برخلاف قرائتهاى رايج كه فيلمهاى لينچ را تلميحات تاريکانديشانهٔ «عصر نو» به شيفتگى معنوى و مسالمتآميز قلمداد مىكنند كه شالودهٔ نيروهاى نامعقول است، و يا آنها را اقتباس پستمدرن پيچيدهاى از كليشهها تعبير مىكنند، ژيژک اصرار دارد كه لينچ را جدى بگيريم و اين براى ژيژک، به اين معناست كه لينچ را از دريچهٔ نظريهٔ لاكان قرائت كند. لاكانِ ژيژک لاكانِ پساساختارگرايى و نظريهپرداز دالِ سيال نيست، بلكه لاكان امر واقعى است، يعنى نخستين مقوله در سهگانه مشهور لاكانىِ امر واقعى، امر خيالى و امر نمادين. امر واقعى كه پيش از ديگر مفاهيم لاكانى مورد توجه قرار گرفته است، درعينحال مبهمترين آنها نيز هست، چرا كه ذاتاً دركناپذير است و نمىتواند سنخيت چندانى با نظم نمادين زبان و ارتباط (تاروپود زندگى روزمره) داشته باشد؛ ضمن اينكه به حوزهٔ امر خيالى نيز تعلق ندارد كه قلمرو تصاويرى است كه ما با آن همانندسازى مىكنيم و توجهمان را به خود جلب مىكنند. بهزعم لاكان، خيالپردازى پايهٔ اصلىِ «درک ما از واقعيت» است. امر واقعى سويهٔ زيرينِ پنهان و آسيبزاى هستى و درکمان از واقعيت است و تأثيرات و جلوههاى آشوبگرش در جاهايى نامنتظر و غريب احساس مىشود: يعنى در امر متعالى لاكانى. فيلمهاى لينچ در مورد اين نكتهاند كه پشتيبانِ پايه خيالپردازانهٔ واقعيت همچون دفاعى در برابر «امر واقعى» عمل مىكند، «امر واقعى»اى كه غالباً با دخالت در زندگىهاى قهرمانان بروز مىكند، آن هم به شكلى اغراقآميز و از طريق خشونت يا افراط جنسى و از خلال رفتارِ دلبههمزنى كه هم هراسآور است و هم لذتبخش، يا از خلال جلوههاى غريبِ نماهاى درشت يا جزئيات. طبيعتِ آسيبزا و مرموزِ موقعيتهايى كه لينچ خلق مىكند، موقعيتها را به امر متعالى نيز تبديل مىكند.
از کتابِ «هنر امر متعالی مبتذل»
دربارهٔ بزرگراه گمشده دیوید لینچ
اسلاوی ژیژک
ترجمهٔ مازیار اسلامی
Post #9452
2.24K
- ❤ 4