TGViewer
Channel Public Channel
پریشان‌خوانی

پریشان‌خوانی

@post_book

پاره‌نوشته‌های محمدرضا مروارید
در باب کتاب و فرهنگ

ارتباط با ادمین
info@postbook.ir
Subscribers
383
Photos
244
Videos
24
Links
295
Recent Posts 20 shown
Post #756 373
❇️ پناهگاهی برای حرف‌هايی که نمی‌شود، يا نبايد زد

دومين جلد يادداشت‌های جلال از 18 آذر 1337 تا 24 آذر1339

«بزرگ‌ترين رُجحان يک عمر بيش از سی‌ساله در اين مُلک آن است که همرنگ جماعت بشوی: دروغگو، دغل، منافق، و قابل تحمل برای عوام‌الناس. در غير اين صورت، خشنی و ضعف داری، يا بی‌بته‌ای و ابلهی و الخ.. خنده‌دار نيست؟
برای گريز از چنين ابتذالی، چاره جز خودخوردن و سکوت نيست. به تو چه که در هر مورد دخالت کنی؟ درش را تخته کن و اگر حرفی داشتی، برای خودت بزن. توی اين دفتر، يا جزو اباطيل ديگر. حالا کم‌کم دارم احساس می‌کنم که اين دفتر خودش مفرّی است برای آنچه نمی‌توانی بگويی، يا نبايد.
اوايل امر اين دفتر را شايد از روی مُد نگه می‌داشتم، که شکر خدا آن قسمتش اصلاً دزدبرده شد، و بعد به عنوان يک تکليف بار دوشم شده بود و حالا احساس می‌کنم مفرّی است، پناهگاهی برای حرف‌هايی که نمی‌شود، يا نبايد زد، که اگر بزنی، بی‌ادبی، يا خشنی، يا ضعيفی، يا هزار عيب شرعی و عرفی ديگر داری»

گزارشی عريان از يک زندگی خلوت، اما پرهياهو و شلوغ، از همسايه و دوست و شاگرد و همکار.
حتماً هر چه جلوتر می‌رود خواندنی‌تر می‌شود و زيباتر.
🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 2
Post #755 328
🔹به مناسبت هزاروپانصدمین سال ولادت پیامبر (ص) محور ادبیات کنگرهٔ بین‌المللی ۱۵ قرن تجلّی نور نبوی در آینهٔ علم و پژوهش برگزار می‌کند:
📔 قصیدهٔ برده بر چکاد چکامه‌های نبوی
🔸سخنرانان:
استاد حسن حکیم‌باشی
دکتر حبیب راثی تهرانی
🔸زمان:
پنجشنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵
ساعت ۱۵
📌پخش از لینک زیر:
http://meet.google.com/zac-fxti-aip
🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 1
Post #754 188
☘️ نگاهی نو به سیرۀ نبوی

🖌️ واکاوی تجربه امت اسلامی برای زیستن در جهان سیاست

آیا واقعاً می‌توان زندگینامه همه‌جانبه‌ای برای یک انسان نوشت و در آن، فراز و نشیب‌های شخصیت او را به تصویر کشید؟ این پرسشی است که دکتر طریف خالدی در ابتدای مقاله ارزشمند خود با عنوان «سیمای پیامبر اسلام در میراث فکری مسلمانان» در کتابی که با نام «زیستن با کتاب» به فارسی ترجمه شده، مطرح کرده و به دنبال آن، به تلاش سیره‌نویسان برای عرضه زندگینامه رسول گرامی اسلام پرداخته و آنها را در گونه‌های مختلف دسته‌بندی کرده است.
به گفته دکتر خالدی که خود از پژوهشگران نامدار حوزه تاریخ است، آنچه سیره‌های پیش از دوران معاصر تصویر کرده‌اند، بین تصاویر قدسی و انسانی در نوسان است، اما از قرن نوزدهم بدین سو، یعنی در دوره معاصر، عموم کتب سیره رنگ انسانی به خود گرفته‌اند. او اولین نمونه از این آثار را در کتاب‌های مسلمانان هند به زبان انگلیسی معرفی می‌کند و از کتاب «روح اسلام» یا «زندگی و آموزه‌های محمد» نوشته سید امیرعلی نام می‌برد که در پاسخ اتهامات خاورشناسان به رشته تحریر درآمده است. سپس از محمد عبده، علی عبدالرزاق، توفیق الحکیم و طه حسین یاد می‌کند که راه را برای نگارش‌های نو در سیره باز کردند. از نظر طریف خالدی، آثار این نویسندگان و دیگر سیره‌نویسان معاصر که تعدادشان اندک نیست، هرچند در پرداختن به جنبه‌های این‌جهانی رسول گرامی اسلام همسویی دارند، اما هر یک از منظر خاص خود به آن دوره از تاریخ نظر کرده‌اند.
شاید تازه‌ترین نمونه از این آثار کتاب «نخستین بهار» نوشته دکتر وضاح خنفر باشد که ....

