شب است و قدر نسیمی سحر نمیآید
که قصهی نرسیدن به سر نمیآید
بهار بود قرار وصال ما اما
خزان نمیرود از تو خبر نمیآید
به ایستگاه نشسته به انتظار بگو
قطار رفته دگر از سفر نمیآید
شنیدهام که سراغی گرفتهای از من
ولی گمان نکنم از تو بر نمیآید
به شوق چشم تو شعری نوشتهام اما
مرا ببخش به چشمت اگر نمیآید
#امیر_دالوند
#شعر
⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
Post #6331
8
- 💔 1