و من به عیادتش رفتم شفاخانه،
تا رسیدن به مقصد به یک چیز فکر میکردم؛ اینکه دوستم چقدر زود تصمیم گرفت مادر شود چون مه فکر میکنم هنوز در سن نیستیم که بتوانیم یک مسوولیتی بزرگ مثل مادر شدن را بپذیریم.
وقتی رفتم در همان اتاق که دوستم بود دو تا دختر که سنش از من کوچکتر بود زایمان کرده بودند.
میدانید یکی از آنها فقط ۱۷سال داشت و اولین فرزندش را بدنیا آورده بود.
وقتی رفتم اتاق اطفال تازه متولد شده، تا طفل را ببینم؛ دخترک دیگر که خیلی سنش کوچک بود با صدای بلند گریه میکرد از نرس پرسیدم چه شده؟ گفت طفلش وضعیتش وخیم است و دو تا از اطفال دیگرش را یک یا دو روز بعد از ولادت از دست داده ای سومین است که وضعیتش وخیم است و داکترا جوابش کردند و گفتند« خدا اگر معجزه کند و زنده بماند در غیر آن راهی نیست»
ای چه جریان داره؟
این نسل را چه شده؟
کودک همسری تبدیل به یک رواج شده در این مملکت.
نمیدانم چه بگویم از چه بنویسم تا دردی این دلم آرام بگیرد حالا وقتی فرزند آوردن آن دختران نیست
حالا باید آنها مصروف مشق، درس و اینده باشند نه دغدغه بزرگ کردن یک کودک...!
#پژواک🖤@p0zh8
پژواک با درد بینهایت نوشت!