TGViewer
Channel Public Channel
یادداشت‌های‌نیاثمری

یادداشت‌های‌نیاثمری

@philosophical_note

@Nia_samari | ارتباط با من✍️

🏛- از فلسفه نوشتن؛ مقاله آکادمیک، جستار
یادداشت و پاره، درسگفتار و خلاصه کتاب و کتاب صوتی.

لینکدین👇
https://www.linkedin.com/in/nia-samari-55845b237?utm_source=share&utm_campaign=share_via&utm_content=profile&utm_medium=a
Subscribers
482
Photos
118
Videos
42
Links
170

Showing posts older than #841 · Back to latest

Older Posts 15 shown
Post #840 2.41K
-----------‐---------‐-----------------------------
♦️گفت‌وگویی عاشقانه میان مسیحی و مسلمان؛


در ادبیات فارسی، به مسیحیت و مضامین مسیحی، عنایت بسیاری شده؛

بر شمردن مثال هایی چون قصیده ترسائیه از خاقانی یا اشارات مکرر به دم مسیحایی در اشعار حافظ یا تلمیح ها و تمثیل های مسیحیِ غزلیات شمس، مقصود این نوشته نیست.



اما مقصود این نوشته، اشاره به سه نسخه یا سه روایت بسیار دلکش و خواندنی از عاشق پیشگی و پریشان حالی عاشقی مسلمان است در مقابل معشوقی مسیحی.



روایت اول:

"یارِ ارمنی‌مذهب! شوخِ عیسَوی‌ملّت

یا بیا مسلمان شو، یا مرا نَصارا کن

بر فکن ز رخ پرده در شکن خم کاکل

زاهد صوامع را راهب کلیسا کن"

از:

-وفایی مهابادی-



روایت دوم:

"ای بت فرنگ آیین رحم بر دل ما کن

میتپم به خاک و خون حال من تماشاکن

یا رضای خود میخواه یا بگفته یی ماکن

شوخ آرمنی زاده یکدمی مدارا کن"

از:

-صوفی عشقری-



روایت سوم:

"ماه کشور روسی میل مذهب ما كن

روی خود به مسجد آ پشت پا کلیسا کن

اختیار کن اسلام ترک کیش ترسا كن

هرچه باشد ای دلبر زین دو کار یک را کن

یا بیا مسلمان شو یا مرا نصارا كن"

از:

-مغموم دروازی-



همچنین نسخه ای یا روایت چهارمی از این مضمون که دریا دادور آن را به آواز در آورده و شاعر آن را نمی‌شناسم چنین است:



یار عیسوی مذهب میل مذهب ما کن

یا بیا مسلمان شو یا مرا نصارا کن

همرهم به مسجد آ مومن و مسلمان شو

یا مرا ببر با خود ساکن کلیسا کن



حال که این مضمون، دستخوش شخصی سازی و خوش ذوقی متعدد بوده،



بنده نیز بر آن شدم نسخه ای از آن را بنویسم؛ اما نسخه سروده اینجانب، وارون و بالعکس است؛



اینبار این شعر را از زبان عاشقی مسیحی و معشوقی مسلمان خواهید شنید:



يار مسلم و مومن بر صلیب ایمان آر!

یار مصطفى مذهب! ميل عیسوی ها کن!

معترف به تثلیث و زائر کلیسا شو

يا مرا ببر مسجد ذكر اشهدُ الّا کن



غسلِ آبِ تعمید و رستخیزِ یکشنبه!

یا بیا نمازم دِه، یارِ خود مسلمان کن

یا بیا به این باور آدمی شده ایزد*۱

مژده مسیحا خوان جاگزین قرآن کن*۲



یا به بوسه ای من را معجزاتِ احمد گو

یا که قلب مُرده را زنده از مسیحا کن

ماهِ نِصفه‌ را آور در کنار ایلعاَزر*۳

یک نیا بُوَد ما را، ترک این جدل ها کن...

-نیا ثمری-


پ ن:

۱* انجیل یوحنا 1:‏14
كلمه انسان شد و در میان ما ساكن گردید. ما شكوه و جلالش را دیدیم، شكوه و جلالی شایستهٔ فرزند یگانهٔ پدر و پر از فیض و راستی
انجیل یوحنا 1:‏1
در ازل كلمه بود. كلمه با خدا بود و كلمه، خودِ خدا بود.

۲* اِنجیل عربی شده واژهٔ یونانی εὐαγγέλιον «اِئوانگِلیون» euangelion، به معنای خبر خوش یا مژده است


۳* برخاستن لازاروس؛
ایلعازر یا الیعازر (الیعاذر، ایلعاذر، ایلعازر، العزار، عازر) یا لازاروس، معروف به ایلعازرِ بِیت عَنیا، نام فردی است که در انجیل یوحنا از او به عنوان شخصی که چهار روز پس از مرگش به‌دست عیسی مسیح دوباره زنده شد یاد شده است.


