TGViewer
💓 نقش دل 💓 💓 نقش دل 💓 @nnnnnghl · 269 subscribers
Post #3493 34
#سرگذشت

#برشی_از_یک_زندگی
#شکیبا
#قسمت_۲۹

این سفر خیلی حال و هوامو عوض کرده بود.
اسد دوباره برگشته بود به مغازه و طبق روال قدیم میومد و میرفت.......
حدودا یک ماهی گذشت ...
تو این مدت به مامان عطی و مامان خودم سر زدم.
بیشتر سرگرم شیطونی‌های شاهان بودم...
اسد وقتایی که میومد خونه سرگرم گوشیش بود. چند باری ازش خواستم که برام برنامه‌هایی که خودش داره رو نصب کنه، ولی با بهونه‌های مختلف میگفت که به درد تو نمیخوره..
یک روز خودم بدون اینکه ازش اجازه بخوام برنامه رو نصب کردم. بلافاصله بعد از نصب برنامه باهام تماس گرفت و گفت؛ کار خودتو کردی شکیبا؟
خندیدم و گفتم ؛ همه خانم‌های اطرافم این برنامه ها رو دارن، نمیدونم واسه چی تو میگی نه! فکر نکنم کاربدی باشه..
اسد جان یادت باشه که من دختر چهارده ساله نیستم. الانشم وقتی ببینم چیز بدیه خودم حذفش میکنم..
اسد با صدای آرومی که میخواست ناراحتیش رو نشون بده خداحافظی کرد و تلفنو قطع کرد.شونه ای بالا انداختم و با خودم گفتم؛ صبح تا غروب تو این خونه پوسیدم... تنها سرگرمی همینه که از اینم منعم میکنه!
دو سه روزی باهام سرسنگین بود. تعجبم از این بود که من زن حرف گوش کنی بودم، به حرفش گوش میکردم و اون به خاطر یه سرپیچی کوچولو باهام اینطور برخورد میکرد، در صورتیکه من همیشه از خطاهاش چشم پوشی میکردم.........
برعکس اون چیزی که فکرشو میکردم فضای مجازی حسابی سرم رو گرم کرده بود و حداقل از فکر اینکه تو خونه راکد موندم بیرون اومدم...
چند روزی میشد معده درد داشتم، اسد برام از دکتر نوبت گرفته بود. عصر به مطب رفتم، بعد از اینکه مشکلمو بهش گفتم دکتر گفت؛ اول یه آزمایش برات می نویسم... بعد از اینکه انجام دادی بیا تا برات دارو بنویسم.
بعد از آزمایش به همراه اسد اومدم خونه؛ باید دو روز صبر میکردم تا جوابش حاضر بشه..با این حال بدم شاهانم حسابی بد قلقی میکرد، نمیدونم چرا شیرمو نمیخورد و منو پس میزد... رو به اسد گفتم تو این گیرو دار بدی حالم این بچه‌ام منو پس میزنه و شیر نمیخوره نمیدونم چش شده.. گریه میکرد، میدونستم که گرسنشه؛ بچه‌ای نبود که زیاد غذای کمکی بخوره و بیشتر وابسته شیر بود.
اسد گفت؛ برم براش شیر خشک بخرم؟
سری تکون دادم و گفتم؛ نه فعلاً صبر کن...
اما هر چقدر تلاش کردم اون روز و فرداش شاهان اصلاً دوست نداشت که شیر من رو بخوره.. به ناچار با مشورت پزشک اطفال، براش شیر خشک گرفتم.....
بیماری، عصبیم کرده بود و کلافه بودم. احساس خستگی میکردم. آزمایش و گرفتیم و با هم به دکتر رفتیم، به آزمایشم نگاهی انداخت گفت؛ خوب همونطور که از علائمت حدس میزدم شما بارداری...
حس میکردم یه پارچ آب یخ ریختن روم، باورم نمیشد رو به دکتر گفتم؛ خانم شما اشتباه می‌کنید..
دکتر لبخندی زد و گفت دخترم من که از خودم نمیگم، آزمایش اینو نشون میده‌.. الانم با توجه به بارداریت برات مختصر دارویی مینویسم و ارجاعت میدم به متخصص زنان..
از مطب اومدم بیرون، با دیدن شاهان که تو ماشین بهم لبخند میزد و فکر بارداری و بچه جدید دل و روده ام به هم پیچید و تمام محتویات معده ام را بالا آوردم.
اسد سریع از ماشین پرید بیرون و اومد سمتم، دستم رو گرفت از داخل ماشین بطری آبی آورد، باهاش صورتم رو شستم...
پرسید چی شده شکیبا حالت چرا بد شده؟
خواستم جواب بدم که نگام رفت سمت شاهانی که از پشت شیشه گریه میکرد و ما رو صدا میزد.با دیدن اشکاش غم عالم به دلم سرازیر شد. جوابش رو ندادم و رفتم داخل ماشین نشستم.
سوار شد ولی حرکت نکرد؛ نگام کرد و گفت؛ نمیخوای بگی چی شده؟ دکتر چی گفت؟
با اخم گفتم؛ دکتر چی گفت؟ چی میخواستی بگه؟ گفت حامله ام........
اسد چند لحظه ای ساکت شد. نگام کرد و گفت امکان نداره...
اخمی کردم و گفتم؛ اخه چطور ممکنه...
اسد که ناراحتیمو دید خندید و گفت؛ چرا ناراحتی خانم فدای سرت...
نگاه چپی بهش انداختم دلم میخواست خرخره شو بجوام..
اسد با عصبانیت من بیشتر خنده‌اش گرفت و گفت؛ این بچه رو خدا بهمون بخشیده... اصلاً چه بهتر.. اینجوری شاهان بدون همبازی نمیمونه، بچه ها با همدیگه بزرگ میشن یک دفعه راحت میشی..
اشک از چشام جاری شد، با گریه گفتم؛ مگه به همین راحتیه بزرگ کردن بچه اسد؟
اسد هم جدی شد و گفت شكيبا جان عزيزم.. چه بخوای چه نخوای تو الان بارداری، تو که از من اعتقادت بیشتره، نمیتونیم الان با جون یه موجود زنده بازی کنیم پس بهتره به خودت سخت نگیری.


ادامه دارد.....

29
✾࿐༅🍃🌹🍃༅࿐✾
  https://t.me/nnnnnghl
✾࿐༅🍃🌹🍃༅࿐✾
Telegram 💓 نقش دل 💓 •{﷽}• {زندگی صفحه نقاشی ماست، نقاشیهایی زیبا... صحنه ای پر رویا... انتظار دل احساسی ماست. و اگر خوب به تصویر نیاید دل ما، کنج دیوار رکود نقش دل میپوسد}🤍🥀
More from @nnnnnghl
  1. Oct 17, 2026🌹🟢🌹🟢🌹🟢🌹🟢 ماازاون خاص ترین ها هستیم😍😍 اگه یه قدم برامون برداری❤️ برات دربست میگیر…
  2. Oct 17, 2026video post
  3. Oct 17, 2026video post
  4. Oct 17, 2026video post
  5. Oct 17, 2026video post
  6. Oct 17, 2026video post
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →