تو به خانه و خوراك احتياج داري،
به پول و پوشاك احتياج داري،
اما آنها نبايد هر چيز و همه چيز تو شوند.
بايد زمان و مكاني را به كاوش درون اختصاص دهي
اين همان چيزي است كه:
مراقبه ناميده مي شود،
با خويش نشستن، با خويش بودن
در اختيار دنياي درون قرار داشتن
اين در اختيار بودن، اين باز و پذيرا بودن، تو را نه به روي خويشتن خودت،
بلكه به روي خويشتن هستي مي گشايد.
تو تا زماني كه نداني زندگي چيست،
زندگي ات پوچ و بيهوده خواهد ماند و در بيهودگي به سر خواهي برد.
تو فقط بايد كمي هشيارتر و حساس تر شوي، تو با ديدن خويش، دوباره متولد مي شوي
پيوستن به خويش، تولد دوباره توست
تولد واقعي توست و در آن حال،
تو دوباره به دنيا می آيی.
Post #10784
53