مخربی رو داری تکرار میکنی، انتخاب ها یا تصمیم های اشتباه، زخم ها و تروماهایی که با گذر زمان هیچوقت درست نشدن (حتی اونایی که با ترس اصرار میکنی درست شده) اونجاست که به تراپیست احتیاج داری. تراپیست میخواد با کَند و کاو نسبتا طولانی مدت، چیزی که درباره تو باعث گره ها میشه رو شناسایی و درمان کنه.
هدف فقط حل مسئله نیست. بازپروری و بازسازی ساختار روانیه.
پس اگر «دچارِ سردرگمیِ مقطعی» هستی و دنبال راهکاری برای یک «موضوع خاص» میگردی، مشاوره گزینه مناسبتریه.
اگر «دچارِ رنجِ مزمن» هستی، اگر حس میکنی «خودت نیستی»، اگر الگوهای تکراریات کلافهات کرده، تراپی (رواندرمانی) بهترین کمکه برات.
#عرفان
@Psy_RR