درسهایی در معرفتشناسی
بخش چهارم، رابطهی گزاره با قضیه
یکم،
گزاره – proposition-معنای قضیه است و قضیه جملهی خبری- declarative sentence- است (گزاره مقولهای معناشناختی و قضیه مقولهای زبانشناختی است). به بیان دیگر، گزارهها معنای جملات خبری و جملات خبری قالب (نمودِ) زبانی گزارهها هستند. به همین روی، گزارهای واحد میتواند در قالبهای زبانی گوناگون (قضایای مختلف) بیان شود (در قالب زبانهای گوناگون و یا قالبهای گوناگون زبانی واحد). جملات خبری «سارا سیب را خورد» و «اکلت سارا التفاحه» و «Sara ate the apple» همه حاکی از معنایی واحد و، ازاینرو، حاکی از گزارهای واحدند. و نیز جملاتِ خبری «مریم خواهر علی است» و «علی برادر مریم است» واجد معنایی واحد، و بههمینروی، حاکی از گزارهای واحدند.
دوم،
حاملان صدق (و کذب) – truth bearers- سه چیزاند: گزاره، قضیه و باور. در این میان، گزاره «حاملِ اصلی» و قضیه و باور «حاملانِ فرعی» صدق و کذب محسوب میشوند. از آنجا که «گزاره» معنای «قضیه» و متعلق باور است. صدق و کذب از طریق گزاره به قضیه و باور منتقل میشود.
پینوشت
1.منطقدانان مسلمان قضیه را به صورت «قولٌ یحتمل الصدق و الکذب» تعریف میکنند. تعبیرِ «قول» در این تعریف با نکتهی پیشگفته (زبانشناسانه بودن قضیه) سازگار است.
2.دربارهی تمایز گزاره با قضیه دو اثر زیر را ببینید:
Copy, Irving, Symbolic Logic, Macmillan Publishing Co., Inc., 1979, p. 2
Copy, Irving and Carl Cohen, Introduction to Logic, Macmillan Publishing Co., Inc., 1994, pp. 4-5
ادامه دارد
https://t.me/philosophicalmeditations
Post #456
8.25K