Post #4037
21
💓 نقش دل 💓 #سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #شهلا #قسمت_چهاردهم روزهای سخت و گرم مرداد ماه پشت سر هم میگذشتن و تمام کشاورزا تو مزرعههاشون مشغول جمعآوری محصول بودن.. پدر و مادر و برادرای کوچیکم از صبح تا غروب آفتاب تو مزرعه بودن و من از صبح تا شب تنها بودم... کارای خونه…
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram