او شعلهی آتش است؛ همانی که قرار است من را در کام خود بسوزاند و اقیانوسیست که مرا در خود غرق میکند.
ناتوان - powerless
PO @powerless_rm
Showing posts older than #29 · Back to latest
او شعلهی آتش است؛ همانی که قرار است من را در کام خود بسوزاند و اقیانوسیست که مرا در خود غرق میکند.
اصرار دارد نشان دهد که این درد برایش قابلتحمل است. من نمیتوانم تصور کنم که این ظاهرسازی چه حجم وحشتناکی از رنج را بر وجود او فرود میآورد.ناتوان - powerless
تو روی چیزی هم که به صلاح خودته لجبازی میکنی گری.
نمیخواهم به خودم این اجازه را بدهم کهدر بغلش احساس آرامش داشته باشم. میخواهم لمس او برایم نوعی ناراحتی و کشمکش به همراه بیاورد، اما الان اختیار در دست من نیست.ناتوان - powerless
تمام و کمال ناتوانم.
ما بهراحتی مکمل یکدیگریم؛ قطعاتی از پازل که در حای خود چیده میشویم.
او بهخوبی میداند قطع کردن رقص دیگران چقدر بد است، اما هرچه باشد او شاهزاده و مجری آینده است؛ یک حرامزادهی متکبر.
او تصویری از یک تصمیم اشتباه است. پیوندی است از خطر و اشتیاق. مرز باریکی میان کشنده بودن و خدایی جلوه کردن. و این وسط، این منم که درحال غرق شدنم.ناتوان - powerless
حسی که در درونم پیدا کردهام، من را نسبت به خودم عصبانی کرده. برای دختری حس حسادت و تملک دارم کهدثابت کرده به من تعلق ندارد.ناتوان - powerless
آدنا سراپا خوبی است و من یکپارچه گناه.
نمیدانم باید اسمش را بگذاریم صفت شخصی یا جنون سوءظن، اما من نمیتوانم جابی زندگی کنم و از دوروبرش بیخبر باشم.ناتوان - powerless
از چشمان قهوهایرنگش چیزی مانند حس ترحم ساطع میشود. از این حس متنفرم؛ من نه از او ترحم میخواهم و نه از تماشاچیان؛ آنچه من میخواهم تغییر است.ناتوان - powerless
بهتر است با بدنم فعالیت کنم تا اینکه به ذهنم اجازه دهم تفرجگاه انواع افکار سمی باشد.
کسی چه میداند... شاید این دختر برای من خودِ مرگ باشد.
مرد برایم گفت که این دختر چه اسراری را برایش رو کرده و از کلماتش متوجه شدم که تا چه اندازه از پایدین متنفر است. اما راجع به اینکه چگونه دختر را زده چیزی نگفت.ناتوان - powerless
شاید لازم است یکی از دستان مأمور را برای همیشه از او بگیرم تا دیگر هوش دست بلند کردن روی زنان به سرش نزند.
مرا به سُخره گرفته و این کار، او را از همیشه دوستداشتنیتر میکند.
بازیهای روانی؛ این است کاری که با ما میکنند. همهی این کارها را کردهاند تا اعصابمان را به بازی بگیرند، تا نگرانی و اضطراب را مهمان ذهن و روحمان کنند.ناتوان - powerless
ای کاش مرگ، قول آدمها را نمیشکست.
درد برای کسی که مدام درحال سرایت دادن آن به دیگران است، مفهوم دیگری دارد. این کار، نوعی بیحسی بههمراه دارد.
هر دختری باید یه چیز کوچیک داشته باشه که مثل خودش زیبا و مرگبار باشه.
خنجر رو توی قلبم فرو کن. شنیدم که مامان میگفت اینطوری دردش کمتره.