📜#جوابیه_تحلیل_دانشجویی
✍حسامالدین امینی
دانشجوی ۱۴۰۲ مهندسی برق
بخش اول:
نخستین گام در تحلیل هر رویداد تاریخی، تعیین معیاری است که با آن شکست و پیروزی را تعریف میکنیم؛ چرا که برای یک تحلیل راهبردی دقیق، باید به جای تمرکز صرف بر خسارات، اهداف کلان دو طرف را مشخص کرد و دید کدامیک به هدفش نزدیکتر شده است. هر دو طرف کاملاً بر اساس آرمانهای ایدئولوژیک پیش میروند: آرمان اسرائیل و آمریکا ایجاد «اسرائیل بزرگ»، بلامنازع کردن هژمونی خود و جلوگیری از شکلگیری هر کشور قدرتمندی در منطقه است؛ آرمان ایران و محور مقاومت نیز اخراج آمریکا و نیروهای نیابتیاش از منطقه است تا غرب آسیا روی آرامش ببیند. در این راستا، رژیم صهیونیستی و آمریکا همواره تلاش کردهاند خود را حامی حقوق بشر و منجی جهان نشان دهند و مخالفانشان را با برچسب ضدیهود و حامی تروریسم خاموش کنند؛ ایران و جبهه مقاومت نیز طی سالیان گذشته با پیشرفتهای چشمگیر در حوزههای نظامی، صنعتی، سیاسی و امنیتی ـ که بررسی ابعاد مختلف آن، خود نوشتاری مستقل میطلبد ـ کوشیدهاند تا جای ممکن با خوی استکباری و وحشیگری آمریکا مقابله کنند و برای هر اقدامی آماده باشند.
طبیعی است که ایستادگی در برابر چنین جبههای و حرکت به سمت چنین آرمان بزرگی، بدون پرداخت هزینههای سنگین ممکن نیست. خطای تحلیلی آنجاست که هزینههای اجتنابناپذیر این مسیر با «شکست راهبردی» اشتباه گرفته شود؛ در حالی که هزینههای پس از عملیات، هرچقدر هم تلخ و سنگین باشند، لزوماً به معنای شکست راهبردی نیستند (همانگونه که شوروی در جنگ جهانی دوم با نزدیک به ۲۷ میلیون کشته بیشترین خسارت را متحمل شد، اما در نهایت متفقین پیروز آن جنگ بودند)؛ بنابراین، حجم خسارات بهتنهایی معیار کافی برای تعیین پیروز میدان نیست و برای بررسی راهبردی باید اهداف اولیه و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت را مدنظر داشت. اینکه شهادت رهبران مقاومت و غیرنظامیان یا تخریب ساختمانها در غزه به معنای از بین رفتن روحیه و پایان مقاومت تلقی شود، ناشی از نشناختن ماهیت این جریان است؛ چرا که تاریخ نشان داده ساختار مقاومت قائم به شخص نیست و با شهادت فرماندهانش متوقف نمیشود. اینها هزینههایی است که در مسیر یک نبرد تاریخی ناچار به پرداخت آن هستیم، نه نشانه پایان راه.
از سوی دیگر، مطرح کردن این شائبه که شاید سازمان اطلاعات اسرائیل از حمله مطلع بوده و عمداً اجازه داده است عملیات انجام شود، بیشتر به یک شوخی میماند تا تحلیل؛ چرا که همانطور که رهبر شهید فرمودند، این عملیات یک شکست اطلاعاتی و نظامی غیرقابل ترمیم برای رژیم صهیونیستی بود. موساد که به عنوان یکی از قدرتمندترین سرویسهای اطلاعاتی دنیا شناخته میشود، از برنامهریزی برای چنین عملیات پیچیده و گستردهای بیاطلاع مانده بود. رژیمی که در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱ تنها یک اسیر خود را در ازای ۱۰۲۷ اسیر فلسطینی مبادله کرد (که یکی از آنها شهید یحیی سنوار بود)، چگونه ممکن است عمداً اجازه دهد در یک روز بیش از ۱۲۰۰ کشته و ۲۵۰ اسیر بدهد؟ هیچکس در اسرائیل نمیتواند چنین خواری و خفتی را بپذیرد. حتی اگر به فرض محال بپذیریم که آنها از قصد اجازه دادند چنین اتفاقی بیفتد، این را باید لطف خداوند متعال دانست که به چنین خطای محاسباتی سهمگینی دچار شدند.
حال اگر بر اساس همان معیار «تحقق اهداف راهبردی» به صحنه نگاه کنیم، روشن میشود چه کسی واقعاً شکست خورده است. در زمانی که به فرموده رهبر شهید انقلاب، آمریکا، عناصر صهیونیست و برخی دولتها برای غرب آسیا نقشه کشیده بودند تا مناسبات بینالمللی این منطقه را به نفع رژیم صهیونیستی تغییر دهند و «پیمان ابراهیم» را گسترش دهند، عملیات طوفان الاقصی آن نقشه را باطل کرد؛ اکنون پس از گذشت سه سال، این رژیم منفورترین حکومت روی کره خاکی است و به هیچ عنوان توان احیای اعتبار پیشین خود را ندارد. آمریکا نیز با هزینههای سنگینی که بر مردم خود و جهان تحمیل کرد و شکست نظامیای که متحمل شد، اعتبار و جایگاهش را چه در حوزه سیاسی-اقتصادی و چه در حوزه امنیتی-نظامی از دست داده است؛ دولتی که در جنگ با ایران به هیچیک از اهداف خود دست نیافته، اکنون تنگه هرمز را نیز از دست داده و بدهیاش از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است، دیگر مانند گذشته کدخدای جهان دیده نمیشود.
⚡️ با #پلاک_01 همراه باشید...
🌐 تلگرام | بله
Post #393
78
پلاک ۰۱ 📜#تحلیل_دانشجویی ✍ناشناس دانشجوی دانشگاه تهران عملیات هفت اکتبر؛ حماسه یا شکست بزرگ؟ پس از آغاز عملیات طوفان الاقصی و ورود نزدیک به ۴۰۰۰ مجاهد جهاد اسلامی به سرزمینهای اشغالی و تصرف بخش قابلتوجهی از مناطق اسرائیل، تحولات بزرگی در منطقه رقم خورد. پس از…
- 👍 9
- 👎 1