-----------‐---------‐-----------------------------
🏛لینک کانال: https://t.me/Philosophical_note


#جستارها📜
  • ❤ 8
Post #831 1.56K
انجمن علمی دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران kheradnameh-No. 2.pdf
-----------‐---------‐-----------------------------
♦️در نهایت باید به این درک؛ بقول خشایار دیهیمی برسیم که (ما صاحب‌خانه هستیم، اینها مستاجر هستند)

در نهایت "عبدالرضا سیف رفت!" اما انجمن مال دانشجو ها بود، نه مال سیف.
در نتیجه با وقفه "خردنامه" احیا شد

اینها کارمند هستند. کارمند مستاجر است. ما دانشجو هاییم که صاحب‌خانه هستیم.
آن "ارائه دفاع از برهان وجودی" برگزار شد، حسن صدری، هم ارشد مستقیمش فراهم بود هم کنکورش کارشکنی سیف را شکست و چه بسیار مثال های دیگر

هر دانشجویی (بخوانید صاحب‌خانه)از کارمند ها به سردمداری ایشان ضربه خورد، الان سر جای خود و در خانه خود است؛

اما مستاجرین رفته اند.

و دانشکده ادبیات حالا نه تنها انجمن، که نهادهای تازه ای برای تنفس علمی و فعالیت های علمی دانشجویان دارد. از جمله "کانون جهان ایرانی" و نشریه اش و دیگر کانون ها و برونداد هایشان...

بچه های انجمن حسابی خسته نباشند. این "خردنامه" خیلی معنا دارد...

اکنون مقاله "حیرت" را در خردنامه بخوانید.

-----------‐---------‐-----------------------------
🏛لینک کانال: https://t.me/Philosophical_note


#پاره‌ها📮
  • ❤ 7
Post #830 1.22K

Forwarded from انجمن علمی دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران

kheradnameh-No. 2.pdf9.3 MB
🗞نشریهٔ «خردنامه» منتشر شد:

گاهنامهٔ علمی انجمن علمی-دانشجویی فلسفهٔ دانشگاه تهران

شمارهٔ دوم سری جدید | مرداد‌ ۱۴۰۴

⏳آنچه خواهید خواند:

🔻تیتر مطالب باب علمی:

•پروندهٔ اصلی:
-در باب متافیزیک

•تک‌نگاری-تک‌ترجمه:
-در باب فلسفهٔ علوم کامپیوتر

•جستارهای دانشجویی:
-دیگری‌بودن چگونه است؟
-هنر و سویه‌های هستی‌شناختی عشق و نفرت
-In The End You Will Regret It

🔻تیتر مطالب باب خبری-اجتماعی:

•سارق به صحنهٔ جرم بازمی‌گردد: روایتی از ماجرای محمود خاتمی.
•در جلسهٔ شورای عمومی چه گذشت؟
•گزارشی از فعالیت‌های دورهٔ فعلی انجمن علمی

〰️شناسنامهٔ نشریه:

•صادرکنندهٔ مجوز: دانشگاه تهران
•صاحب امتیاز: انجمن علمی فلسفه
•مدیرمسئول: پارسا وکیلی
•سردبیر: فاطمه قهرمانی اردهایی
•هیئت تحریریه: اشکان توکلی، فاطمه قهرمانی، علی نعمتی، پارسا وکیلی
•نویسندگان: بردیا باوند، نیا ثمری، حسن صدری، منا طباطبایی، امیرمهدی فداکار، فاطمه قهرمانی، علی محمودآبادی، مریم مرادیان،فاطمه نعمتی، پارسا وکیلی
•مترجمان: حسام‌الدین اشعری، علی نعمتی
•ویراستاران: سیدصالح سیدپورمقدم، فاطمه قهرمانی
•طراح جلد: سجاد امجد
•صفحه‌آرا: پارسا وکیلی

🆔️ @AnjomanPhUT
  • ❤ 7
  • 👌 2
Post #822 1.58K
یک طرح درس نوشتم، فردا یحتمل تدریس دارم و اسمش رو گذاشتم:
"چرا ایدئالیسم آلمانی؟ برای مبتدیان"

صوتش رو میگذارم بعد برگزاری جلسه.