ادامۀ اين نوشته در ويژه‌نامۀ روزنامۀ ايران به مناسبت بزرگداشت پانزدهمين قرن ميلاد پيامبر اکرم(ص)

https://irannewspaper.ir/9109/13/162052

🔻🔻🔻
@post_book
روزنامه ایران نگاهی نو به سیره نبوی
  • 👍 1
Post #753 330
🍀دکتر علی الهی نخستین بهار را کتابی ارزشمند با نگاهی این‌جهانی به سیره پیامبر اکرم(ص) خواند.
🔻🔻🔻
@post_book
@besateakhlagh
  • 👍 5
Post #752 308
🍀 در آستانه سالروز تولد پیامبر اکرم(ص) و آیین گرامیداشت پانزدهمین قرن میلاد آن حضرت، به دعوت کانون‌ بعثت اخلاق، به برخی از ویژگی‌های کتاب نخستین بهار، خوانش راهبردی سیاسی سیره نبوی اشاره کردم.
🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 5
Post #751 362
🔻قلعهٔ الموت ثبت جهانی شد

📌 تا زمانی که کسی رمان‌های سمرقند اثر امین معلوف و الموت نوشتهٔ ولادیمیر بارتول را نخوانده باشد، نمی‌تواند به شکوه و عظمت لحظهٔ دیدار درهٔ الموت و تماشای ویرانه‌های بازمانده از قلعهٔ بلند آن پی ببرد.

🔹از فصل همسفر با مرگ تا درهٔ الموت
🔹کتاب مسافر کاناپه‌گرد در ایران
🔹ترجمهٔ محمدرضا مروارید
🔹نشر اندیشهٔ مولانا

🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 7
Post #750 597
🔻ویتگنشتاین دو گروه علاقه‌مند دارد: یا آثارش را می‌خوانند و کاری به زندگی‌اش ندارند، یا مجذوب زندگی او هستند اما از آثارش سر در نمی‌آورند.

🔻کتاب «وظیفه‌ای به نام نبوغ» پلی است برای این شکاف، تا میان دل‌مشغولی‌های اخلاقی و معنوی او که زندگی‌اش را تحت‌الشعاع قرار داده و پرسش‌های فلسفی ظاهراً متفاوتی که بر آثارش سایه افکنده، ربط و نسبتی ایجاد کند.

🔻نویسنده در این کتاب، زندگی و اندیشه ویتگنشتاین را چنان در هم تنیده که خواننده در آن واحد، و در یک اثر با هر دو آشنا می‌شود.

🔹لودویگ ویتگنشتاین؛ وظیفه‌ای به نام نبوغ
🔹نوشته ری مانک
🔹ترجمه رضا دهقان
🔹نشر ماهی ۱۴۰۳

🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 2
Post #749 733
🔻هر جلد از این شاهکار فشرده‌سازی را یک‌روزه بخوانید... و یک عمر به خاطر داشته باشید.

🔹نشر مرکز با انتخاب و ترجمه یک دوره پروپیمان از تاریخ کشورها، با افزودن تاریخ مقوله‌هایی چون جنگ و اقتصاد و موسیقی و هوش مصنوعی، مجموعه ارزشمندی را در اختیار فارسی‌زبانان نهاده است.

🔹نویسندگان این مجموعه، در تاریخ کشورها هیچ تحول مهمی را از قلم نینداخته و با نگارشی روان و جذاب در متنی فشرده و به‌قاعده، خواننده را با ادوار گوناگون تاریخ آن سرزمین آشنا کرده‌اند.

