۱- اگر کتابی را به زبان اصلی دیدیم و خواندیم و فهمیدیم و لذت بردیم بههیچوجه لزوماً به این معنی نیست که قادر خواهیم بود آن را به زبان فارسی هم ترجمه کنیم.
ترجمه فنی است که باید اصول و ضوابط آن را آموخت و برای تسلط بر آن عرق ریخت و رنج کشید.
۲- علاوه بر تسلط یافتن بر اصول و ضوابط ترجمه، فرد باید آشنایی نسبتاً عمیقی با زبان فارسی و چَم و خمهای آن داشته باشد و فراوان متون درجهیک نثر تالیفی و ترجمهای خوانده باشد و دایرهی لغات فعّالش بسیار بسیار فراتر از مجموعه لغاتی باشد که در گفتار روزمره استفاده میکند.
۳- نویسندگانِ کتابهای علم برای عموم نهتنها متخصصانی سرشناس در حوزه علمی خود محسوب میشوند که نویسندگان ورزیدهای نیز هستند، ولی با این همه، واژهبهواژهی کتابشان پیش از چاپ از زیر ذرهبینِ حداقل یک ویراستار کاربلد میگذرد و ویرایش میشود.
بنابراین، بهلحاظ اخلاقی درست نیست با دانشی اندک - خصوصاً - در زبان فارسی چنان کتابی را در دست گرفت و بهنثر دبستان ترجمه کرد.
رعایت اخلاق حرفهای بسیار مهمتر است از توهمِ داشتنِ رسالت در ترجمهی چنان کتابهایی.
۴- نکوهیدهترین شیوهی ترجمه که با تاسف بسیار رواج بسیار یافته این است که مترجم خامدست روی سطح ساختار انگلیسی سُر بخورد و مثلاً ترجمه کند. یعنی از سطح به عمق نرسد و ساختار زبان انگلیسی را از گمرک زبان فارسی عبور ندهد و نثرش در دالانهای نحو زبان انگلیسی اسیر بماند.
چنین مترجمی - بخوانید مترجمنمایی - یا از سر تنبلی، یا از سر کمسوادی و یا از سر ناآگاهی از آزادیهای مشروع مترجمی، تارِ کلماتِ فارسی را در پودِ نحو انگلیسی میبافد و محصول زشت و آسیبرسانی تولید میکند که چندین دهه است مثل سرطان به جان زبان فارسی افتاده و آن را رنجور کرده است و حتی از فرط شیوع، توان تشخیص نثر خوب را در بسیاری موارد از نسلهای جوان ربوده است.
- عبدالرضا شهبازی
@dirinenegar
Post #1358
3.18K
Forwarded from دیرینهنگار (عبدالرضا شهبازی)
- 👍 56
- ❤ 14
- 👎 2