آیندهزدایی و فرسایش سلامت اجتماعی ایرانیان
✍️ پیمان سلامتی
استاد پزشکی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی تهران
«فردا آمدنی است،
حرفی در میان نیست،
اما از کجا در ارابهٔ او ما نیز بوده باشیم؟»
«شمس لنگرودی»
💠 آخرین بار کی برای پنج سال آینده زندگیتان برنامهریزی کردید؟ نه برای هفته آینده یا ماه آینده؛ برای پنج سال بعد.
قرار است چه کارهای بزرگی انجام دهید؟ فرزندتان کجا درس بخواند؟ وضعیت زندگیتان چگونه باشد؟
💠 اکنون ما با این سؤال اساسی روبهرو هستیم:
چه اتفاقی میافتد وقتی یک جامعه، به جای اینکه آینده را «بسازد»، فقط تلاش میکند خودش را به آینده «برساند»؟
💠 به گمان من، مسئله امروز جامعه ایران فقط کاهش امید یا افزایش اضطراب نیست؛ ما با پدیده عمیقتری مواجهیم: «آیندهزدایی»؛
یعنی آینده بهتدریج از محاسبات بلندمدت زندگی حذف میشود.
💠 در ادبیات علمی، میتوان این وضعیت را با مفاهیمی مانند تضعیف یا فقدان Future Orientation، یا «جهتگیری به آینده»، توضیح داد.
این فرایند میتواند یکی از عوامل مهم فرسایش سلامت اجتماعی نسل امروز و مهمتر از آن، نسلهای آینده باشد.
💠 از منظر پزشکی اجتماعی، «شکوفایی اجتماعی» (Social Actualization) یکی از ارکان سلامت اجتماعی است.
این مفهوم به این معناست که فرد، جامعه خود را دارای ظرفیت رشد، پیشرفت و تحول ببیند و باور داشته باشد که جامعه میتواند شرایط بهتری برای زندگی اعضای خود فراهم کند.
💠 از این نگاه، آیندهزدایی را نباید صرفاً «ناامیدی» دانست.
امید اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که انسان، در کنار تصور آینده بهتر، امکان تغییر را نیز ببیند و برای رسیدن به آن راه و اقدام متصور باشد.
آیندهزدایی زمانی رخ میدهد که این ظرفیت فرسوده شود؛ یعنی آینده هنوز موضوع فکر و آرزو باشد، اما دیگر مبنای تصمیمگیری، برنامهریزی و سرمایهگذاری قرار نگیرد.
💠 این مسئله برای ایران، زمینهای تاریخی نیز دارد.
همایون کاتوزیان، پژوهشگر تاریخ ایران، از ایران به عنوان «جامعه کوتاهمدت» سخن گفته است؛ جامعهای که در آن بیثباتی و فقدان تداوم، امکان شکلگیری چشماندازهای بلندمدت و انباشت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را دشوار کرده است.
💠 اگر این ویژگی تاریخی را بپذیریم، تحولات سالهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا میکند.
نگاهی به آخرین «پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان» که در سال ۱۴۰۲ منتشر شد، بیندازیم. وقتی از مردم درباره شرایط اقتصادی کشور در مقایسه با پنج سال گذشته پرسیده شد، ۸۰ درصد معتقد بودند شرایط بدتر شده است.
💠 در پیشبینی شرایط اقتصادی در پنج سال آینده نیز ۷۱ درصد اعتقاد داشتند که اوضاع بدتر خواهد شد.
این اعداد، نشانهای جدی از محدود شدن افق آیندهنگری در جامعه است.
💠 این انسداد، به سرعت خود را در حیاتیترین نهادهای اجتماعی نشان میدهد.
مسئولین وزارت بهداشت هشدار میدهند که در یک دهه گذشته، آمار ازدواجها در کشور «نصف» شده و رشد جمعیت تا ۱۵ سال آینده به «صفر» خواهد رسید.
این کاهش، واکنش طبیعی جامعهای است که آینده را به قدری مبهم و تاریک میبیند که از آوردن یک انسان دیگر به این ابهام، امتناع میکند.
💠 البته این تحولات علل متعددی دارند؛ از اقتصاد و مسکن و اشتغال گرفته تا تغییر ارزشها و ساختار جمعیتی.
اما نمیتوان نقش تصویر مردم از آینده را در چنین تصمیمهای بلندمدتی نادیده گرفت.
💠 و حالا وضعیت تعلیق ناشی از تهدید، جنگ و نااطمینانی میتواند این روند را تشدید کند.
وقتی مردم ماهها در انتظارند که «بعد چه خواهد شد»، تصمیمهای بلندمدت بیش از پیش دشوار میشوند.
سرمایهگذاری به تعویق میافتد، برنامهریزی دشوار میشود و زندگی به جای افق چندساله، حول هفتهها و ماههای پیش رو سازمان مییابد.
💠 اینجاست که سه مسئله به یکدیگر میرسند: جامعهای که از گذشته با کوتاهمدتگرایی دستوپنجه نرم کرده، سالهایی که بحرانهای اقتصادی و اجتماعی این وضعیت را تشدید کردهاند و اکنون تجربه طولانی تهدید و تعلیق که میتواند افق آینده را بیش از پیش محدود کند.
💠 در این مرحله، با آسیبی به سلامت اجتماعی مواجه هستیم.
جامعه سالم جامعهای است که اعضایش نه فقط بتوانند بحران امروز را تحمل کنند، بلکه بتوانند فردایی بهتر را تصور کنند، ظرفیت جامعه برای رشد را باور کنند و خود را در ساختن آن آینده مؤثر بدانند.
💠 اگر این ظرفیت از بین برود، جامعه به جای «ساختن آینده»، به «دوام آوردن تا آینده» مشغول میشود؛ و این یکی از خطرناکترین میراث ها برای نسلهای بعد است.
پس شاید یکی از مهمترین وظایف امروز ما این باشد:
فردا را دوباره به محاسبات زندگی ایرانیان بازگردانیم.
💠 چون همانطور که شمس لنگرودی پرسیده است، مسئله فقط آمدن فردا نیست؛ مسئله این است که آیا ما نیز در ارابه آن خواهیم بود؟
t.me/PaymanSalamati
Post #876
9.95K
- 👏 6
- 👍 2
- ❤ 1
- 😭 1