دلم برای خشمی که نسبت به او داشتم و بلاهایی که سرش میآوردم تنگ میشود.
ناتوان - powerless
PO @powerless_rm
Showing posts older than #49 · Back to latest
دلم برای خشمی که نسبت به او داشتم و بلاهایی که سرش میآوردم تنگ میشود.
اصلیترین سلاحی که ما زنها داریم اینه که دستکم گرفته میشیم. فکر میکنن با یه موجود ضعیف طرفن و شل بازی میکنن. اینجاست که محکم ضربه میخورن.ناتوان - powerless
متاسفانه گاهی باید شهید بدیم تا مردم متوجه شن چیزی که داریم براش میجنگیم، چقدر ارزشمنده.
تو من رو به یاد شخصیتی میندازس که به گذشتهام تعلق داره. اما هرچی بیشتر باهات آشنا میشم، تفاوت بیشتری بین تو و اون میبینم.ناتوان - powerless
من تمام مدت منتظر بود که تو من رو با میل خودت نگاه کنی. دوست داشتم این نگاه رو ازت دریافت کنم. چرا از من دوری میکنی؟ چرا همیشه از نگاه کردن به چشمهای من فراریای؟ناتوان - powerless
لهولورده کمترین واژهایست که میتواند حالمان را توصیف کند.
اشتیاق یکی از آندسته احساسات است که من را در بسیاری از مواقع به انجام کارهای اشتباه سوق داده. آرزو میکردم نقش اشتیاق تا این حد در تصمیمگیریهایم پررنگ نبود.ناتوان - powerless
این که محکوم به مردنم برام به این معنی نیست که بخوام به تو آسیبی بزنم.
دارم اذیت میشم چون میبینم این کارت و کنارتبودن برام آزاردهنده نیست.
بیش از پیش در وجود یکدیگر تنیده شدهایم؛ گویی بندی نامرئی ما را بههم متصل نکه میدارد.

خطوط چهرهاش خبر از پذیرفتن میدهد و درک این که اون کیست و در آینده که خواهد بود.
اما این پسر که رو به روی من نشسته، در چشمانم نگاه میکند و میپذیرد که یک هیولاست. درک میکند که برای چه ساخته شده، بدون این که به او اشارهای شده باشد که اینها چه اعمال وحشیانهایست.ناتوان - powerless
هیولاها از اول هیولا به دنیا نمیان، ساخته میشن.
درحال حاضر من و کای در کنار هم هستیم تا رازآلودترین اسرار زندگیمان را برای یکدیگر رو کنیم. به حریفان روشهایی برای از پا درآوردن یکدیگر یاد دهیم که حتی از دست مهلکترین اسلحهها هم برنمیآید.ناتوان - powerless
این که مطمئن نیستیم فردا را میبینیم یا نه، باعث شده دست به انجام کارهایی بزنیم که احتمالا اگر زنده بمانیم برایمان پشیمانی به بار میآورد.ناتوان - powerless
سرنوشت آدم مسخرهست، همهچیز ناپایداره، اختیار هیچچیز دست خود آدم نیست.
انکار نمیکنم که همچنان یک هیولا هستم، اما نه از آن دسته هیولاها که انجام کارهای زشت برایشان لذت بخش است.
لجبازتر از آن است که بمیرد، من هم دستکمی از او ندارم و نمیگذارم که او بمیرد.
من خسته و آشفته بودم. یک احمق که او را دستکم گرفته بودم. اکنون مرگ و زندگی مجری آینده در کف دستان اوست.