تبدیل عدد صحیح به باینری کاربرد: خطی سازی ضرب متغیر عددصحیح در پیوسته محدودیت: اگر کران بالا متغییر عددصحیح زیاد باشد، انگاه این رویکرد متغیرهای باینری زیادی نیازی دارد و باعث سخت شدن مسئله خطی میشود
📘 Optimyar | آپتیمیارسلام دوستان. دو سوال داشتم یکی اینکه آخرین روشهای حل مسائل چند هدفه با استفاده از روش حل دقیق رو اطلاع دارید؟ جز روش اپسیلون کانستریت و روش لکسیکوگراف، آیا روش حل دقیق دیگهای هست که جبهه پارتو بده؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
دقیق بودن یک رویکرد حل در مسائل MODM به این معناست که جواب یا جوابهای اون روی جبهه پارتو سراسری قرار میگیره و یا اصطلاحا نامغلوب (nondominated) هستن و پاسخ کارا (Efficient) برای مسئله به حساب میاد.
روش هایی مثل مجموع وزنی، اپسیلون محدودیتو امثالهم رو در ادبیات گرچه دقیق میگن، ولی این زیاد درست نیست و تضمینی نیست که لزوما جواب اونا کارا و نامغلوب باشه (البته کارای ضعیف هست که اثبات داره) .
روش اپسلون محدودیت تکامل یافته عملکرد خوبی داره و معمولا جبهه پارتو اون سراسری هست. روش مجموع وزنی گرچه جبهه پارتو میده ولی امکان داره سراسری نباشه و مغلوب باشن. مثل روش اپسیلون محدودیت کلاسیک
نرم بینهایت LP متریک یک تک جواب همواره نامغلوب هست
لکسیکوگرافیک تک جواب میده و همیشه نامغلوب هست. لکسیکوگرافیک وزنی گرچه چندین جواب داره ولی تضمینی بر نامغلوب بودن اون نیست
روش TH ترکیب نرم 1 و نرم بینهایت در روش LP متریک هست و بنظر بند نتایج خوبی میده و پیاده سازی ساده ای هم داره
برنامه ریزی آرمانی ، و یا آرمانی فازی هم تقریبا شبیه LP متریک کار میکنن که نرمال شده باشه
سلام دوستان. دو سوال داشتم یکی اینکه آخرین روشهای حل مسائل چند هدفه با استفاده از روش حل دقیق رو اطلاع دارید؟ جز روش اپسیلون کانستریت و روش لکسیکوگراف، آیا روش حل دقیق دیگهای هست که جبهه پارتو بده؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
در این روش که از روش های حل مسائل MODM به صورت تک جواب هستش، ابتدا مقدار بهینه هر هدف به دست میاد (یعنی چند بار مسئله تک هدفه حل میکنید). بعدش مجموع فاصله اهداف از مقدار بهینه شون رو به عنوان یک هدف جدید تعریف میکنید که میخواید کمینه کنید مقدارش رو. بسته به اینکه شما فاصله رو چطوری تعریف کنید (نرم p چند باشه)، مدلهای مختلفی بدست میاد. در حالت p=1 روش مجموع وزنی سادست و مدل خطی میشه. در p=2 مدل درجه دوم میشه و فاصله اقلیدسی مد نظره (در این حالت میشه مجذور فاصله رو در نظر گرفت که مسئله بهتر حل شه). در p=بینهایت، مسئله minimax میشه یعنی بیشنه انحراف از بهینگی کمینه میشه (در این حالت هم مدل خطی میشه). به طور کلی، هرچی مقدار p افزایش پیدا میکنه حساسیت نسبت به انحرافات بزرگ بیشتر میشه و معمولا مجموع انحرافات افزایش پیدا کنه.
در این روش که از روش های حل مسائل MODM به صورت تک جواب هستش، ابتدا مقدار بهینه هر هدف به دست میاد (یعنی چند بار مسئله تک هدفه حل میکنید). بعدش مجموع فاصله اهداف از مقدار بهینه شون رو به عنوان یک هدف جدید تعریف میکنید که میخواید کمینه کنید مقدارش رو. بسته به اینکه شما فاصله رو چطوری تعریف کنید (نرم p چند باشه)، مدلهای مختلفی بدست میاد. در حالت p=1 روش مجموع وزنی سادست و مدل خطی میشه. در p=2 مدل درجه دوم میشه و فاصله اقلیدسی مد نظره (در این حالت میشه مجذور فاصله رو در نظر گرفت که مسئله بهتر حل شه). در p=بینهایت، مسئله minimax میشه یعنی بیشنه انحراف از بهینگی کمینه میشه (در این حالت هم مدل خطی میشه). به طور کلی، هرچی مقدار p افزایش پیدا میکنه حساسیت نسبت به انحرافات بزرگ بیشتر میشه و معمولا مجموع انحرافات افزایش پیدا کنه.
کد GAMS مسئله تحلیل پوششی داده (DEA). این کد روی یک مثال عددی هم پیاده شده برای اینکه براتون قابل درک باشه.
لازم به توضیح است که مثال عددی 10 واحد تصمیم گیری (DMU) رو دربرمیگره که بر اساس دو پارامتر ورودی و دو پارامتر خروجی (از جنس مثب) ارزیابی میشن و کارایی اونا و ضرایب بهینه وردی (v) , خروجی (u) محاسبه و گزارش میشن. موفق باشید.