✴️ حزب و گمراهیهای سیاسی
🖊 احمد کسروی
🔶 باید از نادانیها جلو گرفت
بخش دوم
آن کسانی که شش تن و هفت تن گرد هم مینشینند و حزب میسازند اساساً از این نکته ناآگاهند و سبکمغزانه چنین میدانند که همینکه صد تن یا دویست تن را بنام فلان حزب باهم مربوط ساختند همان کافیست. همان را یگانگی و همدستی میشمارند. از بس ناآگاهند این پراکندگی اندیشهها را که درمیانست و خود بدترین دردی میباشد بحساب نمیآورند و آن را عیب کار خود نمیدانند.
از آنسوی گرفتم که اینها را دانستند و چنین خواستند که چارهای باین پراکندگی اندیشهها نمایند ، آیا چه کار خواهند کرد؟!.. چه چاره بکار خواهند بست؟!.. آیا نبرد کردن با گمراهیها و پراکندهاندیشیها از دست هر کس برمیآید؟!.. آیا این چیزها تا باین آسانیست؟!..
کسانی از اینان بنزد من میآیند و مینشینند و چنین میگویند : «ما هم یک حزبی تأسیس کردیم ... مرامنامه نوشته شده. حوزهها هم مرتب است. یک روزنامه هم خواهیم نوشت. امتیازش خواسته شده». بیخرد میپندارد حزب خانه است که هر کس یکی بسازد ، یا شرکت تجارتیست که هرچه بیشتر بهتر باشد.
میگویم : شما اگر میخواستید بکوشید و کارهایی کنید ما که از سالهاست میکوشیم و اکنون یک جماعتی هستیم ، چرا نیامدید با ما باشید؟!.. از پاسخ درمیماند و پس از اندکی توقف صدایش را آهسته گردانیده چنین میگوید : «ما هم خواستیم خودمان یک حزبی داشته باشیم».
میگویم شما معنی حزب را ندانستهاید. حزب باغ و باغچه نیست که هر کس آرزو کند خود داشته باشد. اگر چنین باشد هر چند تنی یک حزب دیگری تأسیس خواهند کرد و حزب شما بیش از همان چند تن نخواهد بود.
میبینم بدبخت معنی اینها را نمیفهمد. در پاسخ من میگوید : «بگزار حزبمان را تکمیل کنیم میآییم با شما «ائتلاف» مینماییم».
این یک مایهی رسواییست. یک عنوان بزرگی بدینسان بازیچهی هوسها گردیده. این در این کشور معمول گردیده که هر زمان که یک سختی روی میدهد و یا یک مرد چیرهای پیدا میشود همه خود را کنار میکشند و میدان را بچاپلوسان وامیگزارند ، و هر زمان که آزادی پیش میآید بدینسان حزبسازی آغاز میگردد.
(بخش دیگر این نوشتار را فردا خواهیم آورد)
Post #27437
553