✴️ آیا از جنگ نمیتوان جلو گرفت؟
🖌 احمد کسروی
تکهی 6 از 9
آیا میتوان یک حکومت بزرگ «همهجهانی» پدید آورد؟
اینها چیزهای روشنیست و گمان نمیکنم کسی ایرادی باینها کند. ولی در اینجا گفتگوی دیگری بمیان میآید که باید بآن نیز پردازیم و روشنش سازیم.
در کشورها که حکومت هست و قانونها بکار بسته میشود سه نیرو درمیانست : یکی نیروی شور و قانونگزاری (مقننه) ، دیگری نیروی داوری (قضایی) ، دیگری نیروی روانگردانی (مجریه). اینها را همه میدانند. اکنون اگر بخواهیم جهان را کشوری شماریم و دولتها را مانندهی افراد بهم مربوط ساخته بزیر قانون آوریم بیگفتگوست که باید در آنجا هم این سه نیرو درمیان باشد. باینمعنی باید یک انجمن بزرگی برپا گردد که در کارهای جهان شور کند و تصمیمها گیرد و اختلافات سیاسیای را که درمیان دولتها پدید میآید رفع کند ، یک دادگاه بزرگی از قضات برگزیدهی جهان بنیاد یابد که در دعاوی و اختلافات حقوقی درمیان دولتها قضاوت کند ، یک دستگاه بزرگی پدید آید که تصمیمهای آن انجمن بزرگ و این دادگاه بزرگ را بکار بندد.
در سازمان ملل متفق همهی این سه نیرو منظور گردیده (چنانکه پیش از این شرح دادیم) ، چیزی که هست ما بآن ایراد گرفته میگوییم آن سازمان از خود دولتها که دارای منافع خصوصی متضاد میباشند تشکیل یافته و اینست به نتیجهی درستی از آن سازمان امید نمیتوانیم بست.
این دولتها نه شورشان ساده و از روی دلسوزی بجهانست ، و نه داوریشان بیطرفانه و بنام دادگریست ، نه نیروی روانگردانیشان درستست که اگر روزی نیاز بفعالیت آن افتاد بیاشکال کاری را بانجام رساند.
این ایراد را ما بسازمان ملل متفق گرفتهایم و حق داشتهایم. اکنون چنین انگارید که بجای دولتها نیکخواهان جهان پا بمیان نهادند و چنین خواستند که یک سازمان همهجهانی پدید آورند. پیداست که یک انجمن شورا و یک دادگاه قضایی از مردمان باخرد و فهم و دلسوز بنیاد خواهند گزاشت (بدانسان که گفتیم). اینها چندان دشوار نیست. ولی نیروی روانگردانی چه خواهد بود؟.. آن را از کجا خواهند آورد؟.. در اینجاست که اشکال پیش میآید و زمینه برای یک گفتگوی بسیار ارجداری باز میشود.
پیداست که باید در اینجا هم احساسات نیکخواهانه گره از کار گشاید. باید این سازمان همهجهانی از هواداران خود نیروی مستقلی تهیه کند ـ از افسران و سربازان داوطلب که آماده باشند باحساسات نژادی و کشوری خود چیره درآمده در راه تأمین صلح و جلوگیری از ستم جانفشانی نمایند ، از دانشمندان پاکدل که حاضر باشند بنام دلبستگی بنیکی جهان اختراعهای خود را باختیار آن سازمان سپارند.
با آن تکانی که ما آرزومندیم در خردها و فهمها پدید آید تهیهی چنین نیرویی را دشوار نتوان شمرد. ما فراموش نکردهایم هنگامی که حکومتهای استبدادی روزهای آخر خود را میپیمودند و در بیشتر جاها میانهی آزادیخواهان با نیروهای استبداد نبرد و پیکار میرفت ، دستههایی از آزادیخواهان بودند که بیآنکه جدایی میانهی این کشور و آن کشور گزارند ، در هر کجا که شورش بود بیاری آزادیخواهان میشتافتند. در ایران هنگامی که شورش[مشروطه] بود دستههایی از قفقاز از گرجیان و ترکان و ارمنیان بیاری آزادیخواهان آمدند و آن جانفشانیها را نمودند. این نمونهایست که چگونه میتوان در کارهای نیک از احساسات نیکخواهانهی مردمان سودجویی کرد.
Post #27453
589