عشق (Amour)
نوعى حالت آرامش معجزهآسا كه در آن ظاهراً سلطه خود زير سلطه مىآيد. بىشک عشق را بسيار بهندرت مىتوان در كاملترين شكل آن يعنى آنچه عشق «مجنونوار» يا «ديوانهوار» ناميدهاند و مرزى تقريباً هميشه دستنايافتنى است، بهدست آورد. عشق پديدهاى ذاتاً شكننده است زيرا همواره با خواستههايى مبالغهآميز همراه است: با برخى «ديوانگىها» (و شايد به همان دليل كه «ازدواج از سر عشق» را چنين برجسته و مبالغهآميز جلوه مىدهيم باشد كه آن را بهشدت در معرض خطر طلاق نيز قرار دادهايم). عشق در عين حال، همواره زير تهديد بحرانى است كه مىتواند حاصل بازگشت به حسابگرىهاى خودخواهانه و يا صرفاً بدلشدن آن به يك عادت روزمره باشد.
از کتابِ «درسی دربارهٔ درس»
پیر بوردیو
ترجمهٔ ناصر فکوهی
Post #9470
1.26K

- ❤ 7
- 👍 1