دلم میخواست از مرسل بپرسم آیا اندوه پایان یافت؟
با رفتن دردها تسکین پیدا میکند؟
Post #2504
50
پَژواک🖤| تَبارِ هُبوط همین لحظه نشسته بودم و به سریال مورد علاقه مادرم نگاه میکردم. مادرم هم مشغول اوتو زدن لباسهای برادرم بود. ناگهان یاد دوست دوران مکتبم افتادم؛ «مرسل». او فقط هجده سال داشت. در چوکی کناری من مینشست؛ دختری قدبلند با چهرهای گندمگون. درست شش ماه بعد از نامزدیاش…
- ❤ 1
- 😢 1
- 💯 1
- 💔 1
- 🗿 1