✴️ آیا از جنگ نمیتوان جلو گرفت؟
🖌 احمد کسروی
تکهی 4 از 9
دشوارست و نشدنی نیست
از این گفتهها آنچه درخور اندیشه است ایراد آخریست. این راستست که دولتها بآسانی از منافع خود چشم نخواهند پوشید و چنانکه در پیش گفتیم عادت دست یازیدن بسرنیزه باین زودیها فراموش نخواهد گردید.
چیزی که هست این کار دشوار است و «نشدنی» نیست. دشوار چیز دیگر است و نشدنی چیز دیگر. دشوار را آسان توان گردانید ولی نشدنی نشدنیست.
در این باره باید بیاد آورد که روزی بوده این دادگاهها و قانونها که برای افراد مردم هست نیز نمیبوده. روزی بوده که افراد مردم مانند دولتهای امروزی تابع قانونی نبوده بسر خود میزیستهاند ، اگر دعوایی باهم میداشتهاند آن را با زد و خورد بپایان میرسانیدهاند. اگر کسی پولی یا کالایی طلبکار میبوده خود او دست به یخهی بدهکار یازیده با زور و فشار حق خود را میطلبیده. عدالتی درمیان نبوده ، هر که زور بیشتر میداشته بدیگران چیرگی مینموده. لیکن سپس خردمندانی برخاسته بدی آن رفتار را بمردم فهمانیده و با کوششهای خود بنیاد حکومت و قضاوت گزارده بمردم راه نمودهاند که در اختلافاتی که پیدا میکنند بقضاوت مراجعه کنند و بسر خود زورورزی ننمایند.
در اینجا نیز تا دیرزمانی مردمان گردن نمیگزاردهاند و دست کشیدن از زورورزی بآنان دشوار میافتاده. ولی چون خردمندان و نیکخواهان پافشاری نموده زشتی آن رفتار را نشان میدادهاند سرانجام خودسری را از میان بردهاند. امروز شما میبینید که اگر طلبکاری در خیابان به یخهی بدهکار چسبید و یا بدر خانهی او رفته هایهو برپا گردانید مردم او را «وحشی» شناسند و زبان باز کرده چنین گویند : «اگر طلبکاری برو بعدلیه ، این وحشیگری چیست میکنی؟!.».
داستان دولتها از هر باره مانندهی اینست. امروز که آغاز کار است گردن گزاردن آنها بقانونها و چشم پوشیدنشان از زورورزی خودسرانه دشوار است. ولی این دشوار آسان تواند بود. اگر در اینجا هم نیکخواهان پافشاری نمایند فیروزی با آنها خواهد بود.
اگر راستش را خواهیم باید در جهان در این زمینه جنبش بزرگی پدید آید و جهانیان گامهای دیگری در راه بلنداندیشی بردارند. باید خردها بتکان آید و بحقایق زندگانی بیش از این قیمت داده شود. خواهید گفت : «کدام حقایق؟..». من اینک برخی را میشمارم :
اینجهان برای همه است ، تودهها همه یکسانند و از دیدهی آفرینش یکی را بدیگری برتری نیست.
تودهها مانندهی خانوادههایند. چنانکه خانوادهها با یکدیگر با آرامش و آسایش میزیند ، تودهها نیز باهم با آرامش و آسایش توانند زیست.
در روی زمین جا برای همگی باز است و نیازی بکشاکش نیست.
روس و ژاپن و عرب و ترک و انگلیس و آلمانی و دیگران همه در زندگی شریکند و همه باید از خوشیهای جهان بهره یابند.
ما بجهان برای آسایش و خوشی آمدهایم ، برای اندوهخواری و سختیکشی نیامدهایم.
آدمی برگزیدهی آفریدگانست. خدا زمین را بدست او سپارده که آباد گرداند و در آن با خوشی زندگی کند.
زندگانی نبرد نیست. این سخن که شهرت یافته غلطست. آن گرگها و پلنگهایند که زندگیشان نبرد است. آدمیان باید بجای نبرد بهم یاوری کنند ، توانایان دست ناتوانان گیرند.
جنگ دیوانگیست. جنگ مردمان با یکدیگر یادگار دورههای وحشیگریست. تمدن روزی بکمال خواهد رسید که جنگ از میان مردمان برافتد.
جنگ را باید با بدیها کرد ، با ستمگریها کرد.
اینها یک رشته حقایق آشکاریست که همه میدانند ولی کمتر پروا مینمایند. در حالی که باید پروا نمایند و قیمت دهند و پایهی زندگانیهای اجتماعی را بروی آنها گزارند.
.
Post #27449
510