🔹تاکنون هفده جلد از این اثر ترجمه و چاپ شده است.
🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 4
Post #748 1.23K
🔻منصور ضابطیان را در عالم کتاب به دوازده سفرنامه‌ای می‌شناسیم که به نگارش و‌ چاپ درآورده، سیزدهمین کتابش «کافه پولونیا» هم اگرچه به یک کشور یعنی «لهستان» می‌پردازد اما فراتر از یک سفرنامه است.

او «در جست‌وجوی یک واقعه» کارش را از ورشو شروع کرده و برای روایت دردناک پناهندگان لهستانی جنگ جهانی دوم، سراغ بازماندگان زنده این ماجرا رفته، و در بندرانزلی، تهران، اصفهان، مشهد و اهواز ردپای آن‌ها را پی گرفته است.

پژوهشگران تاریخ این ماجرا از خواندن این کتاب بی‌نیاز نیستند.

🔹کافه پولونیا، در جست‌وجوی یک واقعه از ورشو تا تهران
🔹منصور ضابطیان
🔹نشر مون ۱۴۰۵
🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 4
Post #747 1.06K
🔹آنچه نآمد در کتاب و در خطاب
🔸در احوال و آثار دکتر محمدعلی موحّد
✍🏻سيروس علی‌نژاد

«پراکنده‌کاری فقط در زندگی معنوی و کارهای فکری من نیست، در همۀ وجوه زندگی من نقش بارز داشته است: طلبگی کردم، بازاری بودم، شرکت نفت رفتم، و ... مهم‌تر اینکه با انواع مردم سر و کار داشته‌ام: روستایی، شهری، پیشه‌ور، کارگر مزدور، کاسب جزء، بازرگان، جاهل، عالم، ملحد، متدین، مرتجع، آوانگارد، سیاه و سپید.. با همه نوع آدم من کار کرده‌ام و همه‌شان را دوست داشته‌ام ...

الّا و مگر و جز اینکه با دروغ و دغل و ریا و فریب و خیانت و حقه‌بازی هرگز کنار نیامدم. اصلاً یک نوع سرکشی و طغیان طبیعی در برابر این چیزها در خود احساس می‌کردم. این هم هنری نبود که من از خود آموخته باشم حاصل چارچوبی بود که زندگانی در آن شکل گرفته بود».

🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 2
Post #743 353
📍 برشی از مقدمه نویسنده (عمرو بدوی):

​«این کتاب یادداشت‌های روزانۀ سفر من است که به ترتیب تاریخی و مناسب با جابه‌جایی در شهرهای مختلف ایران تنظیم شده است. 🗺️

​خوانندۀ این یادداشت‌ها در همۀ مراحل، روی مبلمان راحت خانه‌اش لم می‌دهد و خودش را چنان همراه من می‌بیند که گویا به ایران سفر کرده است. 🛋️💼

​این کتاب به‌سادگی در شمار ادبیات سفرنامه‌ای جای می‌گیرد؛ از سیمای کشور و مردمانش، و جاهای دیدنی و موزه‌هایش سخن می‌گوید و مهم‌ترین رویدادها و چهره‌های تاریخی آن را معرفی می‌کند و بیش از هر چیز، به ابعاد انسانی و اجتماعی آن می‌پردازد که همه به لطف استفاده از سایت CS (کوچ‌سرفینگ) فراهم آمده است.» 🤝🌍

​📘 کتاب: «مسافر کاناپه‌گرد در ایران»
✍️ نویسنده: عمرو بدوی
📝 مترجم: محمدرضا مروارید
📚 ناشر: اندیشه مولانا

🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 7
Post #742 744
این کتاب، قصۀ سفر نیست؛ قصۀ انسان‌ها است. روایت یک توریست خارجی که در بستری از همدلی، به عمق خانه‌ها و فرهنگ ایرانیان پا نهاده است؛ محتوایی که شاید در اين روزهای سخت، یادآور اصالت، فرهنگ و روحیۀ مهمان‌نوازی مردم ما باشد.
@post_book
  • 👍 6
Post #741 778
دیدار با دکتر محمود مهدوی دامغانی برای من که سال‌ها است در محضرش زانو زده‌ام، هر بار آموزنده است و پربار. از ديدار ديروز با همراهی دکتر پاپلی يزدی ‌و دکتر شانه‌چی، درس ديگری هم گرفتم: هنر سکوت و شنيدن دکتر پاپلی در محضر استاد.
چنين شد که دکتر مهدوی به هنگام بدرود فرمود: روزی بانام بود، امروز!
  • 👍 11
Post #740 1.84K
🔹برای آشنايی با نسبتِ ميان زندگی شهری و باورمندی، و شناخت تأثير هر يک از اين دو بر ديگری، خواندن کتاب «ايمان در شهر» پنجرۀ خوبی را در برابر ما می‌گشايد و ما را با ديدگاه‌های مختلف و گاه متضاد اين مقوله آگاه می‌کند.

