نکته مهم این است که فایرابند در این مسیر فقط نظر خود را درباره یک مسئله خاص تغییر نداد؛ او بهتدریج در این فرض بنیادی تردید کرد که فلسفه علم باید اصولی کلی تدوین کند و سپس دانشمندان را بر اساس آن اصول ارزیابی کند. در نگاه متأخر او، این احتمال وجود داشت که خودِ چنین پروژهای، بهجای توضیح علم، برخی از مهمترین ویژگیهای آن را پنهان کند.
۲. نوآوری نخست: نقد تصور وجود یک روش علمی جهانشمول
مهمترین نوآوری فایرابند، نقد این تصور است که برای فعالیت علمی یک روش واحد، ثابت و جهانشمول وجود دارد.
بسیاری از فیلسوفان علم در قرن بیستم تلاش میکردند به این پرسش پاسخ دهند که چه چیزی علم را از فعالیتهای غیرعلمی متمایز میکند. برای مثال، تجربهگرایان منطقی بر نقش مشاهده و آزمون تجربی تأکید داشتند. پوپر بر ابطالپذیری نظریهها تأکید میکرد. ایمره لاکاتوش نیز کوشید با نظریه «برنامههای پژوهشی علمی» تصویری تاریخیتر و پیچیدهتر از تحول علم ارائه کند.
فایرابند با اصل تلاش برای فهم روش علمی مخالفت نمیکرد؛ اعتراض او به این فرض بود که میتوان قواعدی کلی تدوین کرد که در تمام شرایط تاریخی، برای همه رشتههای علمی و در همه مراحل پژوهش معتبر باشند.
به اعتقاد او، تاریخ علم نشان میدهد که قواعد روششناختی گاهی با یکدیگر تعارض پیدا میکنند. ممکن است در یک موقعیت، وفاداری به شواهد موجود منطقی به نظر برسد، اما در موقعیتی دیگر، پیشرفت علمی مستلزم آن باشد که دانشمند موقتاً از تفسیر رایج شواهد فاصله بگیرد و نظریهای را دنبال کند که هنوز تأیید تجربی کافی ندارد.
برای مثال، اگر دانشمندی بخواهد نظریهای تازه را صرفاً با معیارهای پذیرفتهشده نظریه مسلط ارزیابی کند، ممکن است از همان ابتدا آن را کنار بگذارد. در چنین وضعیتی، نظریه تازه هیچ فرصتی برای توسعه، تولید پیشبینیهای جدید و فراهم کردن شواهد مستقل پیدا نمیکند.
از نظر فایرابند، قاعدهای که در یک موقعیت به پیشرفت علم کمک میکند، ممکن است در موقعیتی دیگر مانع پیشرفت آن شود. بنابراین، نمیتوان اعتبار یک قاعده روششناختی را بدون توجه به شرایط تاریخی و پژوهشی آن تعیین کرد.
این دیدگاه را نباید به این معنا گرفت که دانشمند هرگز نباید از روشهای منظم استفاده کند. سخن فایرابند این است که هیچ قاعدهای نباید از پیش و بدون توجه به پیامدهایش، برای تمام پژوهشهای علمی الزامآور تلقی شود.
۳. آنارشیسم معرفتشناختی و معنای «هر چیزی ممکن است»
اصطلاح «آنارشیسم معرفتشناختی» یا Epistemological Anarchism بیش از هر مفهوم دیگری با نام فایرابند پیوند خورده است.
آنارشیسم در اینجا به معنای مخالفت با دولت یا نظم سیاسی نیست. فایرابند درباره نبود اقتدار مطلق برای یک روششناسی واحد سخن میگوید. او با این ایده مخالفت میکند که فلسفه علم بتواند مجموعهای از قواعد تغییرناپذیر وضع کند و بر اساس آن مشخص سازد که دانشمندان در همه شرایط چگونه باید عمل کنند.
شعار مشهور او، «هر چیزی ممکن است» (Anything Goes)، در همین زمینه معنا پیدا میکند.
این عبارت در نگاه نخست ممکن است به این نتیجه منجر شود که فایرابند هرگونه عقلانیت را رد میکند. اما موضوع پیچیدهتر است. مقصود او این نیست که هر ادعایی درست است یا شواهد تجربی هیچ اهمیتی ندارند. او میخواهد نشان دهد که اگر روششناسی علمی را به مجموعهای ثابت از قواعد محدود کنیم، ممکن است در عمل با تاریخ واقعی علم ناسازگار شویم.
به بیان دیگر، «هر چیزی ممکن است» را میتوان اعتراضی به تبدیل قواعد روششناختی به قوانین مقدس و تخطیناپذیر دانست.
فایرابند معتقد است دانشمندان در جریان پژوهش، از ترکیبی از مشاهده، استدلال، تخیل، فرضیهسازی، ابزارهای فنی، شیوههای اقناع و حتی ملاحظات زیباییشناختی استفاده میکنند. این عوامل همیشه در قالب یک دستورالعمل واحد جای نمیگیرند.
برای مثال، یک دانشمند ممکن است در مرحلهای از پژوهش، فرضیهای را بپذیرد که هنوز شواهد کافی برای تأیید آن وجود ندارد، زیرا آن فرضیه امکان انجام آزمایشهایی را فراهم میکند که در چارچوب نظریه مسلط قابل طرح نیستند. در مرحلهای دیگر، همان دانشمند ممکن است ناچار شود فرضیه خود را در برابر شواهد جدید کنار بگذارد.
بنابراین، خلاقیت علمی گاهی مستلزم آن است که قواعد رایج نه بهعنوان فرمانهایی مطلق، بلکه بهعنوان راهنماهایی قابل بازنگری در نظر گرفته شوند.
این برداشت از آنارشیسم معرفتشناختی به فایرابند اجازه میدهد با دو تصور همزمان مخالفت کند: از یک سو، با جزماندیشیای که تنها یک روش را مشروع میداند؛ از سوی دیگر، با این تصور سادهانگارانه که علم صرفاً از انباشتهشدن مشاهدات و استنتاجهای بیطرفانه به وجود میآید.
@philosophyofscience
Post #5431
233
فلسفه علم بررسی دیدگاه ها و نظرات کارل فایرابند مهدی دزفولی کارل فایرابند (Paul Karl Feyerabend، ۱۹۲۴–۱۹۹۴) یکی از بحثبرانگیزترین فیلسوفان علم در قرن بیستم بود. اهمیت او در این نیست که نظریهای منظم و جایگزین برای تمام نظریههای پیشین فلسفه علم ارائه کرد؛ بلکه در…
- ❤ 3