✴️ آیا از جنگ نمیتوان جلو گرفت؟
🖌 احمد کسروی
تکهی 1 از 9
یادداشت کوشادِ تلگرام : پس از دو جنگ جهانی که به فاصلهی 21 سال روی داد چون جهانیان آسیبهای فراوان یافتند ، و بویژه پس از آنکه همه اندازهی ویرانگری بمب اتمی را در ژاپن دیدند و سپس دولتهای دیگری به آن بمب و بمبهای ویرانگرتر از آن دست یافتند ، اندیشهی شومِ چیرگی یافتن به دیگران که جرقهی جنگهای پیش بود ، رفته رفته در میان دولتهای بزرگ رو به فراموشی گزارد. این بار آنها آتش جنگ را نه میان خود بلکه در کشورهای دیگر زبانهزن گردانیدند و باید گفت در این کار کشورهای اسلحهساز آتشبیار معرکه بودهاند.
جنگهای جهانی بویژه دومین آن و ویرانیهای گسترده و آن پیشامد دلگداز هیروشیما و ناکازاکی ، تودههای جهان را که از جنگهای نوین فرسوده و بیزار بودند ناگزیر بسوی صلح راند. «جامعهی ملل» که نتوانسته بود جلو جنگ دوم را بگیرد ، گام مهمی بسوی صلح جهانی بود. همان گام پس از جنگ دوم و فراهم شدن شرایط جهانی به بنیادگزاری «سازمان ملل متحد» انجامید.
گرچه جهانیان سودها از این سازمان بردهاند و باید آن را گامی بلندتر از جامعهی ملل دانست ولی جای افسوس بسیار است که همان اندیشهی چیرگی یافتن به دیگران ، بنیاد این سازمان را نیز سست و بیکاره گردانیده.
برای مثال نادیده گرفتن این سازمان از سوی آمریکا و همپیمانان او درپی انتقام گیری از پیشامد یازده سپتامبر 2001 و اشغال عراق و افغانستان و حملهی اخیر او به کشورمان بهمدستی اسرائیل از همان جنس اقداماتی است که تلاشهای بنیادگزاران این سازمان را ناانجام گزارد.
اینگونه اقدامها همه افسوسآورست. دولتهای بزرگ جهان بجای آنکه به استواری پایههای آن سازمان بکوشند ، آیا چه میکنند؟! آیا نه آنست که به کندن بنیاد آن سازمان برخاستهاند یا باری به آن یاوری کردهاند؟! دولتهای عضو با چنین دستهبندیهایی که پیش گرفتهاند ، به تودههای خود و آیندگان چه پاسخی دارند؟!
سازمان ملل متحد یکی از بنیادهای ورجاوندی (مقدس) است که ما (باهَماد آزادگان) همیشه به آن خوشگمانی داشته و نیرومندیش را آرزومند بودهایم. از اینرو با پروا به جنگی که آمریکا و اسرائیل با کشورمان برپا داشتهاند ، میخواهیم در این روزها از کتاب «از سازمان ملل متحد چه نتیجه تواند بود؟» تکههایی را در کانال بیاوریم. میخواهیم اندیشهها دربارهی این سازمان و آیندهی چنین سازمانهایی روشنی گیرد.
در این تکهها کتاب از ارتباطات جهانی میان مردمان و دولتهاشان ، دورنمای صلح و بهبود شرایط زندگانی در جهان آینده گفتگو میکند و به پرسشهایی از اینگونه پاسخ میدهد :
ـ آیا از جنگ نمیتوان جلو گرفت؟..
ـ آیا نمیتوان دولتها را نیز همچون افراد ، تابع قانونهایی گردانید؟..
ـ آیا نمیشود توانایان با ناتوانان از روی دادگری رفتار کنند و سازمانی برای جلوگیری از زورورزی دولتها درمیان باشد؟!..
ـ آیا نمیتوان جهان را بشکل یک کشور انداخت و همهی جهانیان را در زیر یک حکومت راه برد؟..
یادآوری 1 :
دربارهی نام «سازمان ملل متحد» (برگرفته از یادداشت نویسنده پشت جلد کتاب) :
«... در روزنامهها در نام سازمان واژهی «متفق» را معروف گردانیدهاند. در جایی که در ترجمهی رسمی بجای آن واژهی «متحد» را گزاردهاند و ما چون باصل نام در انگلیسی بازمیگردیم میبینیم «متحد» درستتر میباشد تا «متفق». گذشته از آنکه پیروی از ترجمهی رسمی برای ما بایاتر[1] بوده است.
با این حال ما چون در هنگام نوشتن کتاب دسترس باین ترجمه نداشته و توجه باین نکته نکرده بودیم پیروی از تعبیر روزنامهها خواهیم کرد».
خوانندگان در خواندن بخشهایی که از فردا خواهیم آورد به این نکته پروا کنند.
یادآوری 2 :
برخی از عنوانها از ماست.
[1]ـ بایا = واجب ؛ وظیفه.
Post #27444
517