ملحد مدرن فکر میکند که اعتقاد به خدا مربوط به گذشتهها است؛ آنچه او نمیداند این است که او ناخودآگاهانه هنوز هم به خدا معتقد است. آنچه مدرنیته را مشخص میکند دیگر آن فیگور استاندارد شخص مؤمنی نیست که در خفا به معتقدات خود شک دارد و در عالم وهم و خیال انواع مناهی را مرتکب میشود. ما امروزه برعکس، شخصی را داریم که خود را خوشباش متسامحی نشان میدهد که تماموقت در جستجوی لذت و سعادت است، و ناخودآگاهش مقری است برای انواع مناهی. در اینجا آنچه واپس زده میشود نه لذت یا تمنیات غیرمجاز بلکه همان نفس منهیبودن آنهاست. گفتهی «اگر خدا وجود نداشته باشد آن وقت دیگر هیچ چیزی مجاز نخواهد بود» بدینمعناست که هرچه بیشتر خودتان را بیاعتقاد به خدا بدانید، ناخودآگاه شما بیشتر تحت سلطهی منهیاتی قرار میگیرد که در خوشی شما خرابکاری میکنند (به خاطر داشته باشیم که تز مذکور را باید با نقطهی مقابلش تکمیل کرد: اگر خدا وجود داشته باشد، پس همه چیز مجاز است ــ و این آیا موجزترین تعریف از بنبست یک طالبان افراطی نیست؟
از کتابِ «چگونه لاکان بخوانیم»
اسلاوی ژیژک
ترجمهٔ علی بهروزی
Post #9453
2.22K

- ❤ 12
- 👍 7
- 🤪 5
- 👎 3