بیلی وایلدر:
• درباره نینوچکا
« نمونهای از نحوۀ کار ارنست لوبیچ را میتوانم از فیلم "نینوچکا" برای شما مثال بزنم، که یک کمدی رمانتیک بود. من و براکِت برای او نوشتیم. در این داستان، نینوچکا قرار بود یک لنینیست عصا قورت داده باشد. از آن کمیسارهای روسی که هیچ شوخی سرش نمیشد. ما داشتیم فکر میکردیم چه ترتیبی اتخاذ کنیم که او، علیرغم میل باطنی خود، عاشق مردی بشود. چه باید میکردیم؟ براکت و من بیست، سی صفحه یا حتی چهل صفحه از فیلمنامه را نوشتیم، و کلی هم روی آن عرق ریختیم. لوبیچ نوشته را خواند و خوشش نیامد. به آنی ردش کرد و گفت این به درد نمیخورد. این شد که ما را به خانهاش دعوت کرد تا جلسهای با هم بگذاریم و فکری به حال قضیه بکنیم. کلی حرف زدیم، ایده دادیم، فکرهای تازه به هم پاس دادیم، اما نشد که نشد ! نمیشد لوبیچ را راضی کرد. لوبیچ هم عذر میخواست تا به دستشویی برود و وقتی بر میگشت همیشه میگفت: « بچهها، یافتم! ». گاهی فکر میکردیم او فردی را در دستشویی مخفی کرده که به او بهترین ایدههارا بدهد. این شد که همیشه میگویم اگر لوبیچ بود چه میکرد؟ »
👤| #Billy_Wilder
👤| #Ernst_Lubitsch
🌀| @Perspective_7
Post #848
222

- 👍 7