ویلیام سامنر و تکامل اجتماعی
سامنر، جامعهشناس و اقتصاددان آمریکایی، متولد ۱۸۴۰، بیشتر عمر حرفهای خود را در دانشگاه ییل گذراند و از نخستین کسانی بود که کوشید نظم اجتماعی، عادتهای جمعی و نابرابری را با زبانی تکاملی توضیح دهد. برای فهم دیدگاه او، باید نظرات او را در متن آمریکای اواخر قرن نوزدهم دید؛ جامعهای که با صنعتیشدن و شهرنشینی و گسترش بازار، مهاجرت و منازعه بر سر فقر و اصلاحات اجتماعی، پرسشهای تازهای درباره آزادی، رقابت و مسئولیت پدید آورده بود.
هرچند سامنر مستقیماً از داروین نسخهای برای سیاست استخراج نکرد، اما واژگان تکامل، سازگاری و رقابت در شیوه صورتبندی مسائل او نقش مهمی داشتند. او جامعه را مجموعهای از افراد و گروهها میدید که در شرایط محدودیت منابع، برای تأمین نیازها با یکدیگر تعامل دارند. از نظر او، بسیاری از نهادها بهتدریج و در پاسخ به تجربههای تاریخی شکل میگیرند و نه آنکه محصول طراحی آگاهانه باشند. این نگاه، او را نسبت به برنامههایی بدبین میکرد که در ان، سیاستمداران یا مصلحان اجتماعی میخواستند با ارادهای مرکزی، نظم جامعه را از نو طراحی کنند.
از مفاهیم مهم سامنر «فولکوی» یا رسوم عامه بود؛ الگوهای عادتی که گروهها در زندگی روزمره پدید میآورند و سپس آنها را طبیعی، بدیهی یا ضروری میپندارند. وقتی چنین الگوهایی با داوری اخلاقی و الزام اجتماعی همراه میشوند، به هنجارهای اخلاقی نیرومندتر تبدیل میگردند. این مفاهیم نشان میدهند که نظم اجتماعی الزاماً حاصل تصمیم عقلانی افراد نیست. بنابراین، برای فهم رفتار اجتماعی باید تاریخ شکلگیری هنجارها را بررسی کرد، نه اینکه آنها را انتخابهایی آگاهانه بدانیم.
مفهوم دیگر او قوممداری بود: گرایش هر گروه به اینکه شیوه زندگی خود را معیار سنجش دیگران قرار دهد. این ایده به ما یادآوری میکند که ارزشها و داوریهای اخلاقی درون گروهها ساخته و تثبیت میشوند. در عین حال، سامنر رقابت و سازگاری را برای فهم روابط اجتماعی مهم میدانست و اغلب نسبت به مداخله دولت در مناسبات اقتصادی بدگمان بود. کتاب آنچه طبقات اجتماعی به یکدیگر بدهکارند در سال ۱۸۸۳، نقدی بر این تصور بود که ثروتمندان الزاماً بدهکارند که مشکلات جامعه را از طریق سیاست عمومی حل کنند. کتاب فولکوی در سال ۱۹۰۶، صورتبندی گستردهتری از نگاه او به رسوم و نهادها عرضه کرد.
بااینحال، سامنر را نباید به شعار ساده «بقای قویترینها» فروکاست. برچسب «داروینیسم اجتماعی» دربارهی او محل بحث تاریخی است و پژوهشگران درباره میزان و تغییرات این گرایش در آثارش اتفاق نظر ندارند. او در تحلیلهایش گاه پیامدهای ناخواسته نهادها و محدودیت دانایی اصلاحگران را برجسته میکرد؛ اما این نکته به معنای بیطرفی کامل نظریهاش نبود. تأکید او بر رقابت و مسئولیت فردی میتوانست نابرابریهای موجود را نتیجهی سازگاری طبیعی جلوه دهد و نقش قدرت، میراث تاریخی یا امتیازهای نهادی را کمرنگ کند.
فضای اجتماعی آمریکا برای سامنر فضایی را شکل داد که پرسشهای مهم او را شکل میداد. در دورهای که سرمایهداری صنعتی ثروت عظیم و فقر شهری را همزمان تولید میکرد، بحث بر سر مالیات، کمک عمومی، اتحادیهها و اصلاحات اجتماعی شدت داشت. دفاع او از آزادی اقتصادی و احتیاط در برابر مداخله، با منازعات سیاسی زمانه پیوند داشت. آموزش دانشگاهی، اقتصاد سیاسی کلاسیک، سنت لیبرالی و انتخابهای فکری خود او نیز در شکلگیری دیدگاهش دخیل بودند.
اهمیت مطالعهی افرادی مانند سامنر برای امروز در این است که نشان میدهد واژگان تکاملی چگونه میتوانند به موضعگیری سیاسی معنا ببخشند. مفاهیمی مانند رقابت، سازگاری و انتخاب، بهخودیخود حکم نمیکنند که دولت باید مداخله کند یا کنار بایستد. این نتیجه به پیشفرضهای اخلاقی و سیاسی وابسته است. وقتی زبان تکامل وارد تحلیل جامعه شد، برخی آن را برای دفاع از بازار و محدودکردن اصلاحات به کار بردند؛ دیگران همان زبان را برای توضیح همکاری، تغییر نهادی یا امکان اصلاح به کار گرفتند. مطالعهی سامنر و دیگر اندیشمندان تکاملی این دوران کمک میکند میان مشاهده اجتماعی، تفسیر تکاملی و داوری سیاسی تمایز بگذاریم و ببینیم چگونه یک نظریه میتواند هم ابزار توضیح باشد و هم بخشی از منازعه بر سر نظم مطلوب جامعه.
از این منظر، اهمیت این گونه مطالعات در شیوهی پرسیدن سؤالات کنونیست. به جای آنکه تفاوتهای فرهنگی را خطا یا انحراف از مسیر واحد تمدن تلقی کنیم، باید بپرسیم چه سازوکارهای عاطفی، تاریخی و نهادی آنها را پدید آوردهاند.
چنین رویکردی به پژوهشگر تکاملی اجازه میدهد میان شباهتهای انسانی و صورتهای متنوع زندگی اجتماعی تمایز بگذارد، بیآنکه یکی را به دیگری تقلیل دهد.
خوانش تکاملی متفاوت ادوارد وسترمارک به جامعه را در پست بعدی ببینید.
هادی صمدی
@evophilosophy
Post #5426
494
- 👍 3
- ❤ 2