🎓پروژهٔ اسیر
استادی مریدی را گفت: «این پروژه به سر بر، تا تو را فراغنامه دهم.»
مرید مسرور گشت و کارِ پروژه به سر آورد.
هفتهٔ دوم، استاد همان پروژه را پیش او نهاد و گفت: «اکنون بر آن پایگاه دادهای بنا کن، تا فراغنامهات دهم.»
مرید چنان کرد و فراغنامه نیافت.
هفتهٔ سوم فرمود: «API آن نیز فراهم آور.»
هفتهٔ چهارم بگفت: «احراز هویت و دسترسیهایش درست کن.»
هفتهٔ پنجم دستور داد: «کَش بر آن بند.»
هفتهٔ ششم امر نمود: «صف و کارهای پسزمینه نیز بر آن افزای.»
چون هفتهٔ هفتم رسید، استاد باز همان پروژه را پیش او نهاد و گفت: «اکنون چنان مقیاسپذیرش کن که یک میلیون کاربر را همزمان تاب آرد، تا دیگر کار تمام شود.»
مرید از شدت خشم، ابتدا جامهٔ سایر مریدانِ حاضر در کلاس درید، سپس خود را بر پای استاد افکند و بگفت:
«ای استاد، مرا فراغنامه مده و تا قیامت مرید خویش نگه دار؛ لیک این پروژهٔ اسیر را فارغالتحصیل کن!»
زاکان عبیدی
🔹🔹🔹
❤️🔥website 🆔instagram
🆔linkedin 🆔telegram
💬bale
Post #1544
2.42K

- ❤ 31