✴️ آیا از جنگ نمیتوان جلو گرفت؟
🖌 احمد کسروی
تکهی 5 از 9
رشتهی کارها باید در دست نیکخواهان و خردمندان باشد
ما میپرسیم : اگر تودهها هر یکی در جای خود زندگی کنند و با یکدیگر مهر ورزند و دوستی نمایند چه مانعی خواهد داشت؟!.
کشوردارانی که درمیانه جنگ پدید میآورند و جوانان را بکشتن داده جهان را بویرانی میکشند این نشان ناشایستی و ناتوانی آنهاست. میتوان کشورها را چنان راه برد که بجنگ هیچ نیاز نباشد.
آخر این دولتها چه پدرکشتگی باهم دارند که بیجنگ نمیتوانند زیست؟!. میگویند : «منافعشان باهم تصادم دارد» ، میگویم : اینها نامهاییست که خودشان گزاردهاند. «منافع» چیست؟!. کدام «تصادم» درمیانست؟!. مثلاً دولت شوروی با دولت آمریکا یا انگلیس ، چه برخوردی میانهی سودهای آنهاست؟!. اگر آن در جای خود ایستد و این در جای خود ، و هر یکی بکارهای خود پردازد و هیچ یکی دست بکشورهای دیگران نیازد آیا باز تصادمی درمیان منافع آنها خواهد بود؟!. آنگاه مگر نمیتوانند با گفتگوها و داوریها چارهی برخورد را کنند؟!.
آن جنگی که شش سال با آلمان کردند آیا چه سودی از آن برداشتند؟!. آلمان و ایتالیا که شکست خوردند و از پا افتادند و اکنون گرفتار صد دشواری هستند بمانند ، آمریکا و روس و فرانسه و انگلیس که فیروز درآمدند چه نتیجه بردند؟!. ملیونها جوانان کشته شدند و دلهای مادرهاشان داغدار گردید. ملیونها جوانان کور و کر و شل شدند که عمرهاشان با تلخکامی خواهد گذشت. آنهمه شهرها ویران گردید. آنهمه کالاها و افزارها بزیر دریا رفت. آنهمه زنان و بچگان گرسنگی کشیدند. هنوز در انگلیس و فرانسه سختی کار خواربار پایان نپذیرفته ـ اینهاست نتیجههایی که دولتهای فیروزمند بردهاند.
میدانم خواهند گفت : اینها آلمان و ایتالیا و ژاپن را از پا انداخته بآنها چیره شدند و اکنون رشتهی کارهای جهان در دست این دولتهای فیروزمند است.
میگویم : زندگانی برای آسودن و از خوشی و خرسندی بهره جستن است. چیرگی یافتن باین توده و آن توده نه چیزیست که بتوان بآن ارجی نهاد. نه چیزیست که مایهی جبران زیانها شمرد.
این حقایق باید در جلو چشمها باشد و در اندیشهها جا باز کند و بدینسان جنبشی در سراسر جهان پدید آید و از این پس زندگانی براه دیگری افتد. باید در همه جا مردم از جنگ بیزاری نمایند و باینکه دولتها نیز بزیر قانون آیند دلبستگی نشان دهند.
یک نکتهی مهمتر اینست که از این پس رشتهی کارهای تودهها در دست نیکخواهان و خردمندان باشد ، نه در دست مردان سیاسی. یکدیگر را فریفتن و بهمدیگر نیرنگ زدن و از هر راهی که بود به پیشرفت مقاصد کوشیدن که شیوهی کار مردان سیاسی بوده متروک گردد. امروز جنگ خطر بزرگی برای جهانست ، بویژه با پیدا شدن بمب اتمی و بیمهایی که از بکار بردن آن میرود. امروز بسیار خطاست که رشتهی کارها در دست مردان هوسکاری باشد که بخیره[=بیجهت] باهم رشته را پاره کنند و تودهها را بجنگ کشانند و جهان را ویران سازند.
از اینها گذشته باید هر آنچه باعث اختلافست و جنگ پدید تواند آورد از میان رود. چنانکه در چهارده مادّهی شادروان ویلسون نیز بوده دریاها آزاد باشد ، بُغازها[1] بروی همهی کشتیها باز شود ، دولتهای بزرگ در کار تودههای کوچک بدخالت برنخیزند ، تعصبهای ملی که بیمبناست از میان رود ، از پیمانبندیهای نهانی پرهیزیده شود. رویهمرفته کشورها و تودهها مانندهی خانهها و خانوادهها باشند و با یکدیگر از روی مهربانی و همدستی راه روند و در اندیشهی آبادی جهان و آسایش جهانیان باشند.
با این زمینه است که یک سازمان همهجهانی پایدار تواند گردید و دولتها را بزیر سررشتهداری خود تواند گرفت. آن نقص بزرگی که در جامعهی ملل بود و امروز در سازمان ملل متفق نیز هست ، آماده نبودن چنین زمینه است.
این مطلب را با زبان دیگری هم بیان توان کرد : در هر تودهای نگهبان قانونها و پایَندان[2] پیشرفت آنها احساسات مردمست. مثلاً در انگلستان بنیاد حکومت بروی دمکراسیست و شالودهی قانونها بروی آن گزارده شده ، و چون مردم بدمکراسی و بقانونهای آن دلبستگی بسیار دارند همیشه آنها اجرا خواهد شد و هیچ دولتی دلیری نخواهد داشت آن قانونها را بکنار گزارد. ولی در ایران که در اینجا نیز بنیاد حکومت و قانونها بروی دمکراسیست چون انبوه مردم تاکنون معنی دمکراسی را ندانستهاند و دلبستگی بآن ندارند اینست میبینید صدها کسان به نقض آن قانونها میپردازند و سرکشانه آنها را بهم میزنند.
Post #27450
438