-----------‐---------‐-----------------------------
🏛لینک کانال: https://t.me/Philosophical_note


#پاره‌ها📮
  • ❤ 5
Post #821 1.51K
♦️به جهانی فکر میکنم که در آن...
من به جهانی فکر میکنم که گفتند بعد از آشویتس، شعر گفتن در آن ممکن نیست،

به روزگاری که ارمنی ها پاکسازی قومی شدند. به جهانی که غزه بزرگترین شکنجه گاه و زندان روباز قرن آن است،
به بمباران درسدن فکر میکنم
به اولین انفجار اتمی در شرق دور و
به روزی که رجینا با شقاوتی تمام، مطرود گشت

به سوختن پاسارگاد
به ویرانی آتن
به قتل های خمر های سرخ
به آدمخواری، به طاعون و وبای جهانی
به کووید
به قحطی بزرگ ایران

اما باز هم این جهان، جهان ماند. تاریخ، گاهشماریِ دردِ زایمانِ روح است. اما می ماند "آنچه می ماند" "آنچه می ماند؛ شاعران بنیادش میگذارند"

شعر گفتن همیشه ممکن است. این را از کسانی بپذیرید که حتی اکنون هم از اقدام به مرگ خود خواسته پشیمان نیستند.

درد آور است که بگوییم اکنون بدترین روزگارِ جهانِ انسان نیست.
اما معاصرترین روزگار، از درد است

-----------‐---------‐-----------------------------
🏛لینک کانال: https://t.me/Philosophical_note


#جستارها📜
  • ❤ 7
  • ❤‍🔥 1
Post #820 1.17K
مسئله شرق در تاریخ دیپلماسی اروپا در قرن هجدهمدکتر حامد کاظم زاده_کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران
🔹️ پوشهٔ شنیداری نشست مسئله شرق در تاریخ دیپلماسی اروپا از قرن هجدهم
با سخنرانی دکتر حامد کاظم‌زاده

روز یکشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴، ساعت ۲۰
در بستر گوگل میت

کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران
@jahaneirani_ut
  • ❤ 1
Post #818 1.31K

Forwarded from پویش فکری توسعه

🗯 «فحش» به مثابه «باتوم»

🔴 مانعی برای ایران شکوهمند و توسعه یافته فردا


✍️ نیا ثمری
پژوهشگر پویش فکری توسعه

@pooyeshfekri

🔸انگلیسی ها ضرب المثلی مشهوری دارند که می‌گوید: شاید سنگ و چماق بتواند استخوان هایم را بشکند، اما کلمات؟ هرگز!

🔸 این ضرب المثل از قرن هجدهم رایج شده و وقتی بکار می‌رود که کسی بخواهد فحشی که نثارش شده را بی اهمیت جلوه دهد و بگوید فحش خطری ندارد.

🔸 اما اگر یک لحظه درنگ کنیم و عینک دایئ جان ناپلئونی به چشم بزنیم، با شعار “کار، کارِ انگلیسی هاست!” توطئه‌ای ضد توسعه را پشت این ضرب المثل کشف می‌کنیم.

🔸 فحش به مثابه «باتوم» است. این عبارت یک شعار برای با ادب شدن افراد و یا یک نصیحت مادرانه نیست. بلکه توضیحی برای کارکرد فحش در مسیر توسعه ایران است.

🔸 باتوم و باتوم‌دار چه نقشی در جامعه ایفا می‌کنند؟ باتوم عاملی برای حذف یک صدا یا سرکوب یک نیرو است. صدایی که می‌خواهیم شنیده نشود، و نیرویی که می‌خواهیم بلند نشود و نقش آفرینی نکند.

🔸 نقش باتوم حذف و سرکوب است. باتوم گوش شنوا ندارد. باتوم برای شنیدن نظرات آن‌هایی که باید لت و پارشان کند، به درون جامعه نمی‌رود. باتوم یک موضع مشخص و مستحکم دارد، اینکه دیگری را با پرخاشگری و به زور حذف کند!

🔸 وقتی «کلمه» به پرخاشگری آغشته شود و شکل فحش و برچسب زنی‌های توهین‌آمیز به خود بگیرد؛ به «باتوم» تبدیل می‌شود و کارکرد باتوم را دارد. یعنی در این شرایط زبان، دیگر ابزار تفاهم نیست، ابزار حذف و سلطه است.

🔸 «فحش» همان «باتوم» است که هنوز به قدرت نرسیده و فحش دهنده اگر به قدرت برسد، به‌ جای فحش، با باتوم رقبایش را از میدان رقابت حذف و سرکوب خواهد کرد.

🔸 بنابر این فحش نه تنها استخوان خرد می‌کند، بلکه توسعه و دموکراسی را هم متلاشی می‌کند! این همان خشونتی‌ست که به جای باتومِ فیزیکی، باتومِ زبانی استفاده می‌کند؛ اما اثرش کمتر نیست.

🔸 ذهن را می‌شکند، رابطه را می‌بُرد و جامعه را به قطب‌های متخاصم تبدیل می‌کند. فحش و پرخاشگری زبانی نظرورزی را از کار می‌اندازد. گوش‌هایمان را کر می‌کند به طوری‌که تا سکوت و خفه‌کردن صدایی که از ما فحش می‌خورد، پیش می‌رویم.

🔸 با فعال‌سازی مکانیسم پرخاشگری و حذف از خلال فحش، حتی افرادی که با قصد گفتگو و نه پرخاش بسوی ما آمدند را نیز پرخاشگر می‌کنیم. فرایندی که به آن، “همانندسازی فرافکنانه” می‌گویند.

🔸 گفت‌وگو، دگر پذیری و دموکراسی به معنای کامل آن یعنی شنیده شدن صدای همه شهروندان، بنیاد توسعه است. گفت‌وگو مفهومیست مشروط به دو فرد هم سطح، که هیچ کدامشان حذف نمی‌شوند.

🔸 اتفاقا به عکس فحش، در گفت‌وگو حذف دیگری، تهدیدی برای وجود من است. تهدیدی برای وجود کل فضای گفت‌وگویی است. زیرا وجود گفت‌وگو و حضور من در یک گفت‌وگو وابسته به حضور دیگری است. بنابر این باید در جهت حفظ آن دیگری تلاش کنم، نه آنکه مانند «فحش» یا «باتوم» بقای من به دریدن و بی اعتبار ساختن طرف مقابل پیوند خورده باشد.

🔸 مگر آنچه برای آن مبارزه می‌کنیم، دموکراسی و آزادی بیان نیست؟ مگر دشمن ما انحصار طلبی و تک صدایی کردن جامعه نیست؟ مگر نه آنکه با سیستمی مخالفیم که دیگری را حذف کند و صدای بخشی از ایرانیان را خاموش کند؟ پس چگونه ابزار حذف را آزادانه استفاده می‌کنیم و تبدیل به دشمن خودمان می‌شویم؟

🔸 در بحث های این‌روزهای ایران، همه باتوم‌هایشان را در استوری‌هایشان تایپ کردند!

🔸 “چپول” “مزدور” “اسهال طلب” و “سطل عن طلب” “وطن فروش” “جیره خوار امپریالیسم” “چاهزاده” “سوپاپ” مودبانه‌ترین آنها بودند! باتوم‌هایی که هنوز به قدرت نرسیده‌اند.

🔸 آیا آنهایی که یکدیگر را اینگونه خطاب می‌کنند، می‌توانند روزی در یک پارلمان کنار یکدیگر بنشینند؟ می‌توانند بگویند معتقدم هر آنچه تو بعنوان دیگری یا رقیب میگویی ناروا و نادرست است، ولی حاضرم جانم را بدهم تا حرفت را بگویی!؟ چون معنای دموکراسی و آزادی بیان این است. چون معنای توسعه این است.

🔸 آیا همه می‌توانند ذیل قانونی که همه صداها را به رسمیت می‌شناسد و از هیچ صدایی بخاطر طنین‌های گذشته‌اش انتقام نمی‌گیرد، سخن بگویند؟ آیا می‌توانند بدون اینکه به حذف یکدیگر فکر کنند، اجازه بدهند از تریبون‌های موجود برای عضوگیری و تبلیغ در بین مردم استفاده کنند؟ آیا می‌توانند انحصار طلب نباشند؟

🔸 ایرانی باید درک کند که در فرایند گذار دموکراتیک فرصتی برای سخن گفتن و اقناع دیگران دارد. نه فرصتی طلایی برای قاپیدن قدرت با حذف دیگری. ایرانیان باید قدرت را برای اولین بار، چیزی بفهمند که قاپیدنی نیست. جلب کردنی است. جلب رای مردم. جلب توجه و حس تعلق مردم.

🔸 من به عنوان یک دهه هشتادی میخواهم اشتباهات مادربزرگ‌ و پدربزرگ خود را تکرار نکنم. میخواهم بگویم؛ می‌توان برای ایران آینده، دیگری‌ها را حذف نکرد؟...

📃 متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید.
  • ❤ 9
  • 👍 1
Post #816 1.3K
یادداشت‌های‌نیاثمری 🏛لینک کانال: https://t.me/Philosophical_note #پاره‌ها📮
Post #812 849
یادداشت‌های‌نیاثمری Audio
اگر آوای زبان های اسکاندیناویایی براتون جالبه، این موسیقی ها رو دوست خواهید داشت
راحت پیدا نمیشن

راستی یکی از پدیده های جالب گروه فلسفه تهران، آقای شیخ‌الاسلام هست که دانمارکی آموخته و کیرکگور خونده.
نمیدونم چرا این کار انقد برام تحسین برانگیز و عجیبه...

-----------‐---------‐-----------------------------
🏛لینک کانال: https://t.me/Philosophical_note


#پاره‌ها📮
  • ❤ 3
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →