✴️ حزب و گمراهیهای سیاسی
🖊 احمد کسروی
🔶 باید از نادانیها جلو گرفت
بخش یکم
ما تاكنون بارها نام «حزبسازی» برده و گله كردیم. ولی هنوز جای گله باز است. هنوز باید گفتارها برانیم. این یك بازیچهی بسیار خنكی گردیده. شش یا هفت تن گرد هم مینشینند و یك رشته جملههایی را از اینجا و آنجا دزدیده در یك دفتری مینویسند :
«وحدت ملی ، ترویج كشاورزی ، اصلاح برنامهی فرهنگ ...» و نامی نیز از فلان و بهمان بروی خود میگزارند ، و همین را حزب میشمارند و بهمدیگر وعده داده چنین میگویند : باید تبلیغات كنیم ، باید بكوشیم ، باید جامعه را اصلاح نماییم ـ بیخردان چنین میپندارند كه با این چند چیز حزب درست میشود. این بازیچهی كودكانه را حزب مینامند.
🔸در تبریز حكایتی هست میگویند : زنی پسر خود را بدكان مسگر گزاشت كه مسگری بیاموزد. پسر سه روز آمد و دیگر نیامد. مسگر به در خانهشان رفت و در را زد. زن بیرون آمد. پرسید : پسرت چرا دیگر نمیآید؟.. گفت میگوید : من مسگری را یاد گرفتم.
مسگر در شگفت شد و گفت : چگونه در سه روز مسگری را یاد گرفته؟! گفت : آری یاد گرفته. میگوید : مس را میگزارند در آتش میشود گرم ، میکوبند با چكوچ میشود پهن ، اطرافش را برمیگردانند میشود دیگ. استاد خندید و گفت : ناقلا خودش یاد گرفته هیچی ، که بمادرش هم یاد داده.
درست داستان این بیخردانست. چنین میدانند حزب تنها مرامنامه نوشتن و یك نامی بروی خود گزاردن و چند جلسهای دور هم نشستن است ، و این كار را چندان آسان میشمارند كه جوانان ناآزموده و ناآگاه نیز بآن میپردازند.
شما اگر میخواهید تهیدستی و ناآگاهی آنان را بدانید بپرسید : چه كار خواهید كرد؟!.. چه كوششی بكار خواهید برد؟!. شما چه چیزها را كوشش مینامید؟.. اگر اینها را بپرسید خواهید دید درماندند و پاسخی نتوانستند.
برای آنكه اندازهی نادانی این كسان تا اندازهای روشن گردد ناگزیرم یك نكتهای را شرح كنم : اساس یك حزب یا یك جمعیت (یا بفارسی گویم یك باهّماد) یگانگی و همدستی میباشد. صد تن یا هزار تن هنگامی جمعیت یا حزب نامیده میشوند كه باهم یگانه گردند. ببینیم یگانگی با چه چیز درست میشود؟ جز با یكی بودن اندیشهها و مقصدها درست نمیشود.
🔸اینست ما اگر میخواهیم یك جمعیتی پدید آوریم باید بكوشیم اندیشهها و مقصدها را یكی گردانیم. برای این كار هم یک راه بیشتر نیست ، و آن اینكه از یكسو حقایق زندگانی و همچنین منافع كشور را شرح نموده در دلها جا دهیم و از یكسو با اندیشههای گمراه و پراكنده كه دلها را پر كرده ، و همچنین با خیانتها و بدخواهیهایی كه با كشور میشود نبرد كنیم. تنها از این راهست كه خواهیم توانست اندیشهها و مقصدها را بیك زمینه درآوریم.
(بخش بعدی این نوشتار فردا خواهد آمد)
Post #27434
627