Post #3349
32
💓 نقش دل 💓 #سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #شکیبا #قسمت_بیستم بعدم جوراب ضخیم و دمپایی داد دست راحله که بپوشم مبادا زن زاییده جایی قدم بزنه و نجس بشه.. كفرم بالا اومده بود، نمیدونم تو این اوضاع اینجا اومدنشون چی بود. اشاره ای به مامان زدم و گفتم؛ همینجا میمونی مامان؟…
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram