نتیجه مباحثه،دعوا،گفتگوهای تکراری،سرکوب،سرزنش،بی اعتبار کردن،زیر سوال بردن،تحقیر کردن،مقایسه کردن و ... .
اثرات آن از نگاه درمان متمرکز بر هیجان(EFT) و راه درمان آن
بیایید نتیجه این رفتارها را از نگاه درمان متمرکز بر هیجان (EFT) طوری بگوییم که انگار داریم یک فیلم ساده از درون یک رابطه را تماشا میکنیم.
EFTمیگوید ما انسانها از نظر بیولوژیک به یک «پناهگاه امن» در کنار عزیزانمان نیاز داریم. حالا ببینید این رفتارهای تکراری (دعوا، سرزنش، تحقیر، مقایسه) با این پناهگاه چه میکنند:
۱. زنگ خطر مغز را به صدا در میآورد
وقتی همسر یا عزیزتان شما را تحقیر میکند یا با دیگری مقایقه میکند، مغز شما این را برابر با یک خطر مرگبار تلقی میکند (نه اینکه جانتان در خطر باشد، بلکه «ارزش» و «جایگاه»تان در رابطه در خطر است). بدن شما وارد حالت «جنگ یا گریز» میشود: ضربان قلب بالا میرود، هورمون استرس ترشح میشود و منطق تعطیل میشود.
۲. احساس واقعی پشت پرده را پنهان میکنید
در EFT به این «هیجانِ سطحی» میگویند. آن فریاد و پرخاشگری که از شما سر میزند، درواقع یک ماسک است. زیر نقاب خشم و سرزنش، یک احساس زخمی و درمانده پنهان است: «میترسم تو مرا دوست نداشته باشی»، «احساس میکنم به اندازهی کافی خوب نیستم»، «تنهام». اما به جای گفتن این نیازِ عمیق، شروع به حمله میکنید تا از خودتان دفاع کنید.
۳. رقصِ وحشتناکِ «من حمله میکنم، تو عقب میکشی»
نتیجهی این رفتارها تبدیل شدن به یک چرخهی باطل است (که در EFT به آن «رقص شیطانی» میگویند):
· شما از ته دل فریاد میزنید: «به من توجه کن!» (اما به شکل سرزنش و مقایسه).
· طرف مقابل این را یک حمله میبیند، پس برای نجات خودش یا حملهی متقابل میکند (جنگ) یا سکوت و قهر میکند (گریز).
· سکوت او، ترسِ شما را بیشتر میکند و شما بلندتر فریاد میزنید.
· فریاد شما، فشار او را بیشتر میکند و او عمیقتر عقب میکشد.
۴. نتیجهی نهایی از نگاه EFT (همین جایی که به دردِ شما میخورد):
نتیجهی این رفتارها، «طلاقِ عاطفی» در دلِ یک خانهی مشترک است. یعنی:
· از بین رفتنِ پناهگاه: کسی که باید آرامشتان دهد، حالا بزرگترین منبعِ استرستان شده است. در کنار او احساس امنیت نمیکنید، بلکه احساس قضاوت و حقارت میکنید.
· افزایشِ اضطراب و افسردگی: چون مدام زیر سوال میروید، کمکم خودتان هم باور میکنید که «بله، من بهاندازهی کافی خوب نیستم». انرژیتان صرفِ دفاع از خودتان میشود، نه صرفِ عشق ورزیدن.
· گوشهایتان کر میشود: حتی اگر یک روز طرف مقابل عذرخواهی هم بکند، دیگر باور نمیکنید. چون هزاران بار سرزنش و تحقیر، اعتماد را کاملاً خشکانده است.
· تنهاییِ دو نفره: بدترین نتیجه این است که کنار هم هستید، اما عمیقاً تنها هستید. ارتباطِ عمیقِ قلبی قطع میشود و فقط یک رابطهی خشک و اداری باقی میماند.
درمان EFT چه راهی پیشنهاد میدهد؟
بهجای اینکه به حرفهای تکراری (مثل «تو همیشه...» یا «تو هیچی...») چنگ بزنید، باید چرخه را بشناسید و متوقف کنید. به جای حمله، باید جرأت کنید بگویید: «من از این دعواها میترسم، نه از سرِ ضعف، بلکه چون برایم مهم هستی و میترسم تو را از دست بدهم.» وقتی آن ترسِ پنهان را آشکار کنید، طرف مقابل به جای حالت دفاعی، مهربانی و همدلی میکند درک کردن و شنیده شدن اتفاق می افتد و چرخهی وحشتناک شکسته میشود.
سوالات خودتون را از من بپرسید. در قالب پستها و کارگاهها و دیگر فعالیتهایم پاسخگوی شما هستم.
☺امید کرباسیون
ارشد روانشناسی-درمانگر متمرکز بر هیجان(EFT) فردی(نوجوان،تحصیلی،ازدواج و زوج)
آیدی جهت رزرو جلسات مشاوره:
@Elahe24464
آیدی کانال آوای امید؛ مسیر تغییر در پیام رسان های ایتا،بله،تلگرام:
@Psy_Avayeomid
گروه ایتا:
https://eitaa.com/joinchat/4091937143Cb201a9fb04
گروه بله:
ble.ir/join/63u9zWaHHL
گروه تلگرام:
https://t.me/+Yj2MBMJd59s1NDQ0
گروه واتس آپ:
https://chat.whatsapp.com/D0TzcCfD4BQAC5cg7ldgPi
ما را به دوستان خودتون معرفی کنید.
Post #4111
250