TGViewer
ناول سورنا | SORENA NOVEL ناول سورنا | SORENA NOVEL @novelsorena · 310 subscribers
Post #1855 251
نویسنده: مانستر
شیطان را نبین
ژانر:
تناسخ/ترسناک
از وقتی که یادمه عاشق این کار بودم
دوست داشتم جاهایی برم که نباید برم
چیزایی ببینم که نباید ببینم
و موجوداتی که نبایدو به زندگیم راه بدم
شاید جرقه اینا از همون روز اول شروع شد
وقتی که پنج یا شش سالم بود اون پسر بچه با فک شکسته جلوی در اتاقم میایستاد و بی توجه به گریه هام لبخندی میزد که باعث میشد خون از دهنش سرازیر بشه و جلوی اتاقمو کثیف کنه
و مادرم فردا بپرسه: لوناتیک آسیب دیدی؟
و منم بگم: مامان اون پسر اسیب بدی دیده
و اونم بگه: این حرفای عجیبو تموم کن وگرنه هیچوقت قرار نیست هیچ دوستی پیدا کنی!
در سن ده سالگی فهمیدم من قابلیتی دارم که بقیه اونو ندارن
من میتونستم ارواحو ببینم و هر چقدر که سنم بیشتر میشد این قابلیت هم با من قد میکشید و دید من کماکان چیزهایی بیشتر از ارواح میدیدم
هر بار که راجبش با مادرم حرف میزدم اون فقط میگفت: این حرفای عجیبو تموم کن لوناتیک!
شاید دلیل جنون چشم های من اسم جنون انگیز من بود که پدرم قبل از خودکشی برای من انتخاب کرد و مادرم به احترام پدرم قبولش کرد
البته تقریبا هر روز این موضوع که به نظرش اسمم رقت انگیزه رو یادآوری میکنه
اسمم لوناتیک ((lunatic)) به معنای جنون ماهه
یه جا خونده بودم که اسم روی آینده بچه ها تاثیر زیادی داره شاید برای همینه که دچار این جنون شدم
هر چقدر بیشتر به جامعه یک شکل فرو میرفتم میفهمیدم که تمایز چقدر سخته و بعد بلا فاصله مثل نهنگ های دیوانه خودم رو از این اقیانوس همرنگ بیرون می‌انداختم.
جالب ترین قسمت ادم های عادی موقع دیدن فیلم های ترسناک بود چیزی که به نظرم مسخره ترین موضوع برای انتخاب گذروندن وقت بود
اونا اصلا شبیه تصویری که برای مردم به نمایش میکشن نیستن
شاید اگه یکبار از نگاه من دنیارو میدیدن میفهمیدن که دنیای تاریکی توی اشیا تسخیر شده و اون سایه که شب از کمدتون در میاد موجودات مهربون و قابل اعتمادین اما فقط اگه سر به سرشون نزاری!
روح ها قسمت مورد علاقه من بودن افسوس و دردشون که باعث گیر کردنشون تو دنیای مادی بود و باعث میشد دلم بخواد مدت بیشتریو باهاشون حرف بزنم
اما شیاطین چیزی بود که خطر جدی محسوب می‌شدن
وقتی انرژی یک شیطان رو حس میکردم فقط باید سرمو پایین می‌انداختم و نادیدشون میگرفتم درست مثل مردم عادی
اینو وقتی فقط 13 سالم بود فهمیدم که برای اولین بار شروع به دیدن شیاطین کردم فهمیدم که نباید اونا متوجه بشن که دید من با دید بقیه فرق داره
چون اون شیطان کوچولو و قرمز رنگ سعی میکرد منو بکشه تا اینکه به خاطر کبودی و زخم های شدیدی که روی بدنم ایجاد میشد و تصور مادرم از اینکه یکی از همسایه ها دلیل همه این هاست خونمون رو عوض کردیم و من دیگه اون پسر بچه با فک شکسته شده رو ندیدم اما اون بهترین دوست من بود و همیشه کمکم کرد تا با نقص اضافی خودم کنار بیام
محله جدید ما به دلیل منطقه جنگلی و انرژی زیادش شیاطین و ارواح بیشتری داره
و همچنین یک تیمارستان متروکه در انتهای جاده باعث شده تعداد ارواح هم بالاتر بره
اوایل انرژی زیاد اینجا اذیتم میکرد اما رفته رفته سعی کردم که فقط باهاشون کنار بیام
اوایل 15سالگی متوجه شدم در آینه نگاه کردن برای من حتی از دید زدن شیاطین هم خطرناک تره
این رو وقتی متوجه شدم که در مدرسه جدیدم وقتی از آینه به دوستم نگاه کردم همزاد داخل آینه بیرون پرید و با شکستن گردنش به زندگیش پایان داد و من فهمیدم که چشم های من باعث باز شدن دنیاهای موازی داخل اینه ها میشه
نمیدونم چقدر این افسانه بین ادم های عادی رایجه اما فقط میدونم که اونا منتظرن تا این در باز شه و بیرون بیان و شمارو بکشن و تا ابد به جای شما زندگی کنن
قسمت ترسناک تر این افسانه اینه که دو سال از مرگ دوستم میگذره اما هیچکس حتی خانوادش متوجه نشدن که اون دیگه دخترشون نیست!
صورت اون دقیقا شکل ساراست، اون مثل سارا میخنده و مثل سارا میخوره
عادت های بدشو داره و حتی عادت های خوبش رو
اما ...
اون سارا نیست ... و هیچکس جز من متوجه این حقیقت تلخ نمیشه
همزاد من اما علاقه‌ای به کشتنم نداره
هرچقدر که به صورتش نگاه میکنم فقط لبخند میزنه و میگه: دوست دارم فقط بدونم خودت میخوای چیکار کنی...

#داستان_کوتاه #پارت_۱ #شیطان_را_نبین
@novelsorena
  • 👍 5
  • 🤔 1
More from @novelsorena
  1. Oct 10, 2026طبق نوشته‌های تاریخ‌نگار یونانی هرودوت، در خلال جنگ‌های ایران و یونان در سال ۴۹۲ پیش از می…
  2. Oct 10, 2026می‌گویند ایرانی‌ها، متخصصان ساخت کانال‌ها هستند نمونه اش کانال خشایارشا، ۲۵۰۰ سال پیش، و ت…
  3. Oct 8, 2026دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملک…
  4. Oct 8, 2026شب است و قدر نسیمی سحر نمی‌آید که قصه‌ی نرسیدن به سر نمی‌آید بهار بود قرار وصال ما اما خزا…
  5. Oct 7, 2026فریدون در شاهنامه فریدون را میتوان از نمونه های برتر قهرمانانی دانست که تفرد را به خوبی پش…
  6. Oct 7, 2026فریدون ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →