قضاوت درباره ترجیحات افراد غریبه، زمانی که با ترجیحات ما تفاوت دارند، دقیقتر است
اما چرا؟
پژوهشگران در پژوهشی جدید نشان دادهاند که افراد برای پیشبینی ترجیحات دیگران، ناخودآگاه از ترجیحات خود بهعنوان نقطه شروع استفاده میکنند؛ بااینحال، هرچه ترجیحات فرد مورد قضاوت با ترجیحات خودمان تفاوت بیشتری داشته باشد، ممکن است بتوانیم آنها را دقیقتر تشخیص دهیم.
این پژوهش به بررسی سوگیری لنگراندازی خودمحورانه (Egocentric Anchoring) پرداخت؛ نوعی سوگیری شناختی که در آن افراد برای درک دیدگاهها، باورها و ترجیحات دیگران، ابتدا به تجربه و ترجیحات شخصی خود تکیه میکنند. این گرایش لزوماً نشانه خودخواهی نیست، بلکه میتواند راهبردی ذهنی برای شناخت دیگران باشد.
پژوهشگران در دو آزمایش رفتاری با مشارکت ۱۱۸ نفر، بررسی کردند که افراد چگونه ترجیحات خود را با ترجیحات دو شخصیت فرضی و دو گروه اجتماعی، یعنی ساکنان شهر و روستا، مقایسه میکنند. شرکتکنندگان ابتدا میزان تمایل خود به انجام فعالیتهای روزمره مختلف را ارزیابی کردند و سپس با استفاده از اطلاعات مقایسهای، ترجیحات افراد ناشناس را تخمین زدند.
نتایج نشان داد که ترجیحات شخصی شرکتکنندگان حتی زمانی بر قضاوت آنها تأثیر میگذاشت که این اطلاعات برای رسیدن به پاسخ درست ضروری نبود. این اثر هم هنگام مقایسه افراد با یکدیگر و هم هنگام مقایسه گروههای اجتماعی مشاهده شد.
بااینحال، یافته مهم پژوهش این بود که شرکتکنندگان در مواردی که ترجیحات فرد ناشناس با ترجیحات خودشان تفاوت بیشتری داشت، عملکرد دقیقتری نشان میدادند. پژوهشگران احتمال میدهند که شباهت زیاد میان خود و دیگران، تشخیص مرز میان ترجیحات شخصی و ترجیحات فرد مقابل را دشوارتر کند؛ پدیدهای که میتوان آن را نوعی اشتباه گرفتن ذهنیت خود با ذهنیت دیگری دانست.
به گفته پژوهشگران، این نتایج نشان میدهد که سوگیری خودمحورانه در مقایسههای اجتماعی، چه در سطح افراد و چه در سطح گروهها، نقش مهمی دارد. آنها همچنین از الگویی شبیه نقشه برای توضیح این فرایند استفاده میکنند: ذهن، ترجیحات شخصی را نقطه مرجع قرار میدهد و با مقایسه آنها با اطلاعات مربوط به دیگران، تصویری از شباهتها و تفاوتهای اجتماعی میسازد.
البته این یافتهها محدودیتهایی دارند. در این آزمایشها، فعالیت مغز اندازهگیری نشد؛ بنابراین، ارتباط احتمالی این فرایند با سازوکارهای عصبی مورد استفاده در جهتیابی فضایی هنوز در حد یک تفسیر نظری است. افزون بر این، استفاده از شخصیتهای فرضی، دستهبندیهای کلی اجتماعی و تکالیف عددی ممکن است بازتاب کاملی از نحوه قضاوت درباره افراد واقعی در زندگی روزمره نباشد.
رویهمرفته، این پژوهش نشان میدهد که شناخت دیگران صرفاً به معنای انتقال تجربه شخصی خود به ذهن آنها نیست؛ بلکه فاصله میان ترجیحات خود و دیگری نیز میتواند در دقت قضاوت نقش داشته باشد.
🚀 @ofoghroydad
🗣 Royal Society Open Science
#روانشناسی #روانشناسی_شناختی #علوم_شناختی #سوگیری_شناختی #سوگیری_خودمحورانه #شناخت_اجتماعی #قضاوت_اجتماعی #شناخت_دیگران #تفکر_انتقادی
Post #40989
1.41K
