TGViewer
پریشان‌خوانی پریشان‌خوانی @post_book · 383 subscribers
Post #732 2.05K
🔻معمارباشی
🔻خاطرات مهندس رضا دیشیدی

🔹جنگ ظفار که راه افتاد ایران نیرو فرستاده بود.
یک روزی سرهنگی از طرف ارتش آمده بود و می‌خواست باغ پایین خواجه‌ربیع را برای جنازه‌های ارتش و جنگ ظفار بگیرد.
آمد و با هم رفتیم آنجا را بازدید کردیم.
چهار پنج تا جنازه را آورد همان جا دفن کرد.
بعد گفت: همین باغ را به ما بدهید. گفتم: والا من کاره‌ای نیستم. برو پیش ولیان که تولیت است. بگو تا بده.
سر شب ولیان آمد و گفت: جناب سرهنگ رفتید باغ را دیدید؟
گفت: بله خوبه اجازه بفرمایید که همه باغ را بدهند به ما.
ولیان گفت: مرتیکه فلان‌فلان‌شده می‌فهمی داری چی می‌گی؟ می‌خواهی تمام لشکر ایران را به کشتن دهی، بیاوری توی باغ دفن کنی؟ برو آقا دنبال کارت. شما باید اون جنگ را اولا تمام کنید و بدون شهادت هم تمام کنید.
🔻🔻🔻
@post_book
More from @post_book
  1. Sep 9, 2026❇️ پناهگاهی برای حرف‌هايی که نمی‌شود، يا نبايد زد دومين جلد يادداشت‌های جلال از 18 آذر 133…
  2. Sep 9, 2026🔹به مناسبت هزاروپانصدمین سال ولادت پیامبر (ص) محور ادبیات کنگرهٔ بین‌المللی ۱۵ قرن تجلّی…
  3. Aug 31, 2026☘️ نگاهی نو به سیرۀ نبوی 🖌️ واکاوی تجربه امت اسلامی برای زیستن در جهان سیاست آیا واقعاً م…
  4. Aug 28, 2026🍀دکتر علی الهی نخستین بهار را کتابی ارزشمند با نگاهی این‌جهانی به سیره پیامبر اکرم(ص) خوا…
  5. Aug 28, 2026🍀 در آستانه سالروز تولد پیامبر اکرم(ص) و آیین گرامیداشت پانزدهمین قرن میلاد آن حضرت، به د…
  6. Jul 27, 2026🔻قلعهٔ الموت ثبت جهانی شد 📌 تا زمانی که کسی رمان‌های سمرقند اثر امین معلوف و الموت نوشته…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →