▪️دکلاماسیون چیست؟ (١)▪️درسهای بازیگری«دکلاماسيون» یا «Declamation» عبارت است از شرح و بیان با صدای بلند و ژستهای مناسب. دکلاماسیون هنریست که وسیله تجلی و رونق سایر هنرها میشود. قدما، آنرا «آکسیون» میگفتند و ما آنرا «دکلاماسیون» میگوئیم.
وقتی که از «دمستن» (از خطبای یونان قدیم) سؤال کردند اولین شرط لازم برای ناطق چیست؟ جواب داد آکسیون. پرسیدند دومین شرط لازم چیست جواب داد آکسیون. دفعه سوم باز جواب داد آکسیون. در دکلاماسیون صدا، رفتار، ژست، قیافه و تمام احساسات پرسوناژ در نوسانات مختلف ظاهر میشود. آرامش و شدت توام میگردند. يك مطلب را چند نوع میتوان بیان کرد. اما فقط يك نوع آن صحيح و زیبا و طبیعی است و همان را باید پیدا کرد.
در «دكلاماسيون» يك طريقه اعم وجود دارد و يك طريقة اخص. طريقه اخص مربوط به پرسوناژیست که نویسنده معرفی نموده و یا تعیین کرده است. دکلاماسیون صحیح نتیجه مطابقت دادن این دو با هم است. یعنی هم، طرز اعم را باید در نظر گرفت و هم آن طریقه مخصوص گوینده را. برای تأثیر در قلوب باید فن رسوخ را آموخت. در شعر، در ادبیات، در دکلاماسیون، در نقاشی، کمترین لغزش و كوچك ترین اشتباه محسوس است.
بازیکنندگان تئاتر باید همواره این نکته را درنظر داشته باشند که در تئاتر باید لحن معمولی و طبیعی بکار برد. باید چنان عمل کرد که تماشاچیان خیال کنند و مطمئن شوند که بازیگران روی سن قهرمانانی هستند که در عالم حقیقت و واقع زندگی میکنند، حرف میزنند و عواطف و احساسات خود را عرضه میدارند - این اصل فقط مربوط به تئاتر نیست و در مدیوم سینما نیز رکنی اساسی تلقی میشود -.
اگر بازیگران نتوانند در این امر توفیق یابند، بازی آنها سرد و تصنعی خواهد بود و نخواهند توانست در عمق روح تماشاچیان رخنه کنند. ایجاد اطمینان در تماشاچی وظیفه مهمی است که آکتور باید آن را به انجام رساند. فقط در چنین صورتیست که آکتور میتواند تماشاچی را بعالم روحیات و عواطف پرسوناژهای خود بکشد و منظور نویسندۀ نمایشنامه را به او تلقین کند.
بسیاری از ناطقین و آکتورها ضمن بیان مطالب کلمات را نمیاندازند و حروف را ادا میکنند، ولی بیان آنها فاقد روح است. علت این امر آن است که صدای آنها واجد نوسانات معین و مؤثر لازم نیست. شدت و آرامش و اوج و سقوط آن، تناسب ندارد. يك تغيير كوچك در صدا مثلا يك سقوط ناچيز، ممكن است كه يك بيان مهم و جدی را به يك بيان كوچك و مسخره تبدیل کند.
هنرمندان قدیم در حین آموزش، علم موزيك تلفظ و ژست را هم تعلیم میدادند. ارسطو میگوید: «چند نفر از مؤلفين منجمله «گلوکن دوتئوس» و «اینو» دستور داده بودند که چگونه باید پیِسهای شعری را دکلامه کرد اما هیچکدام از هنر «دکلاماسیون» در نطق صحبت نکرده بودند. ارسطو میگوید: « این هنر مربوط بصداست. باید دانست برای نشان دادن هر نوع علاقهای صدایی را باید بکار برد.» اما «لاهارپ» نویسنده فرانسوی در کتاب ادبیات خود راجع به دکلاماسیون قدیم اینطور مینویسد: «آکتورهای جوان به سه دسته تقسیم میشوند: آنهائیکه آواز میخوانند و آنهایی که فریاد میزنند و آنهایی که صحبت میکنند. »
به آکتور جوانی که فریاد میزند بیشتر میتوان امیدوار بود. چون این افراط و زیادهروی در صدا ممکن است ناشی از فرط نیروی اخلاقی و جسمانی باشد؛ و به اين جهت عشق و علاقه شدید با شدت بیان میشود. لوکن و مادموازل کلرون هر دو در ابتدا فریاد میزدند؛ مخصوصاً لوکن در جوانی صدای خشن و نخراشیدهای داشت و گاهی صدای او بسیار زننده و نامطبوع بود. برای تماشای بازی او جمعیت زیادی گرد میآمد. برای آن قسمت هائی که صدا خشن و زننده بود، سوت میکشیدند و برای بقیه قسمتها که بخوبی از عهده بر میآمد کف میزدند (البته این مربوط به سالهای اولیه کار اوست.)
کمدینهایی که فریاد میزنند اغلب اوقات متأسفانه مورد پسند و استقبال عده زیادی از تماشاچیها که تحت تأثیر آن صدا قرار گرفتهاند، واقع میشوند. خود کمدینها غالباً گول میخورند و بیشتر فریاد میزنند، با وجود این امثال لوکن و مادموازل کلرون این نوع موفقیت را نمیپسندند و میفهمند که اعتدال در صدا بهترین وسیله مؤثر واقع شدن است.
البته ما دستهای را که حرف میزنند، به آنهایی که آواز میخوانند ترجیح میدهیم. در میان این دسته تراژِدِینهای عالی مقامی پیدا میشوند. تراژِدِینهایی که علاوه بر هوش سرشار دارای حسیاسیت و مطالعات زیاد هستند و تجربه هنری طولانی دارند و تنها روی هنرشان تکیه میکنند. و به انتقادات صحیح توجه مینمایند. در نظر آنها نظریات و هیاهوی افراد بیاطلاع و بیسابقه ارزشی ندارد. قصد آنها ارضاء دوستداران واقعی هنر و ارتقاء معرفت عامه ورسوخ در جماعت است.
🔗| (ادامه دارد...)
📚 | کتاب « تکنیک تئاتر »
✍️| گردآورده: سهراب امین
🎭| #About_Theatre
🌀|
@Perspective_7