گهی لبخند و گاهی چشمِ خونینیست، باور کن
اگر امروز جامت از شرابِ غم لبالب شد
همین پیمانه فردا پر ز شیرینیست، باور کن
نمک بر زخمِ دل بسیار خواهد ریخت این دنیا
ولی در عاقبت هر زخم، تسکینیست، باور کن
غمِ دیروز اگر امروز خنده بر لبت آورد
بدان هر رنج، در تقدیر، تمرینیست، باور کن
چه میدانی که فردا از همین اندوهِ جانفرسا
برای خاطراتت قصهای شیرینست، باور کن
نه شادی را بقا باشد، نه اندوهی تا ابد ماند
که هر حالِ جهان روزی دگرگون میشود، باور کن
دلا، از گردشِ گردون شکایت کمترت باشد
که هر چیزی که میآید، گذر کردنیست، باور کن
#آبی