🔹چهارده مقالۀ اين مجموعه که برخی کتابی را معرفی می‌کنند، برخی به طرح ديدگاه ديگران می‌پردازند، برخی گزارشی از يک نمونۀ ملموس را ارائه می‌دهند و برخی نظريۀ تازه‌ای را در برابر انديشۀ ما می‌گذارند، همه در پرداختن به «الهيات شهر» اشتراک دارند؛ موضوعی که بايد با کتاب‌هايی از اين دست، بيش از اين آن را کاويد تا شايد به الگويی تازه دست يافت و انسان مؤمن را هم از آرزوی آوارگی در کوه و بيابان وارهاند و هم از گم شدن در هياهوی شهرِ غريبه با هر هويت و خاطره رهايی داد.

🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 6
Post #739 499
🔸يک ديدار شتابان

🔻احمد فال‌الدين اهل موريتانی است؛ سرزمینی در غربی‌ترين نقطۀ آفريقا؛ جايی که اگر ادبيات عرب را آنجا خوانده باشی حتماً بازی‌های زبانی آن برايت خوشايند است و همين سبب شده است که فال‌الدين واژه‌ها را خوب بشناسد و آنها را در جايی که بايد، به کار ببرد؛ چه در کتاب‌هايش و چه در حرف زدنش. برای همين است که به فارسی هم علاقۀ شديدی دارد و اگر رازی را در کلمات فارسی دريابد، رهايش نمی‌کند.

🔻کتاب‌هايش گواه اين مهارت است؛ چه کتاب «الحَدَقی» که آن را با نام «ديده‌ور» ترجمه کرده‌ام و چه کتاب «دانشمند» رمانی در زندگی ابوحامد غزالی که حتی اسم آن را هم فارسی گذاشته است.

🔻گزارش‌هايش در الجزيره، که بايد خشکی‌های سياست را بازتاب دهد، هميشه با ملاحت‌های زبانی همراه است.

🔻ديدار با او در تهران، در روزی که سريع‌ترين جابجايی خود برای يک سفر را تجربه می‌کردم، و سخن گفتن از ادبيات عربی و فرهنگ ايرانی و جاحظ و غزالی و .. در ايامی که سايۀ شوم تهديد بر سر کشور خيمه داشت، غنيمتی بود که ديری نپاييد و زود به سر آمد.

🔻نه توانستم در برنامه‌ای که دو روز بعد در شهرکتاب برای معرفی «ديده‌ور» چيده بودند، حاضر باشم و نه ترجمۀ کتابش از مرحلۀ نامزدی کتاب سال ج.ا.ا در رشتۀ ادبيات عرب فراتر رفت که جايزه‌ای ببرد.

https://www.postbook.ir/uploaded/137-p.jpg
🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 6
Post #736 683
قبل از فرا رسیدن شب
از شهر بیرونم می‌کنند
می‌گویند که قبض هوا
و کرایه‌ی روشنایی را به آن‌ها
پرداخت نکرده‌ام

قبل از غروب
از شهر بیرونم می‌کنند
می‌گویند اجاره‌ی آفتاب
و عوارض ابرها را
پرداخت نکرده‌ام

قبل از طلوع آفتاب
از شهر بیرونم می‌کنند
زیرا بیش از حد به شهر خیره شدم
و ستارگان را ستایش نکردم

قبل از پایین آمدن از رحم
از شهر بیرونم می‌کنند
چون هفت ماه در کمین هستی بودم
و شعر می‌گفتم

آن‌ها مرا از هستی بیرون می‌کنند
چون با هستی ارتباط مشکوک داشتم
مرا از هستی و نیستی بیرون خواهند کرد
زیرا من زاده تحول هستم

