من، چه مریض باشم، چه نباشم... حق زندگی دارم.
بیپروا - reckless
PO @powerless_rm
Showing posts older than #69 · Back to latest
من، چه مریض باشم، چه نباشم... حق زندگی دارم.
فقط یک لحظهی خودخواهانه توی این زندگی نکبتبار، برای دختری در آغوش پسری.
تو یه پدر رو کشتی و من یه هیولا رو.
او هنوز ماموریت من است و من هنوز هیولای او.
یادآوری این که احساسی به من ندارد، تنها حماقتم را شعلهورتر میکند.
و باز هم... او روی صفحه جاری میشود. ترکیبهایی از واژگان که بارها کنار هم نشاندهام. مرثیهای از خیانت و غزلی از اندوه. خستهام از نوشتن از نگاه یک شرور.بیپروا - reckless
این هیبت پوچ و این شبح هیولاگون دقیقا همان چیزیست که او میخواست، نه آن نرمیای که همیشه مسخرهاش میکرد و مه آن پاشنهآشیلِ همیشگیام: مهربانیام.بیپروا - reckless
چه کسی فکر میکرد من بتوانم تا این حد بیرحم شوم، یا تا این حد غرق در اندوهی چنین فلجکننده؟
وارد برزخ بینام و نشانی شدهام که حالا به آن میگویم "واقعیت".
اما عاشق او شدن... اشتباه مرگباری بود.
-خواب واسه مُردههاست.
+باشه، خواب واسه مُردههاست. ولی به نظر نمیاد زندگی هم بکنی.
انگار بستن چشمانم، دعوتنامهایست برای تماشای دوبارهی آن کابوس.
آیا باید از این حس امنیت بترسم؟ آیا باید نگران باشم که در آغوشش حس آرامش و راحتی دارم؟
چه بد که همیشه خوشگلا عوضیان.
مجبورم که راستش رو بگم. نه، آماده نیستم. ولی من و تو که با هم باشیم چیزیمون نمیشه. هیچوقت چیزیمون نمیشه.

میشه تو تا ابد برای من تبدیل به همون جایزهای بشی که همیشه دلم میخواسته برنده بشم؟

عزیزم، حال من اصلا بد نیست. اگه اینطور بود که تو میگی، الان اینجا غرق خون بود.
ایکاش حسادت از استخوانهایم بیرون میچکید و به راحتی تبخیر میشد و از بین میرفت.