🍡نمود قدرت اراده از کودکی پیداست!
آزمایش والتر میشل در ۱۹۷۲
چند تا مارش ملو جلوی بچه میگذارند و میگویند اگر بتونی اینو نخوری بهت جایزه می دهیم.والتر میشل متوجه شد کودکان تفاوت دارند.چند تا نکته متوجه شدند
اونایی که مارش ملو رو نمیخورند و بهش نگاه میکردند ، دو تا کار میکردند که بقیه نمی کردند
۱-حواس خودشونو به چیز دیگه پرت می کردند مثلا شعر میخوندند. تواناییdistraction حواس پرتی دارند
۲- Reappraisal :موضوع رو باز تعبیر و یا باز تفسیر میکردند مثلا میگفتند که داشتیم فکر میکردیم این چقدر شبیه فلان اسباب بازی یا فلان آدمک هستند و به عبارتی این را خوراکی نمی دیدند یعنی با خودشون تصور میکردند این خوراکی نیست بلکه یک قلعه است
کودکانی که قدرت باز تفسیر و یا بازتعبیر و همچنین توانایی حواس پرتی دارند بهتر میتونستند هیجانشونو تنظیم کنند. اونچه که آدمها رو در تنظیم هیجان متفاوت میکنه تلاششون نیست ، بلکه قدرت حواس پرتی و یا تعبیر و تفسیری است که روی وقایع میگذارند.
سی سال بعد والتر میشل نمونه ها رو دوباره ارزیابی کرد و متوجه شد کودکانی که مارش ملو رو نخورده بودند نسبت به مابقی کودکان موفق تر بودند.لذا همبستگی موفقیت اجتماعی رو با تنظیم هیجانی و خویشتن داری دیدند.
کسایی که توانایی فریب دادن و دروغ گفتن دارند توانایی تنظیم هیجانی بیشتری دارند.
وقتی تکامل تنظیم هیجانی رو در انسان دیدند متوجه شدند :
تنظیم هیجانی در ابتدا در جریان رشد توسط دیگران است و بعد درونی میشوند.مثلا بچه ها رو مادر ساکت میکند
کودکان در ابتدای رشد برای تنظیم هیجان محیط رو تغییر می دهند مثلا اگر میترسند اتاق رو عوض میکنند، اما در مراحل بعدی تعبیر و توجهشونو تغییر میدهند.
با افزایش سن ، مکانیسمهاشون تنوع پیدا میکنند مثلا هم محیط رو عوض میکنند هم تعبیر و تفسیرشونو عوض میکنند هم بیرونی عمل میکنند و هم درونی و هم توجهشونو تغییر بدهند
برای هر هیجانی مکانیسم خاص خودشونو بکار میبرند که با فرهنگشون هم سازگار است.
در سنین ۲۰ سالگی میزانی که افراد هم suppress یعنی مهار و هم باز تعبیر Reappraisal میکنند ، یک اندازه است. ولی در شصت سالگی، منع پاسخ کمتر و باز تعبیر بیشتر میشه.
تنظیم هیجانی در طول رشد شکل میگیره و تا هفتاد و هشتاد سالگی ادامه پیدا میکنه.
اختلال تنظیم هیجانی در هفتاد و پنج درصد بیماران وجود داره.بیماریهای خلقی و اختلالات شخصیتی بخصوص کلاس B و معتادان و adhd ها و خودکشی کننده ها و افراد با اختلالات خوردن و اختلال کنترل تکانه و غیره نیز وجود دارد.
مقایسه مکانیسم مهار با مکانیسم باز تعبیر
کنترل هیجان به دو بخش شکل گرفته : یکی قبل از اینکه بوجود بیاد و یکی بعد از بوجود آمدن و برای اینکه از بوجود آمدنش جلوگیری کنیم باید به مقدار زیادی از بازتعبیر استفاده کنیم.بهتر است از قبل از بوجود آمدن هیجان از روشهای پیشگیری استفاده کنیم و همچنین از بازتعبیر استفاده کنیم تا منع یا مهار suppress.
به همین دلیل پیرمردها خردشون بیشتر است چون از مکانیسم باز تفسیر بیشتر استفاده میکنند.
وقتی شما یک هیجان رو suppress میکنید ، فشار به سیستمهای مغزی می اید و آزاد نیست تا کارهای دیگه ای انجام بده و در نتیجه قدرت حافظه ات کم میشود.
وقتی شما از مکانیسم باز تعبیر استفاده میکنید نسبت به حالت مهار تغییرات فیزیولوژیک کمتری مثل ضربان قلب پیدا میکنید.
کودکانی که میتونن فیلم ترسناک ببینند باز تعبیر بهتری از فیلم دارند.
لذا مکانیسم بازتعبیر نسبت به مهار برتری دارد.
هرقدر شما هیجانتونو بیشتر مهار کنید خلق منفی افزایش و خلق مثبت کاهش پیدا میکنه.
مکانیسم مهار رابطه منفی با نزدیکی اجتماعی و رضایت از زندگی و قدرت حافظه دارد.
آنهایی که خلقشونو با مکانیسم مهار تنظیم میکنند ، تا مدت کمی این کار ادامه یافته ولی در نهایت این مکانیسم مختل شده و هیجان با شدت بیشتری بر می گردد.
مثلا مرتب به خودت میگی غمگین نباش ولی در نهایت بعد از مدتی فنر در میره و خلق بد با شدت بیشتری برمیگردد. آدمهایی که میخوان خودکشی کنند ، چند روزی با خودشون حرف می زنند که نباید این کارو بکنند ولی یکدفعه این کارو میکنند. در مداخلات درمانی توصیه میشه بجای مهار هیجان آن را باز تعبیر کنند.
تلگرام |
اینستاگرام 🧠🔌