مرا بیرون خواهند کرد

#نجوان_درویش
#شعر_فلسطین
@post_book
  • 👍 3
Post #735 717
🔹ديده‌ور؛ کتابی در مرز میان رمان تاریخی، روایت فلسفی و بحث‌های علمی

دیده‌ور، یا صاحب بصیرت، یا کسی که بینش دارد، یعنی نه فقط چشم، بلکه چشمِ جان یا کسی که می‌بیند آن‌چه دیگران نمی‌بینند، کتابی است از احمد فال‌الدین، نویسنده موریتانیایی. او در این کتاب نگاهی انداخته به زندگی ابوعثمان عمرو بن بحر، معروف به جاحظ، پادشاه نثر عربی، نویسنده معروف که در آثارش، از جانوران تا سیاست، از اخلاق تا بلاغت، از روان‌شناسی تا قوم‌شناسی، تقریبا همه‌چیز را بررسی کرده.

فال‌الدین هم‌چنین نگاهی بسیار کلی انداخته بر خلافت عباسیان، در دوران هارون الرشید، مامون پسر هارون و معتصم، دیگر پسر هارون؛ یعنی زمانی که عباسیان در اوج قدرت و ثروت و بغداد و بصره شهرهایی رؤیایی و هزارویک شب بودند تا زمان معتصم، هنگامی که افول آنان شروع شد.

نویسنده کاری به سیاست یا فتوحات عباسیان در این دوران ندارد، گرچه فاجعه سر بریدن جعفر برمکی، به دست هارون الرشید یا جنگ‌های امین و مامون برای جانشینی را کوتاه و مختصر اشاره‌ای کرده.

آن‌چه منظور نویسنده بوده، بحث‌های آزاد علمی و مذهبی بوده که در دربار خلیفه، چه هارون‌الرشید و چه مامون صورت می‌گرفته و دانشمندان و علما، با دین‌های مختلف به سؤال‌های خلیفه پاسخ می‌دادند و یا در حضور او، به بحث و جدل می‌پرداختند. این‌گونه علم در شرق برای دوران کوتاهی شکوفا شد و شرق را از جهات مختلف مانند شهرسازی، بهداشت، علمی، فرهنگی و فلسفی در جایگاهی بسیار بالاتر از غربی قرار داد که هنوز درگیر فروپاشی امپراتوری روم و جنگ‌های داخلی بود.

این‌گونه دانشمندانی مانند جاحظ هم، نه تنها شکوفا شدند، بلکه هم از جانب حاکم شهر و هم از طرف خلیفه، پشتیبانی مالی می‌شدند تا فارغ از غم نان، تنها به تحقیق و تألیف مشغول باشند. اما این دوران طلایی با مرگ مامون و قدرت گرفتن معتصم کم‌کم تمام شد و شکنجه دانشمندان، جای بحث‌های آزاد را گرفت.

شاید بتوان کتاب نویسنده را به سه قسمت تقسیم کرد، دوران جوانی و گمنامی جاحظ، زمانی که او در بصره جوانی دانشمند اما ناشناس بود. دوران میان‌سالی و اقامت در بغداد و شناخته شدن به عنوان یکی از علما و قسمت آخر، سکته مغزی جاحظ و برگشتن او به بصره و زندگی دوباره میان کتاب‌ها و البته مردم عادی.

بصره یا بغداد؟

تفاوت میان بصره و بغداد را نمی‌توان تنها جغرافیایی یا تاریخی دانست. فال‌الدین از این دو شهر تصویری نشان داده که هرکدام نماد نوعی دیدن و نوشتن هستند؛ دو جهان، دو شیوهٔ بودن. بصره گویی شهری است که در آن زبان‌ها با هم برخورد می‌کنند: عربی، فارسی، حبشی، یونانی، لهجه‌های محلی. اما بغداد، شهری‌ست که در آن زبان تثبیت شده. جاحظ تا هنگامی که در بصره زندگی می‌کند، فردی است که هنوز در حال دیدن یا همان دیده‌ور است، اما هنگامی که به بغداد می‌رود، دیگر دیده‌ور نیست؛ بلکه نویسنده‌ای است که باید بنویسد آن‌چه را که باید نوشته شود. در حالی که بصره نماد چندفرهنگی بودن است اما بغداد شهری است که در آن زبان تثبیت شده است.


