چند کلمه در باب نوولای «شکم»
رمان «شکم» نوشتهی احسان فولادیفرد، اثری است که هویت و تعلیق خود را بر پایهی زبانی چرک، زشتگویی عریان و کاربرد تعمدی دشواژهها بنا کرده تا بازتابدهندهی حرص، تعفن و انحطاط اخلاقی شخصیتها -بهویژه اکبر با دست دفرمه و میل سیریناپذیرش- باشد؛ زبانی که با توصیف ترشحات، گوشت لخم و فضولات، تجربهای زیستی و لزج برای مخاطب میسازد. این رویکرد در امتداد سنتهای ادبی جهان مانند امر قبیح در آثار ویلیام باروز و نسل بیت، لحن تند، فرسوده و عامیانهی لویی فردینان سلین، ناتورالیسم تهوعآور «شکم پاریس» امیل زولا و مرزشکنیهای روانی «داستان چشم» ژرژ باتای قرار میگیرد. زشتگویی رمان «شکم» نه یک تفنن، بلکه استراتژی فرمی دقیقی است تا نویسنده اتمسفری متناسب با درون دفرمه و حرصِ ویرانگر انسان معاصر خلق کند.
همین!
#پژندسلیمانی
@pajandski
Post #640
165

- ❤ 7