✴️ «حزب و گمراهیهای سیاسی»
🔸 «احزاب سیاسی» یا چند دسته هوسمندان
🖌 احمد کسروی
تکهی 1 از 2
کوشاد تلگرام : برای کسانی که بخواهند حقایقی را یاد گرفته در زندگانی راهنمای خود گردانند ، فرقی ندارد که آنها را از نوشتارها و پیشامدهای گذشته یاد گیرند یا از نوشتارها و پیشامدهای امروز.
این نکتهایست که خوانندهی هشیار از اینگونه نوشتارها که در کانال میآوریم درمییابد. اینک متن بخش نخست نوشتار روزنامهی پرچم :
در شمارهی دیروز پرچم گفتاری را که آقای فهیمی استاندار آذربایجان فرستاده بودند بچاپ رسانیدیم. گفتاری پر از حقایق بود. امروز باید بیش از همه در بند ایمنی بود و رشتهی آسایش را از هم نگسست.
در کشوری همچون ایران که در هر گوشهی آن تاراجگران خوابیدهاند بهترین هواداری از رنجبران و روستاییان این است که رشتهی ایمنی از هم گسیخته نگردد و میدان برای تاراجگران و خونریزان باز نشود.
ما از داستان آقایوف و مانندهای آن آگاهی نداشتهایم. (1) ولی در همین پرچم این موضوع را دو بار تکرار کردهایم که شورانیدن روستاییان به هر نامی که باشد جز تولید ناایمنی نتیجهای نتواند داد. جز خانه خرابی سودی برای روستایی نتواند داشت.
گفتهایم : نیکیها باید از شهرها آغاز گردد. ما برای نیک شدن نیازمند تغییرات در همهی رشتههای زندگی میباشیم : باید اندیشهها دیگر گردد ، حقایق زندگی روشن شود ، این باورها و پندارهای پوچ و پراکنده که مغزها را آکنده از میان برود. قانونها عوض شود. خویهای ستوده رواج یابد ـ صد گونه تغییرات روی دهد و یکی از آنها نیز اصلاح حال روستاییان باشد.
اینست راه نیک گردیدن توده. نه آنکه کسانی همه چیز را فراموش کنند ، و حتا باستقلال کشور که اساس همهی نیکیهاست پشت پا زنند ، و یگانه شاهکارشان شورانیدن روستاییان و برانگیزانیدن آقایوفها و مانندگان آنها باشد. چنین رفتاری جز از روی هوس و نادانی نتواند بود. چنین کسانی جز درپی خودنمایی نمیباشند.
ما از جناب استاندار گله مندیم که باینان نام «احزاب سیاسی» میدهند. این نام بچنان کسانی چه سزاست؟!.. کدام حزب؟!.. کدام سیاست؟!.. مگر همینکه کسانی چند تنی دور هم نشستند و یک نامی بروی خود گزارده و چند جملهای را بنام مرامنامه بهم بافتند حزب میباشند؟!. مگر همینکه چند روزی فرصت یافته بخودنمایی بدخواهانه پرداختند «سیاسی» شمرده گردند؟!..
من نمیخواهم در اینجا از آن دستهها که در همه جا فراوانند سخن رانم. در فرصت دیگر ، از این زمینه گفتگوی بسیار خواهیم کرد. در اینجا دو نکته را یادآوری مینمایم :
پانوشت :
1ـ ما از خیانت وزیران و سران ستاد آرتش و بیآبرو گردانیدن و فروپاشانیدن آرتش در شهریور 1320 که یکی از نتیجههایش هموار گردانیدن راه اشغال ایران بدست انگلیس و روس بود ، برافتادن رضاشاه و جانشینی محمدرضاشاه و آشوبهایی که در سراسر کشور برخاست و حال کابینههای پس از شهریور 20 در گفتارهامان نوشتهایم و خوانندگانمان میدانند.
یکی از جاهایی که آشوبهایی برخاست روستاهای آذربایجان بود. این آشوبها جز از خیزش فرقهی دمکراتِ آذربایجان برهبری پیشهوری در 1324 است ولی میتوان گفت نامردیهای یک مشت سرجنبانان و برانگیزندگان اشرار در آذربایجان و خیانت و پستی وزیران و سران آرتش که بجای کوبیدن سر اشرار با آنان شیوهی نرمخویی و میداندهی در پیش گرفتند زمینه را برای آشوبگریهای دیگری در سال 24 فراهم کرد.
گفتارهایی که روزنامهی پرچم از همان آغاز بکار نوشت و بدینسان رشتهی اندیشههای مردم آذربایجان را بدست گرفته دولت را واداشت تا پس از بارها گوشزد سرانجام سپاه به آنجا بَرَد و دست اشرار را کوتاه گرداند از سرفرازیهای این روزنامه میباشد.
خلیل فهیمی استاندار آذربایجان در گفتاری که روز پیش نوشته و در پرچم چاپ شده از جنایتهای دستهای بسرکردگی آقایوفنامی پرده برمیدارد که از کنار رود ارس تا مرند روستاها را غارت کرده و کسانی را کشته سپس گمرک را نیز غارت کرده به قفقاز گریختهاند.
فهیمی از دستههای دیگری نیز یاد میکند که آنان نیز جنایتهایی مانند آقایوف کردهاند و در همان حال خود را به مردم کوشندهی سیاسی و آزادیخواه و از بستگان دولت شوروی شناسانیدهاند. ولی به نوشتهی فهیمی مأمورین شوروی از جنایتهایی که اینان کردهاند بیزاری نمودهاند.
باید دانست که اینان خود بازیچهی یک مشت «کوشندگان بدنام سیاسی» بودند و این جنایتها را به انگیزش آنان میکردند.
گلهمندی پرچم از فهیمی در این گفتار از آنجاست که آنان را «احزاب سیاسی» نامیده است.
Post #27442
570