🔷 مسئلهٔ تدریس
تدریس خوب چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ مدرس خوب چطور؟
اینها سؤالهای تازهای نیستند. دربارهٔ اهمیت آموزش، ارزیابی آموزش و معیارهای آموزش خوب حرفهای زیادی زده شده، ولی واقعیت این است که روشهای آموزش کموبیش بیتغییر مانده است: مدرس حرف میزند، شاگرد گوش میکند. البته فناوریهای جدید امکانات جدیدی پیش پای مدرس و شاگرد گذاشته (مثلاً ممکن است مدرس بهجای تختهسیاه از اسلاید استفاده کند یا شاگرد بهجای یادداشتبرداری، با موبایلش از تخته عکس بگیرد) ولی شیوه عمدتاً همان شیوه است.
ارزیابی مدرس از میزان یادگیری شاگرد با دو سه آزمون انجام میشود و ارزیابی شاگرد از کیفیت تدریس مدرس با تعدادی پرسش چندگزینهای.
اخیراً به مقالهای [1] برخوردم که به جنبههایی از این موضوع پرداخته و نتایج چند تحقیق را مرور کرده بود.
بخشهایی از مقاله به نظرم جالب توجه بود و فکر کردم خوب است خلاصهای از آنها را به اشتراک بگذارم. طبیعی است که این مقاله هم مثل هر متن دیگری قابلنقد است ولی چه با محتوا و نتایج آن موافق باشیم چه نباشیم، مسائلی که مطرح کرده قابلتأمل و مهم اند.
▪️در دانشگاهها به پژوهش اهمیت بیشتری داده میشود تا آموزش. پژوهش هم مشوقهای بیشتری برای اعضای هیئت علمی دارد (ازجمله امتیازهایی که برای ارتقا فراهم میکند) و هم معیارهای مشخصتری برای ارزیابی و امتیازدهی. برای سنجش کیفیت تدریس بهجز نتایج نظرسنجی دانشجویان تقریباً معیار دیگری بهکار گرفته نمیشود. از طرفی وزن کیفیت تدریس در ارتقای شغلی بههیچوجه همسنگ فعالیتهای پژوهشی نیست.¹
▪️اگر هدف اصلی تدریس یادگیری دانشجو باشد، نتایج نظرسنجی دانشجویان تا چه اندازه با تحقق این هدف همبستگی دارد؟ بهعبارتدیگر آیا اگر مدرسِ یک درس نمرهٔ بالایی از نظرسنجی دانشجویان گرفته باشد، آیا دانشجویان آن درس را بهتر یاد گرفتهاند؟ مقاله نتایج چند تحقیق را مرور میکند که نشان میدهند چنین نیست. محبوب بودن استاد لزوماً به این معنی نیست که دانشجویان چیزهای بیشتری از او یاد گرفتهاند.
▪️پژوهشگر خوب بودن لزوماً بهمعنی مدرس خوب بودن نیست و برعکس. اصولاً همبستگی معنیداری میان این دو وجود ندارد.
▪️شهرت دانشگاههای خوشنام اغلب بر پایهٔ دستاوردهای پژوهشی آنهاست. کمیت و کیفیت دستاوردهای پژوهشی با معیارهای مختلفی سنجیده میشود. این دانشگاهها معمولاً ادعا میکنند که کیفیت تدریس استادانشان هم بالاست. برای این ادعا شواهد و معیارهای مشخصی (مثلاً مشابه سنجههای ارزیابیهای پژوهشی) ارائه نمیشود.
▪️ «آموختن» نتیجهٔ فعالیتی است که دانشجو انجام میدهد. یادگیری نهایتاً فرایندی است که در مغز دانشجو اتفاق میافتد. چارلز ویلیام الیوت² بیش از یکقرنونیم پیش گفت: «ذهن باید کار کند تا رشد کند».
▪️هر کسی که میخواهد دانشگاه محل تحصیلش را انتخاب کند باید این دو سؤال را از مسئولان دانشگاه بپرسد:
۱. مدرسان شما چگونه [با چه کیفیتی] تدریس میکنند؟
۲. این را از کجا میدانید [کیفیت تدریس را با چه معیارهایی ارزیابی میکنید]؟
[این مورد آخری احتمالاً در دانشگاههای ایران، بهدلیل شیوهٔ پذیرش دانشجو، کاربرد ندارد.]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. البته به سنجههایی که در ارزیابیهای پژوهشی مورد استفاده قرار میگیرند و نحوهٔ بهکارگیری آنها نیز نقدهای فراوانی وارد شده است. بخشی از آنها را چند سال پیش در یک سخنرانی کوتاه مرور کردهام:
https://t.me/DeranXiv/62
2. Charles William Eliot
رئیس دانشگاه هاروارد از ۱۸۶۹ تا ۱۹۰۹.
مرجع:
[1] https://quillette.com/2025/07/14/the-teaching-problem-higher-education-john-tagg/
@k1samani_channel
Post #564
142
Forwarded from دِرَنـــگ
- ❤ 2