✴️ آیا از جنگ نمیتوان جلو گرفت؟
🖌 احمد کسروی
تکهی 7 از 9
آیا «حکومت همهجهانی» مغایر استقلال کشورهاست؟!
در این زمینه که یک دولت همهجهانی پدید آورده شود سخنان بسیار رانده شده. چنانکه گفتیم یک دسته از نیکخواهان آمریکا و اروپا آرزو داشتند که از پارلمانهای جهان ـ از هر پارلمانی چند نماینده ـ برگزیده شود و این نمایندگان در یکی از شهرها گرد آمده یک پارلمان بینالمللی پدید آورند و دربارهی کارهای جهان شور کنند و تصمیمها گیرند و قانونها گزارند و هرچه از آن پارلمان بیرون آمد در همه جا پذیرفته شود.
ولی این پارلمان اگر برپا شود چون با این ترتیبی که در نظر گرفته شده قوهی مجریه نخواهد داشت بحال جامعهی ملل افتاده بینتیجه خواهد گردید.
چندی پیش مستر اَتلی[1] نخستوزیر انگلیس در سخن راندن از بمب اتمی و از خطرهای آن چنین گفت : «امروز جهان باید در زیردست یک امپراتوری راه برده شود تا جنگی پیش نیاید». گویا خواست نخستوزیر انگلیس آن بوده که دولتهای بزرگ از فرانسه و انگلیس و آمریکا یک دولت گردند و دولتهای دیگری را با داشتن استقلال داخلی در زیردست خود راه برند (از روی مدل امپراتوری انگلیس). این عقیده را دیگران هم داشتهاند.
ولی پیداست که این بدولتهای کوچک گران خواهد افتاد و آنها آزادی خود را از دست رفته خواهند شمرد و گردن نخواهند گزاشت.
در ایران کسان بسیاری هستند که سخنان سوسیالیستها را شنیدهاند و آرزو دارند که مرزها از میانهی کشورها برافتد و همهی جهان یک کشور گردد. این هم عقیدهی آنهاست.
پیداست که این آرزو هم بسیار خامست. زیرا با این جداییهای نژادی و دینی و آرمانی که درمیان مردمانست همهی جهان یک کشور نتواند بود. اگرهم تواند بود و باشد باز نیاز خواهد بود که برای آسانی کارها تقسیماتی درمیانه پدید آورده شود. ایران که یک کشور است و در زیر یک حکومت اداره میشود ما برای آسانی کار آن را به استانها و شهرستانها تقسیم کردهایم. در یک شهر که هزارها خانواده زندگی میکنند هر خانوادهای برای خود خانهی جداگانه بنیاد گزارده و زندگی جداگانه پیش گرفته است.
اگر از من بپرسند بهترین راه آنست که کشورهایی که امروز بحال استقلال زندگی میکنند به همان حال خود بمانند. مثلاً مردم فرانسه که تیرهای هستند و نژاد و زبان و تاریخ جداگانه دارند و کشوری برای خود برپا گردانیده جدا از دیگران میزیند بهتر است به همان حال خود بمانند و کشور و استقلال خود را نگه دارند ـ همچنان دیگر نژادها و تیرهها ـ و در همان حال باستواری روابط بینالمللی کوشیده شود و بدانسان که گفتیم یک حکومت بزرگ همهجهانی پدید آورده شود.
آن مَثَل شهر و خانوادهها که زدم این موضوع را روشن میکند. در یک شهر هر خانوادهای در درون خانهی خود آزاد است و زندگانی جدا دارد و در همان حال یک رشته همبستگیها درمیان آنهاست. وظیفههایی از نظر شهری بگردن هر یکی از آنهاست. یک حکومتی آنها را راه میبرد.
[1]ـ Clement Attlee
Post #27457
532