معتزله یا اهل حدیث:

یکی دیگر از بحث‌های مهمی که فال‌الدین در میان بحث‌ها و مجادله‌های کتاب به آن پرداخته، بیان دیدگاه‌های معتزله که جاحظ هم از پیروان آن بوده با اهل حدیث است. معتزله طرفدار عقل و خرد برای پیروی از اسلام بودند و در مقابل، اهل حدیث، قران و حدیث را کافی می‌داند. طرفداران این دو دیدگاه، بارها نظرات خود را در درازای کتاب شرح می‌دهند و البته نویسنده هم نتیجه‌ای از درست و بر حق بودن هیچ یک نمی‌کند.

در پایان کتاب دیده‌ور با ترجمه عالی آقای مروارید را باید از آن دست آثار نادر و عمیقی دانست که در مرز میان رمان تاریخی، روایت فلسفی و بحث‌های علمی حرکت می‌کند. این کتاب نه صرفاً داستانی دربارهٔ جاحظ، بلکه بازخوانی تجربهٔ زیستن در جهان اسلامِ قرون اولیه است، در مواجهه با قدرت و معنا.

به نقل از يادداشت‌های ذيل کتاب «الحدقی» در goodreads

https://www.postbook.ir/uploaded/135-b.jpg

🔻🔻🔻
@post_book
  • 👍 2
Post #734 1.01K
🔸 شهر هر چقدر بزرگ‌تر می‌شود اتاق من تنگ‌تر می‌شود
🔸 شعرهای غياث المدهون
🔸 ترجمۀ يدالله گودرزی
🔸 نشر ثالث 1404

خيلی غمگينم
شهری که من در آن زندگی می‌کنم
مانند شهری نيست که
در من زندگی می‌کند
🔻🔻🔻
@post_book
Post #733 861
🔸آن چنان که بودیم
🔸لیلی گلستان

🔹 ترجیح می‌دهم به روش خودم آرام از زندگی یاد بگیرم...
شاید تأثیر روش پدرم بود که از صبح تا غروب دائم در حال یاد دادن بود، آن هم با استبدادی زایدالوصف.
هنوز هم هر وقت به سفر می‌روم و راهنما می‌خواهد آثار باستانی را به جماعت توریست معرفی کند فورا جیم می‌شوم و می‌روم در خرابه‌های باستانی می‌چرخم و تماشا می‌کنم و وقتی بعداً برای هم‌سفرانم می‌گویم چه‌ها دیده‌ام و جزییات دیده‌هایم را تعریف می‌کنم، متوجه می‌شوم که آن‌ها آثار باستانی را فقط شنیده‌اند و یاد گرفته‌اند، اما ندیده‌اند. من دیده بودم - با جان و دل.

🔻🔻🔻
@post_book
Post #732 2.05K
🔻معمارباشی
🔻خاطرات مهندس رضا دیشیدی

🔹جنگ ظفار که راه افتاد ایران نیرو فرستاده بود.
یک روزی سرهنگی از طرف ارتش آمده بود و می‌خواست باغ پایین خواجه‌ربیع را برای جنازه‌های ارتش و جنگ ظفار بگیرد.
آمد و با هم رفتیم آنجا را بازدید کردیم.
چهار پنج تا جنازه را آورد همان جا دفن کرد.
بعد گفت: همین باغ را به ما بدهید. گفتم: والا من کاره‌ای نیستم. برو پیش ولیان که تولیت است. بگو تا بده.
سر شب ولیان آمد و گفت: جناب سرهنگ رفتید باغ را دیدید؟
گفت: بله خوبه اجازه بفرمایید که همه باغ را بدهند به ما.
ولیان گفت: مرتیکه فلان‌فلان‌شده می‌فهمی داری چی می‌گی؟ می‌خواهی تمام لشکر ایران را به کشتن دهی، بیاوری توی باغ دفن کنی؟ برو آقا دنبال کارت. شما باید اون جنگ را اولا تمام کنید و بدون شهادت هم تمام کنید.
🔻🔻🔻
@post_book
Older posts →

About this channel

How can I read @post_book without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for پریشان‌خوانی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does پریشان‌خوانی have?
پریشان‌خوانی (@post_book) has 383 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does پریشان‌خوانی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →