انسانها گل سر سبد تکامل نیستند. هر چه قبل از انسانها بوده است پیشدرآمدی بر ظهور و پیدایش پر دبدبه و کبکبۀ آنها نبوده است.
با این همه، باید پذیرفت که انسانها گونهای خاصاند: هیچ گونۀ دیگری بر روی زمین، تا آنجا که ما میدانیم، نمیتواند کتاب بنویسد و یا حتی دربارۀ تاریخ گونۀ خود به تفکر بپردازد. فیلسوفانِ خردمند طی قرون و اعصار هشدارمان دادهاند که باید فروتن باشیم. ولی در این جا بحث بر سر تواضع و فروتنی نیست. نکتۀ کلیدی در اینجاست که تکامل پدیدهای فرجامبین یا «هدفمند» نیست. هیچ مسیر از قبل مشخصی برای آیندۀ تکامل وجود ندارد: گونهها، زیر ضرباتِ فراز و نشیبهای تاریخ، میآیند و میروند.
در تریاس پسین، هیچ طبیعیدانی دلیلی در دست نداشت بپندارد دایناسورها رو به بزرگشدن و تنوع پیش میروند و زیستبومهای خشکی را به مدت ۱۶۰ میلیون سال زیر سلطۀ خود خواهند گرفت، و اینکه پستانداران شبگردانی کوچک و بیاهمیت باقی خواهند ماند. به همین ترتیب، زمانی که دایناسورهای غیر پرنده طی انقراض دستهجمعی پایانِ دورۀ کرتاسه از صفحۀ زمین برچیده شدند، طبیعتاً تمساحها، پرندگان و پستانداران همگی این فرصت را یافتند تا برترین شکارگران طبیعت شوند. در آمریکای جنوبی که از بقیۀ نقاط جهان جدا مانده بود، برخی از گونههای تمساحها تا حدی خشکیزی شدند و شکارگری را در پیش گرفتند. باز در همین آمریکای جنوبی، و همچنین آمریکای شمالی و اروپا، پرندگانی غولپیکر با منقارهای بزرگِ یکمتریِ استخوانشکن به تکامل رسیدند که اجداد اسبها و گربههای امروزین را شکار میکردند.
در سپیدهدم دنیای جدید، یعنی در خلال دور پالئوسن از دورۀ پلیوژِن از دوران سنوزوییک [بین ۶۶ تا ۵۶ میلیون سال قبل] نزدیکترین نیاکان انسانها حیوانات نحیفِ سنجابشکلی بودند که با ترس و لرز روی شاخههای درختان از این سو به آن سو میدویدند و بر تارکشان هنوز هیچ نشانهای از استعدادی پنهان برای سیطره بر زمین به چشم نمیخورد.
Michael Benton
The History of Life/ 2008
@dirinenegar
Post #1032
420
Forwarded from دیرینهنگار (عبدالرضا شهبازی)