🧠رسانه ذهن شما را کنترل میکند بدون آنکه بدانید!
🔻بیایید رو راست باشیم، ما نه تنها خریدار هستیم بلکه فروشنده نیز هستیم. ما خودمان را سر کار میفروشیم در گروههای اجتماعی میفروشیم و اجناسمان را در مرکز خرید میفروشیم. پس عجیب نیست که بازار و متخصصان رسانه دکمه کنترل ما را در نواحی ناخوداگاه ما فشار دهند و رفتار ما را کنترل کنند. من یک پروسه ی 7 مرحله ای را بدست آورده ام که توضیح میدهد ما چگونه تحت تاثیر قرار میگیریم.
🔻اولین قدمی که آخر معرفی شده است :
1- وقفه در الگو، یعنی وقتی ما توسط واقعه ای سورپرایز شویم هشداری در درون ما فعال میشود و حواسمان روی آن واقعه متمرکز میشود. ولی این هشدار ما را برای خطر نیز آماده میکند چون ما اینطور تکامل یافته ایم که از خطر دوری کنیم و این از ما یک خریدار هیجانی میسازد. پس قدم بعدی برای بدست آوردن ذهن مردم این است که به آنها یک احساس امنیت بدهیم و آشفتگی آنها را رفع کنیم . قبل از اینکه آنها را آشفته کنیم نیاز داریم تا با یک ایده آنها را آرام کنیم.
🔻2- ایجاد احساس آرامش که در اینجا سه تا از قویترین آنها را می آوریم.
☆آنها را بخندانید : تا حالا از اینکه شوخی اینقدر در پیام های بازرگانی به کار میرود تعجب کرده اید؟ صداهای خنده ی پشت صحنه که به مدت نیم قرن است در برنامه های کمدی استفاده میشود چطور؟ خنده یک پیام اجتماعی است. فرقی نمیکند که شما بگویید من از تو خوشم می آید یا من میخواهم تو از من خوشت بیاید.
بنا بر عصب شناس "روبرت پرووین" خنده الزاما به خاطر خنده دار بودن نیست و بلکه بیشتر برای برقراری رابطه ی اجتماعی است همانطور که وقتی کسی پیش ما نیست، ما نمیخندیم. این یک پاسخ فرهنگی درونی است که بطور ناخوداگاه رخ میدهد برای همین است که جعل خنده ی واقعی خیلی سخت است.
🔻خنده ی مشترک مغز سخنگو و شنونده را همزمان میکند تا به سمت یک همگرایی احساسی بزرگتر حرکت کنند که این همان الگوی، یک ارتباط موفق است. خنده با آزاد کردن هورمون "اکسیتوسین" اضطراب را تسکین میدهد. این به نوبه ی خود نورون ها اعتماد را نیز در مدیران و دوستان و آشنایان احتمالی روشن میکند. پس الان واضح است چرا کسانی که عاشق هستند زیاد میخندند! یا چرا وقتی رییس یک شرکت کوچکترین شوخی ای میکند همه میخندند.
☆رفتار آنها را مثل آینه تکرار کنید : آیا تابحال توجه کرده اید که برنامه نویسان شبکه چقدر شبیه تلویزیون واقعی شده اند؟ یا اینکه چطور در اینترنت به چیزهایی بیشتر بر میخورید که شبیه چیزهایی است که قبلا دنبال کرده اید؟ برنامه نویسان دریافته اند که انسان ها بهتر به پدیده های آشنا واکنش نشان میدهند و علاقه مند میشوند؟
🔻تحقیقات نشان داده که مثلا مارشال به بستنی مارش بیشتر جذب میشود تا بستنی استیکن. مغز ما به طور ناخوداگاه طوری تکامل یافته که تنهایی کار نکند و در تعامل با بقیه باشد و این ما را تشویق میکند مرزهای خود را زیر پا بگذاریم. ما طوری طراحی شده ایم که با کسانی که شبیه خودمان هستند جفت و جور شویم و این به خاطر نورون های آینه ای است که همدردی و تقلید را ایجاد میکنند. فعال شدن این نورن ها به ما این امکان را میدهد که خودمان را جای آنها بگذاریم. مطالعات نشان داده که زوج هایی که شاد ترند صورت های شبیه تری به هم دارند که آن هم به دلیل ابراز احساسات مشابه توسط ماهیچه های صورت در طی سال ها شکل گرفته است. تقلید همچنین مشتری ها را تشویق میکند پول بیشتری انعام دهند. تحقیق روانشناس ریک وان بارن نشان داد پیشخدمت هایی که مشتری های خود را مثل آینه تقلید میکردند 140 درصد بیشتر انعام میگرفتند و در عین حال مشتری ها متوجه نمیشدند که پیشخدمت دارد آنها را تقلید میکند.
🔻☆با آنها همشکل باشید : تا بحال توجه کرده اید که چطور شرکت های پیشرو احساسات و نگاه قابل تشخیصی در تبلیغات خود دارند؟ یا چگونه یک کاندیدای سیاسی از صحنه کنار میرود وقتی در مورد یک موضوع مهم کمی با مردم اختلاف نظر دارد؟ هماهنگی با مردم و برند ها با میزان هم جهتی کلمات، ظاهر، رفتار و اعمال تعریف میشود. وقتی کمپانی ها با مردم هماهنگ نباشند یک حس بی اعتمادی نسبت به آنها ایجاد میشود و باور مردم را از دست میدهند. مغز ما اینکار را با جستجوی ناخوداگاهانه برای تضاد ها و ناهمگونی ها در اطلاعات دریافتی انجام میدهد تا ما را از خطر فریب نجات دهد. وقتی یک حس بدی داریم به این خاطر است که مغز ما همزمان چند پردازش اطلاعات حسی را انجام میدهد و وقتی آنها با هم همگون نباشند ماده ی "کورتیزول" آزاد میشود که به ما هشدار میدهد.
🖇منبع
Post #79
232